eitaa logo
❤️هم دلی❤️
15.9هزار دنبال‌کننده
10.9هزار عکس
2.5هزار ویدیو
30 فایل
💫﷽💫 منتظر دریافت پیامای زیباتون هستم😍😍😍 @Delviinam . . . . تبلیغات پربازده https://eitaa.com/joinchat/624099682C3e1a6dd3b9
مشاهده در ایتا
دانلود
❀✿🌺❀✿🌺❀✿ا ❀✿🌺❀✿ انسان بودن که جنسیت نمی شناسد چه بسیار زن ها را دیده ام که‌ با اسلحه نجابت به نبرد با سختی های زمانه پرداخته ‌و‌ برای خویش قصری از جنس خوشبختی ساخته اند و چه بسا مردانی را دیده ام که با سلاح حیا نام عشق را برازنده عشق نموده اند از تبعیض بپرهیزیم چرا باید مردان به حکم مرد بودن بر بانوان اشراف داشته باشند چرا باید از زن‌ها استفاده ابزاری گردد دوره بردگی جنسی تا کجا می تواند ادامه یابد یادمان باشد انسان‌ها فارغ از هر رنگ و نژاد در هر موضعی که باشند قابل احترامند و آنها که انسان ها را بخاطر پوشش قضاوت می کنند از ازادی بویی نبرده اند که ازادی یعنی اجازه دادن به هر انسان که بتواند انگونه که می خواهد طی طریق کند بیاموزیم که زن ها را از زندان خانه آزاد ساخته و پرو بال پروازشان را احیا نماییم زندگی در کنار هم زیستن و برای هم زیستن است دروغ ها و بغض ها و کینه ها و حسادت ها را دور بریزیم انسان ها را از منظر خویش قضاوت نکنیم از سرکشی در احوال دیگران بپرهیزیم راهنما باشیم و راه گشا دست گیر باشیم نه دست و پاگیر آدمی را آدمیت لازم است 💙🦋 📚 📚 ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🤲خدایا… یادم بده آن قدر مشغول عیب‌هاي خودم باشم که عیب هاي دیگران رانبینم… یادم بده اگر کسی را بد دیدم قضاوتش نکنم، درکش کنم… یادم بده بدی دیدم “ببخشم” ولی بدی نکنم! چرا که نمی دانم بخشیده می شوم یا نه… یادم بده اگر دلم شکست نفرین نکنم، دعا کنم، و اگر نتوانستم، سکوت کنم… یادم بده اگر سخت بگیرم “سخت میبینم”… یادم بده به قضاوت کسی ننشینم، چرا که در تاریکی همه ي شبیه هم هستیم… یادم بده چشمانم را روی بدی‌ها و تلخی‌ها ببندم چرا که چشمان خوشگل، بی‌شک جذاب می‌بینند… خدای همیشگی من!! نمی‌دانم امروز هستم یا فردا… تو از ازل مرا یافته اي و من هنوز در جستجوی توام… یاریم کن لبخند خود را نثار تمام کسانی کنم که دلم را شکستند، قضاوتم کردند، نادیده‌ام گرفتند… یادم بده از آدمها خرده نگیرم… اگر بد شدند بدی دیدند! من مفید هستم و مفید می مانم… چرا که مفید بودن هنر نیست، مفید ماندن هنر نیست
❤️هم دلی❤️
#سرگذشت_شیرین #رنگ_آرامش #پارت_صد_هشت اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم. ابوالفضل گفت میکشمت
اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم. بعدازتو نوبته اون امیرنامرده،البته قبلش من پول اون خونم روازت میگیرم..گفتم خونه روجای مهریه ام برداشتم پول اضافی ازت نگرفتم..قیچی تو دستش جابجا کرد گفت من به توهرزه اعتمادکردم خونم زدم به نامت ولی توازاعتمادم سواستفاده کردی…من هی الکی بحث کش میدادم تازمان بخرم،وخداروشکرموفقم شدم امیرباپلیس خودش به موقع رسوند..تمام مدارک موجودبه نفع من بود وباشکایت منو‌امیرابوالفضل بردن بازداشتگاه وبه خانوادش خبردادن..فرداش پدر ابوالفضل امدتهران برای اینکه باسند آزادش کنه ولی قبول نکردن گفتن درصورتی که مارضایت بدیم ازادش میکنن،به ناچارپدرش به پدرم زنگ میزنه شروع میکنه به التماس کردن که به شیرین بگیدرضایت بده ابوالفضل بایدبرگرده شیراز بچه اش مریضه ووو..بابام بهم زنگ زدگفت برورضایت بده ابوالفضل شرایط روحی خوبی نداره امده پول جورکنه برای عمل پسرش،گفتم پسرش چشه!؟گفت یه بیماری خونی داره که بایدهرچه زودترجراحی بشه هزینه عملشم زیاده.. ادامه در پارت بعدی 👇 ‌‌‌‌‌
🔴❤️اعتراف تکان‌دهنده معلم پیری که باعث شد شاگرد قدیمی‌اش زانو بزند و زار زار گریه کند... 🕰️😭 سال‌ها پیش در کلاسی شلوغ، ساعت مچی گران‌قیمت یکی از دانش‌آموزان ثروتمند گم شد. دانش‌آموز با گریه به معلم گفت: «آقا، ساعت من دزدیده شده!» معلم رو به کلاس کرد و گفت: «هرکس ساعت را برداشته، لطفاً پس بدهد.» اما هیچکس تکان نخورد. معلم که نمی‌خواست پای پلیس و ناظم به میان بیاید و آبروی کسی برود، فکری کرد و گفت: «همه شما بلند شوید و رو به دیوار بایستید و چشمانتان را محکم ببندید. من جیب‌های شما را یکی‌یکی می‌گردم. تا وقتی نگویم، هیچکس نباید چشمانش را باز کند.» دانش‌آموزان اطاعت کردند. در میان آن‌ها، پسری فقیر بود که ساعت را برداشته بود. او از ترس می‌لرزید و عرق سردی بر پیشانی‌اش نشسته بود. او می‌دانست که تا چند لحظه دیگر، آبرویش جلوی همه می‌رود، از مدرسه اخراج می‌شود و دیگر نمی‌تواند سرش را بالا بگیرد. معلم شروع به گشتن کرد... جیب اول، دوم، سوم... تا اینکه به پسرک فقیر رسید. دست معلم ساعت را در جیب او لمس کرد. پسرک منتظر فریاد معلم بود، اما... معلم ساعت را برداشت و بدون هیچ مکثی به سراغ نفر بعدی رفت! او تمام جیب‌های دانش‌آموزان را تا نفر آخر گشت. سپس گفت: «خب، چشمانتان را باز کنید. ساعت پیدا شد.» و ساعت را به صاحبش داد، بدون اینکه نامی از دزد ببرد. آن روز گذشت و معلم هرگز، حتی با یک نگاه معنی‌دار، به روی آن پسر نیاورد که او دزد بوده است. سی سال گذشت... آن پسرک فقیر حالا مرد موفقی شده بود. روزی معلم پیرش را دید و با شوق نزد او رفت و گفت: «استاد، مرا می‌شناسید؟ من همان شاگردی هستم که آن روز ساعت را دزدید و شما جیبش را گشتید اما رسوایش نکردید. شما زندگی مرا نجات دادید. اگر آن روز مرا معرفی می‌کردید، آینده‌ام تباه می‌شد. می‌خواستم بپرسم چطور توانستید آن‌قدر بزرگوار باشید و حتی بعد از آن ماجرا هم نگاهتان به من عوض نشد؟» معلم پیر لبخند مهربانی زد، دست روی شانه مرد گذاشت و جمله‌ای گفت که مرد را همان‌جا روی زمین میخکوب کرد: «پسرم... راستش را بخواهی من اصلاً نمی‌دانستم ساعت را تو برداشته‌ای! چون من هم موقع گشتن جیب‌هایتان، چشمانم را بسته بودم...» مرد به پای معلم افتاد و اشک ریخت. معلمی که نخواست حتی خودش چهره شاگردش را در حال خطا ببیند تا مبادا