eitaa logo
❤️هم دلی❤️
16هزار دنبال‌کننده
10.8هزار عکس
2.5هزار ویدیو
30 فایل
💫﷽💫 منتظر دریافت پیامای زیباتون هستم😍😍😍 @Delviinam . . . . تبلیغات پربازده https://eitaa.com/joinchat/624099682C3e1a6dd3b9
مشاهده در ایتا
دانلود
5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلاااام 😊✋ صبحتون بخیر☕️🌸 امروزتون سرشاراز شادے و لبخند😊 همگروهے هاے گلم🌸 روزتون پراز آرامش همیشہ شاد باشید😇 لبخنـد بزنید🥰 محبت ڪنید💕 دستے را بگیرید🤝 با ڪلامتون امیدے بدهید💓 و شادے را بہ زندگیتون دعوت ڪنید 🌸
🌸🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃 🌸🍃🍃🍃
🌿🌺﷽🌿🌺 🦋نقش بزرگی روح در قانون جذب ⁉️ اگر روح بزرگ شد چه اتفاقی می‌افتد؟ اساساً نقش بزرگی روح در زندگی چیست؟ ✅ از اینجا وارد قاعده‌ای می‌شویم که غربیها راجع به آن خیلی سروصدا کرده اند و برایش ده‌ها کتاب نوشته اند. این قاعده همان قانون جذب است. در حالی که ما شاید هزاران قانون جذب در اسلام داریم. ♻️قانون جذب در اسلام یعنی جذب از معدن خیرات چگونه صورت می‌گیرد؟ معدن خیرات کیست؟ 🦋 در پاسخ این مطلب باید گفت که ما یک هستی مطلق و بی‌نهایتی داریم که به آن الله تبارک و تعالی می‌گویند. 🌺🌿ما هم جلوه‌های او هستیم با محدودیت‌های خودمان. هر چه خروجی‌های شما بیشتر باشد، دریافت ها هم بیشتر است. 😍 آدم هر چه دست از بخل خودش برمی‌دارد، خدا به او بیشتر می‌دهد. بخل در هریک از بخشهای انسانی، فرقی نمی‌کند؛ به محض اینکه شما دست از خودت برمی‌داری، در حقیقت دست از محدودیت بر‌داشته ای و اتصال به بی‌نهایت برقرار کرده ای. ✔️دعواها، درگیری‌ها، طلاق‌ها، دشمنی‌ها آنجایی هست که دوطرف یا یک طرف تنگ‌نظر است و محدودیت دارد و بزرگ نیست. وقتی بزرگ هم نباشد، سوءظن، اتهام، بدبینی و... پیش می‌آید. ✅ پس وقتی روح بزرگ می‌شود، دریافت از بالا بیشتر می‌شود. این قاعدۀ بزرگی روح است. جهت ارسال حرفای دلتون وپاسخ و... با جون و دل میشنوم🥺👇 🧚‍♀🕊 ♥️ @Delviinam ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
🌸🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃 ببخش و بیامرز 🌸🍃🍃🍃
💚‍ "ببخش و بیامرز" 💌☆ وقتی می‌گویی: خداوندا مرا ببخش و بیامرز -اگر می‌خواهی این دعایت بگیرد- ابتدا باید خود، دیگران را بخشیده باشی. نمی‌توان با روحیه‌ای که پر از کینه و نفرت و انتقام است به حوزه‌ی وسیع بخشش و آمرزش وارد شد. چه هر کیفیتی، همجنس خود را می‌پذیرد؛ عالَم بخشش، بخشنده را راه می‌دهد و عالَم کینه، کینه‌ورز را.. پس ببخش تا بخشیده شوی.. رحم کن تا بر تو رحم اید
❤️هم دلی❤️
#سرگذشت_شیرین #رنگ_آرامش #پارت_هشتاد_هشت اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم. برادرش ادم باشعور
اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم. بابام مثل همیشه شروع کردبه سرزنش کردم که چرابامنیژه درگیرشدی اگربلای سرش بیاد پات گیره ازت شکایت میکنن حتی میتونن بندازنت زندان..گفتم من دیگه اب ازسرم گذشته ازوقتی این ماجراروفهمیدیدهیچ کمکی بهم نکردیدمن نمیتونم بااین شرایط دیگه ادامه بدم میخوام طلاق بگیرم چه حمایتم کنیدچه نکنید،کاری هم به حرف مردم ندارم اصلاازاین شهرمیرم،بابام که دیدکوتاه نمیام رفت تاباابوالفضل صحبت کنه شایداین مشکل بتونه دوستانه حلش کنه..ولی ابوالفضل هیچ جوره حاضربه طلاق نشده بودواخرشب بهم پیام دادمنیژه حالش خوبه یکی دو روزدیگه میبرمش توبرگردخونه،درجوابش نوشتم من دیگه نمیخوام باهات زندگی کنم وطلاقم ازت میگیرم شروع کردبه تهدیدکردن که میکشمت ولی طلاقت نمیدم!!انقدرحالم بدبودکه نمیتونستم بخوابم به امیرپیام دادم ابوالفضل طلاقم نمیده چکارکنم مثل همیشه سریع جواب دادگفت بروازش شکایت کن گفتم میترسم نوشت تاوقتی بترسی نمیتونی پیشرفت کنی... ادامه در پارت بعدی 👇 ‌‌‌‌‌‌
❤️هم دلی❤️
#سرگذشت_شیرین #رنگ_آرامش #پارت_هشتاد_نه اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم. بابام مثل همیشه شر
اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم. تاوقتی بترسی نمیتونی پیشرفت کنی دست دست نکن تکلیفت معلوم کن نمیتونی تااخرعمرت بااین ترس زندگی کنی میدونم کار راحتی نیست ولی تومیتونی،باحرفهای امیرقوت قلب گرفتم فرداش رفتم مهریه ام گذاشتم،اجراازابوالفضل شکایت کردم،،وقتی برکشتم خونه بابام گفت مغازه بودی؟گفتم نه باخونسردی گفت میدونم امدم مغازه بسته بودکجارفته بودی؟!برای اولین باربدون ترس توچشماش نگاه کردم گفتم رفتم ازایوالفضل شکایت کردم میخوام طلاق بگیرم..مامانم وقتی شنیدمحکم زدتوصورتش گفت خدامرگم بده ازکی انقدرسرخودشدی یه کم صبرمیکردی میذاشتی بابات بره باابوالفضل حرف بزنه شایدبدون شکایت کردن طلاقت میدادگفتم اون نه حرف حالیش میشه نه منطق بااینجورادمهابایدمثل خودشون رفتارکرد بابام سکوت کرده بودچیزی نمیگفت شایداونم فهمیده بودمن دیگه شیرین چندسال پیش نیستم نمیتونن مجبورم کنن برخلاف میلم باابوالفضل زندگی کنم به مامانم گفتم از روزاولم من راضی به این ازدواج نبودم مجبورم کردیدلطفاازالان به بعدبذاریدخودم برای زندگیم تصمیم بگیرم بابام گفت ابوالفضل خونه رومیخوادبهش بده... ادامه در پارت بعدی 👇 ‌‌‌‌‌‌ ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
🍃🍃🍃💕🍃🍃🍃 بیا چند نکته مادرشوهر داری یادت بدم گلبانو جونم 🌸وقتی مادر شوهرت میگه: آب میخوام🥤موقع آب آوردن، بشقاب زیر لیوان فراموش نشه👌 🌸اگه جلوی شما با شوهرتون و یا پدر شوهرتون بحث کردن، سکوت و ترک کردن محل فراموش نشه👌 🌸اگه رژیم خاصی دارن، مثلا فشار فشار خون و یا چربی خون، غذای جداگانه پختن براشون فراموش نشه👌 🌸اگه کرونا رفت و مسافرت رفتید، سوغاتی کوچیک حتی شده کمی خوراکی محلی برای مادر شوهر فراموش نشه👌 🌸وقتی میان خونتون، موقع تعارف کردن واژه ی، بفرمایید فراموش نشه👌 🌸جلوی مادر شوهرتون تعریف از مادر و خاله و ... نکنید، باعث حساس شدن مادر همسرتون میشه پس تعریف نکردن از کسی فراموش نشه👌 🌸اگه توی جمعی پشت سر مادر شوهرتون صحبت کردن، ترک کردن اون جمع فراموش نشه👌 🌸برنامه ریزی برای فرداتون و آب خوردنم فراموش خودتون نشه👌😍😍
