eitaa logo
هم نویسان
274 دنبال‌کننده
172 عکس
30 ویدیو
95 فایل
💠‌ با هم بنویسیم تا به، ادبیات، فرهنگ و تمدن برسیم https://eitaa.com/joinchat/2477260908C5a78446aac سردبیر: @Jahaderevayat 🔻ارسال یادداشت و کوتاه‌نوشت #هم_نویسان
مشاهده در ایتا
دانلود
نامه.docx
19K
(۱۶۴) نامه ای به خواهر فلسطینی خواهرم، شاید باورت نشود اما این روزها امواج غصه و‌ دلواپسی‌هایی که برایت دارم شادی را از دلم ربوده‌است. دست خودم نیست انسان فوق‌العاده احساساتی هستم؛ بنابراین سعی می‌کنم خودداری کنم از مشاهده‌ی تصاویر و کلیپ‌هایی جانکاهی که گویای داستان حماسه‌ی کودکان، نوجوان، زنان و مردانی است در راه دفاع از آرمان‌های‌شان ایستادند؛ اما تو، تک تک این صحنه‌ها را با گوشت و پوست و استخوانت لمس کردی و اکنون تصاویر آنها را مثل آلبوم عکس در ذهنت مرضیه رمضان‌قاسم فارغ التحصیل سطح۳ حوزه از اصفهان @HamNevisan
(۱۶۷) ♨️رژیم صهیونیستی در تندباد خشم ملل ✍️ 😍دیروز تصویری از لندن به دنیا مخابره شد، که حضور بی سابقه مردمی در حمایت از غزه و محکومیت جنایات اسرائیل را نشان می داد. بعد از جنگ جهانی دوم، تاریخ، چنین حضور بی نظیری در پایتخت یک کشور اروپایی که اتفاقاً باعث و بانی اصلی تشکیل این غده سرطانی بوده را کمتر به یاد دارد. غلیان افکار عمومی در کشورهای مسلمان و غیر مسلمان به رغم بایکوت شدید رسانه‌ای از نسل‌کشی رژیم کودک کش در غزه، بار دیگر ثابت کرد شاید این رژیم بتواند با ارعاب و تطمیع، رهبران کشورهای عرب و غیر عرب را با خود همراه سازد، اما هرگز قادر به خرید مشروعیت نخواهد بود. 🌐نکته دیگرِ حضور گسترده مردم جهان در محکومیت کشتار زنان و کودکان بی گناه توسط این رژیم خونخوار، خروج تدریجی افکار عمومی دنیا از زیر یوغ غول های رسانه ای وابسته به یهود است. بدون تردید این بلوغ فکری، مقدمه حادثه ای بزرگتر است که چندین قرن بشر در انتظار آن به سر می برد. انتظاری که به نظر می رسد در حال به سر آمدن است و طلیعه نور از سرزمین حجاز چشمان نگران بشر را نوازش خواهد داد. ⛱با حقیق هـمـراه باشـیـد @haqiq_center @HamNevisan
(۱۶۸) هر فلسطینی داستانی دارد که باید روایت شود. - مردی بالای جنازه طفل شیرخواره اش نشسته و با او سخن می گوید. «برایت سه قوطی شیر خشک آوردم. باور نمی کردم بمب‌های آمریکایی تورا سوزانده باشند.» - زن جوان بی تاب است. به چپ و راست میرود. دستانش را به آسمان می برد و می گوید:«بچه هایم غذا نخورده بودند. آنها گرسنه کشته شدند.» - پزشک بیمارستان غزه می گوید:«اینکه جلوی رسیدن سوخت به بیمارستانها را گرفته اند، صدور حکم اعدام جمعی بیماران و مجروحان است. حکم اعدامی که جهان آزاد، جهان متمدن و جهان مدافع حقوق بشر آن را صادر کرده است.» - مرد خبرنگار می گوید:«همه خانواده ام در بمباران کشته شدند. پسر سه ساله ام. همسرم. مادر پیرم. دخترانم. اما آرمان و هدف ما را با این قتل عام ها نمی توانند از بین ببرند. آرمان ما از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود و می ماند. صهیونیستها هستند که از این سرزمین می روند. نتانیاهو می رود و ما می مانیم.» - مرد جوان می گوید:«با هر بمب و با هر شهید ده نفر از ما لباس رزم می پوشیم و به گردان های قسام می پیوندیم.» همه راوی باشیم. علیرضا مسرتی @HamNevisan
8.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
(170) ⚠️ آیا جرئت دارید که اسرائیل رو به خاطر جنگ غزه مثل روسیه در جنگ اوکراین از مسابقات ورزشی کنار بگذارید؟ © شهاب‌گرافی کپی‌رایت ندارد...🔻 @SHAHAB_GRAPHY @HamNevisan
12.74M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
(171) 🎥 ما پیروزیم✌️... 🔺این خون یک دختر بچه ۵ ساله است میفهمی ؟! 🔸شرف ما ناموس ماست ، خاک ماست ، خانه‌ی ماست ؛ ولی جان ما اینقدر ارزش نداره که زندگی رو به بی‌غیرتی و بی‌شرفی ترجیح بدیم ؛ ما موفق هستم حتماً انشاءالله ... 🆔 @lightmedia @HamNevisan
(173) بنام خدا پاره تن من هر لحظه انگار تکه ای از وجودم میسوزد درد میگیرد نه میتوانم از خودم جدا کنم و نه میتوانم به دیگری بدهم تا دردش را بکشد باید خودم دردش را بکشم اما شیرین هست و گوارا. درد وجودم را روز به روز مقاوم تر میکند. انگار با درد آبدیده تر میشود و محکم تر. دخترها زنها مادرها همه به خیابان آمدند انگار درد آنها را هم بیچاره کرده است و نمی توانند یک جا بنشینند باید کاری کنند حرکتی خیزشی اعتراضی خشمی شاید از دردشان کاسته شود تازه با درد آشنا شدند هرچه این درد بیشتر باشد جنب و خروششان بیشتر. نمیتوانم خودم را جای آن زنی قرار بدهم که وقتی خبر مرگ دختر و همسر و فرزندانش را میشنود چه واکنشی خواهم داشت اما اقرار میکنم که صبر اکسیر اعظم است و همه قدرت ها را به ستوه درمیاورد دوباره دختری را میبینم که کنار دیوار خراب شده نشسته و سر در گریبان دارد شاید با خود فکر میکند: « چه کنم! نه خانه ای دارم نه پدری که سایه اش بالای سرم باشد نه مادری که درآغوشش آرامش بگیرم نه برادری که به غیرتش تکیه کنم خدا را شکر که یک چادری بالای سر دارم و زمینی هم زیر پاهایم.» بیمارستان قتلگاه شده است. قتلگاه جلوی چشم همه جهانیان همه قدرتها همه سران فتنه همه اصحاب سلطه همه کسانی که از مقدس مابی شان حقوق بشر ساخته اند اما حالا خفه خون گرفته اند. اینها تجسم نیرنگ و فریب هستند جز برای منافع خود کاری نمیکنند. بلکه تنها سنگ سود و بهره خود را به سینه میزنند شاید اشک تمساحی هم بریزند اما دیگر این حناها برای دنیا رنگی ندارد چون فطرت سالم جهان بیدار گشته است و همه یک دل فریاد میزنند و دوران عوض خواهد و ما در یک دوران جدید قدم خواهیم گذاشت دورانی که حق از همیشه روشنتر و باطل از همیشه تاریک تر. دورانی هرچه جلوتر میرویم خالص و خالص تر میشویم. سید امین میراسماعیلی @HamNevisan
(174) پوستر برای نبرد با کفار حربی 💥پی‌نوشت: برای مردم مظلوم و مقتدر که در خط مقدم قرار دارند دعا کنیم🤲 "امن یجیب" بخوانیم. اگر رسانه‌ای داریم تبیین کنیم اگر نداریم اهل تبیین را حمایت کنیم فقط جزو نباشیم... 💔این صحنه، معرکه‌ای است برای امتحان قلب‌ها. گرچه دست‌ها به اسلحه نمی‌رسد و مامور به صبریم‌؛ اما قلب‌ها باید بخروشد. خدا به ها نظر دارد. قلبی که در این جنایت وحشیانه برای مجاهدان فلسطینی نتپیده باشد مثل کسی است که از دستش کاری بر می‌آمد و هیچ نکرد. چه فرقی میکند؟ از قلبش کاری برمی‌آمد و از دعایی دریغ کرد... ✍️محمدمهدی حسین زاده @menhaj_hoseinzade @HamNevisan
(175) قوطی‌های خنک خون ✍️جواد اکبری 🔺 هر بار بحثش پیش می‌آمد که پپسی و کوکاکولا و... حامی اسرائیل‌اند میگفتم هنوز قطعی ثابت نشده اصلا مگر چقدر حمایت میکند اصلا مگر تحریم من چه تاثیری دارد 🔺 ولی بعد از اتفاقات این دو هفته بعد از اینکه هزاران انسان را به قتل رساند بعد از اینکه 2704 کودک را کشتند بعد از ماجرای بیمارستان المعمدانی بعد از اینکه آب، برق، سوخت را مسدود کردند بعد از اینکه با افتخار از این قتل‌عام صحبت کردند و پشیمان نبودند 🔺 دیگر غیرت و انسانیتم اجازه نداد بیخیال باشم که به خاطر هوسم کوکاکولا بنوشم و آروغی از روی خوشی بزنم و بگویم ان‌شاءلله که به اسرائیل کمکی نمیرسد. 🔺 نخیر مماشات بس است اگر این‌ها حامی اسرائیل نیستند، خب دهان باز کنند و صراحتا از این رژیم ملعون کودک‌کش برائت بجویند. 🔺شما را نمیدانم اما من نمیتوانم حتی تصور کنم که ریالی از پولم خرج موشکی میشود که کودکان فلسطینی را سلاخی میکند. 🔺 پس این از من نه تنها از این شرکت‌ها خرید نخواهم کرد که حتی اگر کسی دیگری خریده بود استفاده نخواهم کرد ما با این رژیم حرامزاده و حامیانش پدرکشتگی داریم والسلام @HamNevisan
(176) از شدت سرما، نفسم سرد شده بود′.. از درو دیوار صدا میریخت. صدای بمب، موشک، تیر و تفنگ و ترکش. در آغوش گرم مادرم میلرزیدم. لحظه به لحظه فشرده شدنم را در آغوش مادرم بیشتر حس می‌کردم. موشکی به خانه کناریمان خورد و منفجر شد. کل خانه های منطقه لرزید. اشک مادرم روی گونه‌ام چکید و با خون‌های روی لبم ترکیب شد. صبح هفته پیش، پدرم برای هیزم آوردن به بیرون از خانه رفته بود′. ظهر شد بابا نیامد. مادرم با گام های بلند و پر استرس از اینور خانه به آنور قدم برمی‌داشت. خورشید تاریک شد. بابا نیامد. دیگر مادرم خسته‌ام، کنار مبل روی زمین نشسته و با بغض به دیوار زل زده بود′. صبح روز بعد، دست در دست مادرم، به سر خاکی رفتیم. عکس پدرم را که بر قبر خاکی دیدم، سردرد عجیبی گرفتم. دنیا برایم سیاه شد. با خودم گفتم حالا که دیگر کسی برایمان هیزم نمی‌آورد، تب روی پیشانی ام خانه را گرم میکند. شب‌ها خاطرات برادر کوچکم و دلتنگی‌اش میخواهد سینه‌ آزرده‌ام را شرحه شرحه کند. دیشب خواب دیدم در روزی آفتابی، قاصدک‌ها در آسمان پرواز می‌کردند. در پارک سر خیابان مشغول بازی بودیم. من میدویدم و برادرم دنبالم می‌آمد. صدای جیغ های شعف بار و دوستداشتنی‌مان، هنوز در گوشم می‌پیچد. در شیرینی خواب غرق بودم که تلخی موشکی، به بدن نیمه جانم لگدی زد. با جیغی هراسناک از خواب پریدم. هرچه مادرم را صدا میزدم، کسی جوابی نمی‌داد. بوی باروت و دود در کل خانه حس می‌شد. بلند شدم کلید لامپ را زدم، برق ها رفته بود′. سراسیمه به سمت حیاط دویدم، آنجا هم کسی نبود′. نور ماه به روی دستانم تابید. کف دستم چیز هایی نوشته بود′. دستخط مادرم بود. کمی دقت کردم، نام و فامیل‌ام را با خودکار نوشته بود′. قطره آبی که انگار اشک مادرم بود′ روی روز تولدم، جوهر خودکار را پخش کرده بود′. راه پله هارا، دوتا یکی به بالا دویدم تا وارد خانه شدم. مادرم گوشه خانه، غرق در خون افتاده بود″... این همه بود′ کاش هیچ وقت نبود... ابوالفضل سلیمی @HamNevisan
(۱۷۹) گریه نکن عزیزم، زخم‌های صورتت را زود مداوا میکنم. کودک در حال گریه می‌گوید: مادرم کجاست؟ بگویید بیاید پیش من. پرستار رو به همکارش میکند و میگوید: آخر چطور به او بگوییم مادرش شهید شده؟! همکار پرستار به کودک می‌گوید: آلان مادرت اینجا نیست، ما باید برویم پیشش، اگر بگزاری زخم‌هایت را مداوا کنیم، شاید رفتیم پیش مادرت. پرستار شروع کرد به پاک کردن صورت کودک، کودک با صدای غم آلود گفت: این کار صورت من را می‌سوزاند. پرستار گفت یکم دیگر تحمل کنی تمام می شود. و صدای انفجار... دیگر لازم نیست کودک تحمل کند، رفتند پیش مادر کودک. @HamNevisan
(۱۸۰) و اما غزه و کودکانش مادر، بردارم علی کجاست؟ دلم برای برادرم تنگ شده است، میخواهم در آغوشش بگیرم و با او بازی کنم و او را راه ببرم. مادر چرا ساکتی؟ از دیشب که دست همسایه‌مان، ام الرضا بود دیگر ندیدمش. اگر نگویی میروم از ام الرضا میپرسم. درست از چند کوچه آن ور تر است اما میروم. نه نرو عزیزم، بهت میگویم، میدانم اگر ازت قول هم بگیرم بی‌فایده هست. ام الرضا خانه‌‌شان نیست، با علی رفته اند سفر. برای چی اجازه دادی علی را ببرند سفر، او کوچک است و بهانه مادر میگیرد، من طاقت دوری او را ندارم. نه من مطئمنم او بهانه من را نمیگیرد. تو هم دختر بزرگی هستی، نا سلامتی شش سالت است، نباید بهانه برادرت را بگیری. کی برمیگردد؟ آنها بر نمیگردند ما رویم جای آنها. کی؟ نمی‌دانم. شاید چند روز دیگر... @HamNevisan
(182) شده تا بحال تشنه ات بشود؟ چه سوال مسخره ای معلوم است که شده است. شده تشنه است بشود ولی آب نباشد یا آب باشد اما نشود نوشید. آری شده. آیا سختت بوده؟ آری ولی بعدش بلافاصله آب نوشیدم. کودکان غزه کی آب بنوشند؟؟؟ @HamNevisan