قضاوتش نسبت به او تغییر کند... نتیجه اخلاقی: پوشاندن عیب دیگران، هنر مردان خداست. تربیت کردن فقط با "نصیحت" نیست، گاهی با "ندیدن" و "گذشتن" است. اگر خطای کسی را دیدی و آبرویش را نبردی، آن وقت ادعای انسانیت کن. یک تلنگر زیبا: بیائید امروز عهد ببندیم اگر رازی از کسی فهمیدیم یا لغزشی دیدیم، صندوقچه اسرار باشیم، نه بلندگوی رسوایی. شاید آن یک خطا، تمامِ حقیقتِ آن آدم نباشد. اگر این داستانِ معلم بزرگوار، قلبت را لمس کرد، آن را به اشتراک بگذار تا یاد بگیریم چطور «ستار العیوب» باشیم.. ❤️ ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
❤️هم دلی❤️
#سرگذشت_شیرین #رنگ_آرامش #پارت_صد_نه اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم. بعدازتو نوبته اون امی
اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم. خلاصه به اصرارپدرم رفتم رضایت دادم اماقبلش کلی تعهد ازش گرفتن..هرچند امیر اصلا راضی نبود ولی من قانعش کردم که این ماجراتموم بشه کش پیدانکنه..بعدازاین اتفاق امیربه مستاجرش فشار اورد ومجبورش کرد زودترازموعدبلندبشه،وبعدش مااسباب کشی کردیم رفتیم خونه ی امیر،بعد از جابجای خونه امیرمغازه ام روهم عوض کردکه خیالش راحت بشه چندماهی ازاین ماجراگذشت دیگه خبری ازابوافضل نشد!!!اینکه یهوبیخیالم شده بود یه کم برام عجیب بود..گذشت نایه شب خواهرم بهم زنگزدگفت بابا باغش فروخته..گفتم واا اگرپول لازم داشت چرابه مانگفته؟؟گفت پول لازم نداشته ماتازه فهمیدیم پول باغ داده به ابوالفضل به جای خونه تادیگه مزاحم زندگی توامیرنشه..وقتی خواهرم گفت بابام به ابوالفضل پول داد دوستداشتم خودم ازعصبانیت بکشم!! دادزدم چرابه این بیشرف باج دادگفت توبابارونمیشناسی برای حفظ ابروش هرکاری میکنه...ابوالفضل تهدیدش کرده اگر پول خونه روپس ندید ابروتون روتومحل میبرم به همه میگم شیرین وقتی زن من بوده بادوست سابقم ریخته روهم وخونم روفروخته وووو.. ادامه در پارت بعدی 👇 ‌‌‌‌‌
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
انتهای شب تمام نگرانیت را بـه خـــدا بسپار🌟و آسوده بخواب که خدا 🌙 تمام شب بیدار است🌙 شبتون پـراز آرامـش 🌟 خواب‌های رنگی ببینید💕❤️ شبتون بخیر🌟 ❥‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌🦋❥‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
♥️ فرکانس‌های کیهانی: فرکانس امروز ترکیبی از آرام‌سازی درون، جمع‌بندی امور گذشته و آماده‌سازی برای آغازهای جدید است. 🔹 انرژی زمین و آسمان هم‌راستاست و برای پاکسازی ذهنی بسیار مناسب است. 🎨 رنگ انرژی امروز: نیلی و سفید – نماد شهود، پاکی و آگاهی. 🩵 عدد معنوی روز: 9 📩 پیام فرشتگان: «چرخه‌ای در حال پایان است؛ رها کن تا برکت جدید وارد زندگی‌ات شود.» ✨ عدد ۹ نماد تکامل روح، پایان کارماهای قدیمی و آمادگی برای مرحله بالاتر است. ♥️ وضعیت سیارات : ☀️ خورشید در قوس: افزایش بینش، امید و نگاه فلسفی به زندگی 🌙 ماه در دلو: تمایل به آزادی، تفکر متفاوت و الهامات ناگهانی 💬 عطارد فعال: مناسب برای گفتگو، نوشتن و تصمیم‌گیری آگاهانه ⚖️ توصیه: بین عقل و احساس تعادل برقرار کنید. 🌸 ساعات خاص دعا: 🕊 ساعات طلایی امروز: 🌅 ۵:۳۰ تا ۶:۱۵ صبح 🕰 ۱۳:۴۵ تا ۱۴:۱۵ 🌌 ۲۱:۳۰ تا ۲۲:۳۰ 📿 در این زمان‌ها دعا سریع‌تر به اجابت نزدیک می‌شود. 🔮 فال روز : 🌟 امروز نشانه‌هایی از آرامش پس از تنش دیده می‌شود. 💼 کار و امور مالی: بهبود تدریجی 💞 روابط: گفتگوی صادقانه گره‌ها را باز می‌کند 🧠 روحی: الهام قوی، مخصوصاً از طریق خواب یا نشانه‌ها 🔮  رازهای مخفی انرژی امروز : 💎 امروز انرژی «رهاسازی» فعال است: مناسب قطع وابستگی‌های ناسالم بستن پرونده‌های قدیمی پاکسازی انرژی اشیای شخصی ⚠️ از بحث و لجاجت پرهیز شود. 🔢 اعداد کیهانی و معنوی روز ✨ عدد شانس: 5 🍀 (تغییر و حرکت) عدد ثروت: 8 💰 (قدرت و تعادل) عدد عشق: 2 💗 (همدلی و همراهی) 📚 مخصوص روز 🕓 لحظه دقیق عمود: 6:24 صبح 🤲 ساعات ویژه برای اجابت دعا
438.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
1404/9/30               یکشنبه تون شاد و زیبـا امـــیدوارم یـه روز عــالـی  کنار خانواده و عـزیـزانتـون داشتـه باشید دورهمیتون صمیمی و زندگیتون پراز عشق باشه یلدا بـر شمـا مـبارکــــ♥️
📣 30 آذر / قوس ۱۴۰۴ 🕌 30 جمادی الثانی ۱۴۴۷ هجری قمری 🌍 21 دسامبر 2025 🌼 امروز متعلق است به: 🔸 مولی‌الموحدین، امیرالمؤمنین حضرت علی بن ابی‌طالب 🔸 عِصمَةُ‌اللهِ‌الکبری، حضرت فاطمه زهرا 📆 روزشمار معنوی: 🌺 ۱ روز تا ولادت امام محمد باقر ▪️ ۳ روز تا شهادت امام هادی 🌺 ۱۰ روز تا ولادت امام جواد و حضرت علی‌اصغر 🌺 ۱۳ روز تا ولادت امیرالمؤمنین حضرت علی ▪️ ۱۵ روز تا وفات حضرت زینب ❇️ احکام و مناسبت‌های روز: ✨ امروز روزی بسیار نیک و مبارک است و برای امور زیر مناسب می‌باشد: ✅ ازدواج، خواستگاری و عقد 🌳 درختکاری 🚚 جابجایی و نقل‌وانتقال 🤝 دیدارها و ملاقات‌ها 🩸 خون دادن 🩺 آغاز درمان و معالجه 🌾 امور زراعی و کشاورزی 💰 خرید و فروش و تجارت 👶 نوزاد امروز: راستگو، خوش‌قدم و دارای مقام و شأن بالا ✈️ مسافرت: همراه با صدقه انجام شود 🪐 قمر در برج جدی مناسب برای: ✳️ اعمال جراحی ✳️ شروع درمان و معالجه ✳️ امور زراعی و کشاورزی ✳️ شراکت‌ها و امور مشارکتی ✳️ برداشت محصولات 🍼 از شیر گرفتن کودک نیک است 💑 مباشرت: ⚠️ امشب و فردا مباشرت مناسب نیست طبق روایات، ممکن است فرزند دچار اختلال روحی گردد. ⚫️ اصلاح مو (سر و صورت): نیک و موجب ایمنی از بلاها 💉 خون دادن، حجامت و زالو انداختن: امروز حکمی ندارد 😴  تعبیر خواب: 🌌 خواب شب دوشنبه تعبیر بر اساس آیه ۱ سوره مبارکه حمد 💅 ناخن گرفتن: ⛔️ یکشنبه برای گرفتن ناخن مناسب نیست ممکن است موجب بی‌برکتی در زندگی شود 👕👚 دوخت و دوز: ⛔️ بریدن و دوخت لباس نو در این روز مناسب نیست طبق روایات موجب غم و اندوه می‌گردد ⏰ زمان مناسب استخاره در روز یکشنبه: 🔹 از طلوع آفتاب تا ساعت ۱۲ 🔹 از ساعت ۱۶ تا مغرب 🕊 ذکر روز یکشنبه: 🔸 یا ذالجلال والاکرام × ۱۰۰ مرتبه 🌅 ذکر بعد از نماز صبح: 🔹 یافتّاح × ۴۸۹ مرتبه ✨ موجب فتح، نصرت و گشایش امور 🌟 احکام کلی روز: 🔹 روزی مبارک برای شروع کارها 🔹 دید و بازدید با دوستان و خویشاوندان نیک است 🔹 بیمار امروز زود بهبود می‌یابد 🔹 گمشده زود پیدا می‌شود ⚠️ قرض دادن و قرض گرفتن با احتیاط 🌾 کشاورزی، باغبانی و آبیاری خوب است 💼 تجارت و خرید و فروش نیکوست 🤍 اصلاح ذات‌البین و میانجی‌گری بسیار پسندیده 🕊 رسیدگی به ایتام و نیازمندان توصیه می‌شود 💝 صدقه دادن باعث دفع بلاست 👶 ولادت امروز: احتمال بداخلاقی در طبع وجود دارد 🔸 رَک اَرقنوع (ماه ترکی): 📍 امروز در پشت پا قرار دارد ❗️ مراقب آسیب به این ناحیه باشید 🧭 رجال‌الغیب: 🧿 مسیر رجال‌الغیب: سمت شمال ❤️ توصیه می‌شود هنگام حرکت به سوی محل کار یا نیت مهم، رو به این جهت کرده و طلب یاری شود. 📜 دعای ارتباط با رجال‌الغیب 💥بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیم اَلسَّلامُ عَلَیکم یا رِجالُ الغَیب اَلسَّلامُ عَلَیکم اَیَّتُها الاَرواحُ المُقَدَّسَة اَغیثونی بِغَوثِهِ وَانظُروا اِلَیَّ بِنَظرَة یا رُقَبا، یا نُقَبا، یا نُجَبا یا اَبدال، یا اَوتاد یا غَوث، یا قُطب 👈🏼 سپس به هر زبان، حاجت خود را طلب کنید؛ ✨ به اذن الهی، به مقصود خواهید رسید.
💑دعواهای زناشویی به دو نتیجه ختم میشود: ✔️یا هر دو نفر از آن برنده بیرون می آیند، ❌یا هر دو بازنده! ⚠️فردی که تلاش می‌کند دعوای زناشویی را از همسرش ببرد، بزرگترین بازنده‌ی زندگی است. ممکن است دعوا را برده باشد، اما به مرور رابطه و زندگی را خواهد باخت. ✅یاد بگیرید که مشکلاتتان را به درستی طرح و سپس حل کنید و شنونده‌ی گلایه و شکایت همسرتان باشید و در پایان سعی کنید به نقطه‌یی برسید که هر دو با رضایت به اختلاف پایان دهید.
❤️هم دلی❤️
#سرگذشت_شیرین #رنگ_آرامش #پارت_صد_ده اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم. خلاصه به اصرارپدرم رف
اسمم شیرین تویه خانواده شلوغ به دنیاامدم. یه ادم چقدرمیتونست پست باشه رابطه اون زمان من وامیر مثل دوتا ادم معمولی بودو فقط کمکم کردتاازاون شرایط نجات پیداکنم خودش هرغلطی دلش خواست کردمن حرف نزدیم ولی یه رابطه ی ساده منویه جوری بزرگ کرده بودکه هرکس نمیدونست فکرمیکردمن بودم که خیانت کردم بااینکه ازدست بابام خیلی ناراحت بودم ولی یه جورای هم بهش حق میدادم اگرتومحل این حرف میپیچیدابروچندساله اش میرفت دیگه نمیتونستن تواون محل زندگی کنه،امیر وقتی ماجراروفهمیدگفت هرجورشده پول باغ جورمیکنم به بابات پس میدم گفتم توچرا ؟؟!! من خونم میفروشم پولش به بابام میدم..امیر گفت برای فروش خونه عجله نکن درستش میکنم..بعدازاین اتفاق بابام یکبارم راجع به این موضوع باماحرف نزدوهمیشه یه جوری رفتارمیکردکه انگاراتفاق خاصی نیفتاده،ولی من خیلی ناراحت بودم اخه بابام برای اون باغ خیلی زحمت کشیده بود..مثل بچه اش دوستش داشت ولی بخاطرمن ازش گذشته بود.... ادامه در پارت بعدی 👇 ‌‌‌‌