تلنگر پند یک پدر پیر در حال مرگ به فرزندش : منتظر هیچ دستی در هیچ جای این دنیا نباش و اشکهایت را با دستان خود پاک کن (همه رهگذرند) زبان استخوانی ندارد ولی اینقدر قوی هست که بتواند به راحتی قلبی را بشکند (مراقب حرفهایت باش) به کسانی که پشت سرت حرف میزنند بی اعتنا باش آنها جایشان همانجاست دقیقا پشت سرت (گذشت داشته باش) گاهی خداوند برای حفاظت از تو کسی یا چیزی را از تو میگیرد اصرار به برگشتنش نکن پشیمان خواهی شد (خداوند وجود دارد پس حکمتش را قبول کن) انسان به اخلاقش هست نه به مظهرش. اگرصدای بلند نشانگر مردانگی بود ،گرگ سرور مردان بود. قبل از اینکه سرت را بالا ببری و نداشته هايت را به پیش خدا گلایه کنی نظری به پایین بینداز و داشته هات را شاکر باش. انسان بزرگ نمیشود جز به وسیله ی فکرش. ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
❤️هم دلی❤️
#سرگذشت_شیرین #رنگ_آرامش #پارت_نود اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم. تاوقتی بترسی نمیتونی پی
اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم. بابام گفت ابوالفضل خونه رومیخوادبهش بده بدون سرصداطلاق بگیرگفتم خونه بهانه اش ولی چرا باید خونه روبهش بدم جای مهریه ام روبرمیدارم این همه سال جون کندم زحمت کشیدم چرادست خالی بیام بیرون!!من ازحقم نمیگذرم،۲روزی ازاین ماجراگذشته بودکه ابوالفضل امددنبالم گفت برگردخونه شیرین باخانوادش رفته گفتم من برنمیگردم میخوام طلاق بگیرم گفت کورخوندی من طاقت نمیدم تافرداظهربایدبرگردی نمیخواستم توخونه بابام باهاش جربحث کنم سکوت کردم ولی فرداش که رفتم مغازه بهش زنگزدم گفتم امروزفردا احضاریه دادگاه به دستت میرسه تلفن قطع کردنیم ساعت بعدش امدمغازه گفت چه غلطی کردی!؟گفتم ازت شکایت کردم گفت تصمیمت جدیه گفتم اره گفت سندخونه روپس بده مهریه ات روببخش توافقی طاقت میدم گفتم خونه که به نامم هیچ کاری نمیتونی بکنی مهریه ام قانونی ازت میگیرم اما اگرعاقل باشی خونه روجای مهریه بهم میدی بی سرصدا جدامیشیم گفت عمراگفتم خونه روفروختم میخوای چکارکنی؟.... ادامه در پارت بعدی 👇 ‌‌‌‌‌‌
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
❤️هم دلی❤️
#سرگذشت_شیرین #رنگ_آرامش #پارت_نود_یک اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم. بابام گفت ابوالفضل خ
اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم. ابوالفضل فکرکرد شوخی میکنم گفت همچین دل جراتی نداری،گفتم دارم خوبشم دارم حالاکه اینجوری شدازمهریه ام نمیگذرم..گذشت تافرداش که رفتم مغازه داشتم الگولباس مشتری میکشیدم که یهوابوالفضل امدتومغازه دربست بادیدنش گفتم چی میخوای؟حرفم تموم نشده بودکه باکمربندتودستش افتادبه جونم ازدردجیغ میزدم فحش های رکیک بهم میدادمیگفت باکی ریختی روهم خونه روبه کی فروختی زنیکه هرزه،باسرصدام همسایه امدن پشت درمغازه که کمکم کنن ولی درقفل بودبه ناچاربه پلیس زنگزدن وقتی پلیس امدبازم ابوالفضل دربازنکردبه اوناهم فحش میداد..انقدر با سگک کمربند به سر صورتم زده بودکه نیمه بی هوش بودم نا نداشتم ازجام بلند بشم پلیس قفل درشکوندواردمغازه شد،بادیدن حال روزم به اورژانس زنگدزدن ابوالفضلم دستگیرکردن بردن کلانتری..وقتی منوبردن بیمارستان به خانوادم خبردادن مامانم تامنودیدازحال رفت بابام زدزیرگریه هرکس بهم دست میزجیغ میزدم تمام بدنم زخم بود،پلیس امدبیمارستان صورت جلسه کردبابام ازابوالفضل شکایت کرد..... ادامه در پارت بعدی 👇 ‌‌‌‌