eitaa logo
❤️هم دلی❤️
16هزار دنبال‌کننده
10.8هزار عکس
2.5هزار ویدیو
30 فایل
💫﷽💫 منتظر دریافت پیامای زیباتون هستم😍😍😍 @Delviinam . . . . تبلیغات پربازده https://eitaa.com/joinchat/624099682C3e1a6dd3b9
مشاهده در ایتا
دانلود
❤️هم دلی❤️
#سرگذشت_شیرین #رنگ_آرامش #پارت_هشتاد_چهار اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم. باتعجب به منیژه
اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم. حرفم تموم نشده بودکه حمله کردسمتم موهام گرفت تودستش گفت خیلی دیگه دوربرداشتی جادوگرتوای نه من معلوم نیست چه بلای سرش اوردی که حرف اول اخرش توای اشغال اماشک نکن یه کاری میکنم که ازچشمش بیفتی..مچ دستش گرفتم گفتم اشغال توای موهام ول کن عوضی ,فشاردستش بیشترکرداحساس کردم موهام داره کنده میشه باتمام قدرتم یکی کوبیدم توشکمش خودم ازدستش نجات دادم دقیقانمیدونم به کجاش ضربه زده بودم که ازدردبه خودش میپیچیدبدون اینکه محلش بدم رفتم سمت اتاقم سریع لباس بپوشم بااین شرایط حاضربودم توخیابون بمونم ولی برنگردم خونه..وقتی ازاتاق امدم بیرون منیژه تواشپزخونه بود داشتم میرفتم سمت درکه احساس کردم داره پشت سرم میاد,برگشتم دیدم باچاقو داره بهم تزدیک میشه انگارعقلش ازدست داده بود اگرجاخالی نمیدادم حتمازخمیم میکرد بایه دستم چاقوازدستش کشیدم بیرون بااون یکی دستم هولش دادم عقب که نتونست تعادلش حفظ کنه باپشت افتادزمین سرش خورد به مبل..... ادامه در پارت بعدی 👇
🌸🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃 ما هیچ وقت برای خودمون وقت نداریم 🌸🍃🍃🍃
🌿🌺﷽🌿🌺 ⚠️ما هیچ وقت برای خودمون وقت نداریم ❌ واسه آرامش شادی مون هزینه نمی‌کنیم سخنرانی گوش نمیدیم. ❌مهارت‌های زندگی رو یاد نمی گیریم. ❌نماز و قرآن نمیخوانیم یا انقدر با عجله و بی توجه می خونیم که اثرش خیلی کم و ضعیفه 🙄 بعد میگیم چرا حسودم؟؟ چرا عصبانیم؟؟ چرا همش کابوس میبینم؟؟ چرا اروم و شاد نیستم؟؟؟ چرا با همه مشکل دارم؟؟ راهش خیلی آسونه 🦋کار خیر انجام بده 🦋 عبادت و شروع کن و با خدا اشتی کن 🦋مردم را خوشحال کن انقدر زیبا میتونی زندگی کنی که فرشته ها و خدا بهت لبخند بزنند چه کارهایی خدا رو شاد می کنه همونها رو انجام بده 🦋اصلا به خدا گیر بده بنده دلتو بسپار به خدا.. 🌺🍃از صبح که از خواب پا میشی به خانواده ات لبخند بزن چایی بریز واسه اهل خانواده همه را دعوت کن به یک چای خوش رنگ گل برای خونه بخر لطیفه بگید و شوخی کنید با خونواده تون یعنی همین یعنی کاری رو انجام بدی که لبخند و رضایت خدا رو ببینی. *
🍃🍃🍃🍃🌸 برای تمام وقت‌هایی که برای لذت بردن از لحظه هام، لَنگ کسی بودم، از خودم معذرت می‌خواهم! برای تمام وقت‌هایی که حرفی برای گفتن داشتم اما نگفتم، برای تمام وقت‌هایی که حرفی نداشتم اما سکوت نکردم هم از خودم معذرت خواهی می کنم. امروز برای خودم حق اشتباه کردن قائلم و برای اشتباهاتم، خودم را می‌بخشم
🌸🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃 آقایون بخونند 🌸🍃🍃🍃
✨﷽✨ ✍🏻میدونی آقا؟ خانم ها طبع لطیفی دارن. از صبح چشمشون به دره تا مردشون رو ببینن. 👈🏻غذا می پزن، بچه رو می خوابونن، به خودشون میرسن همه واسه اینه که شما کیف کنین، عاشقشون بشین و جذابیت زنانه ش رو شکوفا کنین. 😍 ❌حالا اینکه هر وقت از راه میاین بگین خسته این دل خانم رو میشکنه. ‼️از قدیم گفتن سر شکسته رو میشه درمون کرد، دل شکسته رو نه! ✅پس همیشه یه جمله رو اویزه گوشتون کنین: مشکلات را در جاکفشی بگذارید و با لبخند وارد شوید. ‌‌ ‌‌‌‌‌ ‌
❤️هم دلی❤️
#سرگذشت_شیرین #رنگ_آرامش #پارت_هشتاد_پنج اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم. حرفم تموم نشده بو
اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم. باسرصدای مانیکان ازخواب بیدارشده بودگریه میکرد..منیژه بخاطرضربه ای که به سرش خورده بودمنگ بودامدپاشه بره پسرش ساکت کنه ولی دوقدم که رفت پخش زمین شد،خیلی ترسیده بودم سریع زنگزدم به ابوالفضل گفتم هرجاهستی بیاخونه تاابوالفضل بیادزنگزدم به اورژانس بعدم نیکان بغل کردم بهش شیردادم تاساکت بشه اورژانس ابوالفضل باهم رسیدن باگریه ماجراروبراشون تعریف کردم منیژه روانتقال دادن بیمارستان ابوالفضلم باهاشون رفت ولی قبل رفتننش منوکلی تهدیدکردگفت برودعاکن بلایی‌سرش نیومده باشه وگرنه خودم میکشمت،اینم شانس من بدبخت بودبااینکه منیژه شروع کننده این دعوابودولی من مقصرشناخته شدم..نیکان پیش من اروم نمیشدمدام گریه میکردبهانه مادرش میگرفت..به ابوالفضل زنگزدم حال منیژه روبپرسم گفت فعلا بیهوشه کاراش کنم یه سرمیام خونه،نزدیک غروب ابوالفضل برگشت خونه گفت نیم ساعت پیش منیژه بهوش امده حال عمومیش خوبه ولی برای اینکه مطمئن بشن خطر رفع شده امشب نگهش داشتن..نیکان کنارابوالفضل اروم بودوهمین برای من کافی بود.... ادامه در پارت بعدی 👇
*🍃🍃🍃🍃🍃🍃🌼🍃 📚 پسر جوان آن قدر عاشق دختر بود که گفت:تو نگران چی هستی؟ دختر جوان هم حرفش را زد:همون طور که خودت می‌دونی مادرت پیره و جز تو فرزندی نداره...باید شرط ضمن عقد بگذاریم که اگر زمین گیر شد،اونو به خونه ما نیاری و ببریش خانه سالمندان. پسر جوان آهی کشید و شرط دختر را پذیرفت... هنوز شش ماه از ازدواجشان نگذشته بود که زن جوان در یک تصادف اتومبیل قطع نخاع و ویلچر نشین شد. پسر جوان رو به مادرش گفت:بهتر نیست ببریمش آسایشگاه؟ مادر پیرش با عصبانیت گفت:مگه من مُردم که ببریش آسایشگاه؟خودم تا موقعی که زمین‌گیر نشدم ازش مراقبت می‌کنم. پسر جوان اشک ریخت و به زنش نگاه کرد. زن جوان انگار با نگاهش به او می‌گفت: شرط ضمن عقد رو باطل کن! ❤️قال امام صــادق علیه السلام: اگر دوست ‌دارى خداوند بر بيفزايد پدر و مادرت را خــوشحال ڪـــن. ‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌┅┄┅┄┅┄◜🔥🍷◞┄┅┄┅┄┅
💐🦋 بعضی ها عجیب خوبند ! من باور دارم که گاهی خدا، با بندگانش ما را در آغوش میگیرد ...! بعضی از آدم‌ها پر از مفهوم هستند پر از حس‌های خوبند‍‍ پر از حرف‌های نگفته‌اند چه هستند، هستند و چه نیستند، هستند یادشان خاطرشان حس‌های خوبشان ...! آدم‌ها بعضی‌هایشان سکوتشان هم پر از حرف هست پر از مرهم به هر زخم است ...
❤️هم دلی❤️
#سرگذشت_شیرین #رنگ_آرامش #پارت_هشتاد_شش اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم. باسرصدای مانیکان ا
اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم. حال خودمم خیلی خوب نبودرفتم تواتاقم که یه کم استراحت کنم،ولی نیم ساعت بعدش ابوالفضل امدپیشم گفت من میدونم منیژه مقصره بهت حسادت میکنه ولی توام یه کم عاقلانه رفتارکن اگربلایی سرمنیژه میومدمیخواستی چی جواب خانوادش بدی..گفتم این ماجرادرصورتی ختم بخیرمیشه که تومنوطلاق بدی اخماش توهم کردگفت این پنبه روازگوشت دربیارمن طلاقت نمیدم بیاازخرشیطون بیا‌پایین بذارخونه روبفروشم دوتاخونه جدابخرم اینجوری همدیگرونمیبینیددعواتون نمیشه گفتم درصورتی خونه روبهت میدم که طلاقم بدی..اون شب تادیروقت نتونستم بخوابم اگرابوالفضل میفهمیدخونه روفروختم خون به پامیکرد،نزدیک صبح باصدای زنگ درازخواب بیدارشدم وقتی ابوالفضل دربازکرددیدم..برادرومادرمنیژه پشت درهستن..مادرش تاواردخونه شدشروع کردبه فحاشی کردن باتهدید‌به ابوالفضل گفت به این زنیکه فلان فلان شده بگواگریه تارموازسردخترم کم بشه اتیشش میزنم بی کس کارگیراورده توشهرغریب،خیلی خودم کنترل کردم که ازاتاق نیام بیرون ازخجالتش دربیام برعکس مادرش برادرش ادم باشعوری بودهمش به مامانش تذکرمیدادبه کسی بی احترامی نکن...‌ ادامه در پارت بعدی 👇 ‌‌‌‌‌‌ ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli