eitaa logo
♡ﺤﺎ‍‌ﻤﺪ ﺸﺎﻜﺮﻨﮋﺎﺪ•°• ✾ •°• ﺤﺴﻨﻴﻨ ﺎﻠﺤﻠﻮ♡
359 دنبال‌کننده
4.9هزار عکس
3هزار ویدیو
37 فایل
طلوعمون:𝟭𝟰𝟬𝟰/𝟯/𝟭𝟱 غروبمون:ان شاءالله شهادت✨🍂 -مـآ ؟!اینجـٰاییم‌تا‌ اَزحنجࢪه‌هآیی‌ ڪہ؛ خـدآبوسـیدِھ‌، بگیم-!🫂🫀 -اللّــٰهم‌ نَوِّࢪقُلـوبَنآ؛ بِـالقـࢪآטּ✨ *کپۍ‌؛ بآذکݛِمنبع‌حـٰلالہ🫴🏼 میشنوم؛https://daigo.ir/secret/9174619148 در خدمتم: @hasanini403
مشاهده در ایتا
دانلود
ُامشب بریم پیش عباس بن علی (ع).. زمانی که تک تک جوانان بنی هاشم به میدان رفتند هر بار حضرت عباس (ع) که میدید از حسین (ع) اجازهٔ رفتن به میدان را میگرفت اما حسین (ع) فرمودند:(نه عباس، تو باید مراقب خیمه ها باشی زن ها و بچه ها امیدشان به تو هست تا زمانی که هستی خیال من راحته) تازمانی که سکینه(س) پیش عمو رفت و طلب آب کرد و همینطور علی اصغر (ع) حضرت عباس(ع) پیش برادر رفتند و گفتند: می روم برای کودکان آب بیاورم. . عباس بن علی راهی میدان و امام حسین (ع) نیز خود با او رفت، تا جای که عباس (ع) از حسین (ع) جدا شده و به سمت فرات حرکت کرد چند نفری از سپاه دشمن را کُشت و وارد فرات شد، دست در آب برد ولی به یاد کودکان تشنه و وصیت علی بن ابی طالب که فرموده بودند: عباس زمانی که به فرات رفتی مبادا آب بخوری در حالی که حسینم تشنه است. حضرت مشک هارا پر کرد و سوار بر اسب تاخت سپاه دشمن حمله کردند و تیر به چشمان حضرت عباس (ع) زدند، بعد دست راست رو از بدن جدا کردند و حضرت با دست چپ مشک را گرفت آن دست دیگر را هم قطع کردند، مشک روی زمین افتاد حضرت با دندان بند مشک را گرفت و سوار بر اسب تاخت، دوباره حضرت را تیر باران کردند اما هنوز به راه خود ادامه میداد تا اینکه یک تیر به مشک خورد. حضرت از اسب پایین افتاد و صدا زد اخی یا حسین)) امام به سمت برادر شتافت و عباس (ع) را دید خون را از چشم دیگر عباس پاک کرد، حضرت ابوالفضل (ع) فرمودند: تا جان در بدن دارم مرا سمت خیمه ها نبر.. روم نمیشه تو چشمان سکینه و رباب نگاه کنم از من طلب آب کردن.. امام حسین بالای سر برادر ماند تا حضرت به شهادت رسیدند و به سمت خیمه ها برگشت و اونجا بود که حرم بی کس شد، خیمه ها بی یاور شدند و دشمن جسارت کرد و به خیمه ها حمله کرد. (تا زمانی که عباس بن علی بود کسی جرأت نمی کرد به خیمه ها و امام حسین (ع) نزدیک شود)))! "غریباً، وحیداً، فریدا میگفت زینب از خیمه دید ُ غریباً، وحیداً، فریدا میگفت شمر رو سینه اش پرید ُ غریباً، وحیداً، فریدا میگفت خنجر اش سخت برید ُ غریباً، وحیداً، فریدا میگفت مو تو خیلی کشید ُ والا وقاحت داره خیمه نرید برادرم رو خیمه غیرت داره والا وقاحت داره زنده اس هنوز ببینید انگشتشو حرکت داره " کــــــاش علمدارت بود در امان بودی.. 💔
بچه ها یه عکسی پیدا کردم که برادر و برادرزاده سید و حاجی توش هستن اینقد واضح و خوب هس اما در آمار ۳۱۰ میزارم
اگه آمار ۳۲۰ شد برنامه صدی الماذان (همونی که سید داشت درباره خانوادش حرف میزد گریش گرف) اگه آمار ۳۳۰ شد برنامه لیلة فی القبر (همون برنامه القبر که سید درباره سن فرزنداش حرف زد) اگه آمار ۳۴۰ شد مصاحبه سید و رسالت رو براتون میزارم اگه آمار ۳۵۰ شد مصاحبه با مادر سید رو میزارم رفیق ببینم چیکار میکنید 🥰🥳