#ـمحفل
#ـبسیار زیبا
تلاوت استاد شاکرنژاد سوره القصص آیه۵
وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى ٱلَّذِينَ ٱسۡتُضۡعِفُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَنَجۡعَلَهُمۡ أَئِمَّةࣰ وَنَجۡعَلَهُمُ ٱلۡوَٰرِثِينَ5
میخواهیم که منّت گذاریم بر مستضعفان در زمین و آنها را پیشوایان [مردم] قرار میدهیم و آنها را وارثان [زمین] قرار میدهیم. و آنها میخواهند منّت گذارند بر مستضعفان زیرا آنها را پیشوایان [مردم] گردانند و ایشان را وارث [زمین] کنند.
https://eitaa.com/hamnin403
6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#ـ بسیار زیبا
#ـ محفل
تلاوت بسیار زیبای استاد حاج سید حسنین الحلو سوره یوسف آیه ۵
قَالَ يَا بُنَيَّ لَا تَقْصُصْ رُؤْيَاكَ عَلَىٰ إِخْوَتِكَ فَيَكِيدُوا لَكَ كَيْدًا ۖ إِنَّ الشَّيْطَانَ لِلْإِنْسَانِ عَدُوٌّ مُبِينٌ
[پدر] گفت: ای پسرک من! خواب خود را برای برادرانت مگو که نقشه ای خطرناک بر ضد تو به کار می بندند، بدون شک شیطان برای انسان دشمنی آشکار است.
https://eitaa.com/hamnin403
هدایت شده از _قاریــان ملکوت. 𓏲
9.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔅قصه صحن حضرت زهرا (سلامالله علیها) در نجف چیست؟
🔸خیلی جالبه ...
آیت الله سیستانی خواب حضرت زهرا رو میبینن و در مورد حاج قاسم صحبت میکنن
یا صاحب الزمان الزمان
〽️تا انقلاب مهدی نهضت ادامه دارد
کپی ❌
هدایت شده از فٰاکـــــِــهَةُ القُرا و شَمسُ القُرا .
شبتون به زیبایی این پرچم... 🫀✨🌙
شیعه برات یه روز حرم میسازه مولا جان، حســــ❤️ـــــن (ع)
مانده بودم بدهم دل به علی یا بهحسن؛ دیدم اصلا گِره خورده دلِ مولا بهحسن.. ❣🍀
هدایت شده از فٰاکـــــِــهَةُ القُرا و شَمسُ القُرا .
٠٠:٠٠
«تایم»
عالم به فدای دلِ شکسته حسنِ فاطمه (ع) 💞
باید بقیع صاحب گنبد بشه، امام حسن صاحب مرقد بشه، تموم سنگ های حرم شبیه انگشترش سنگ زِبر جد بشه، هر گوشه ای شبیه شش گوشهُ، خلاصه اش اینکه مثل مشهد بشه، باید مدینه تو جهان مرکز تشیع آل محمد بشه.. ❤️🩹🤲🏻
هدایت شده از فٰاکـــــِــهَةُ القُرا و شَمسُ القُرا .
چندروز دیگر شهادت مولامون حسن بن علی هست؛ غریب مدینه، غریب مادر، مظلوم من حسن جانم ❤️
روزی در مدینه شخصی ناشناس پرس و جو کرد تا به امام حسن (ع) برسد(اون زمان حضرت علی (ع) شهید شده بودند و امام، حسن بن علی بود)
رفت و رفت تا رسید به مولا، حسن بن علی سوار بر شتر بود که مرد ناشناس فریاد زد: تو حسن هستی؟؟
امام حسن مجتبی (ع) از شتر پایین آمدند و فرمودند: بله من حسن فرزند علی و فاطمه و نوه پیامبر خدا هستم.
مرد ناشناس شروع کرد به حرف های ناسزا گفتن به حضرت، اما حضرت چیزی نگفتند و لبخند زدند تا اینکه مرد شروع کرد به امام علی (ع) حرف زدن، دیگر حسن(ع) چهره در هم کشید ناراحت سر خود را پایین انداختند.
حضرت صبر کرد تا صحبت های مرد تموم شود، بعد کریم آل عبا فرمودند: تو مسافری و خسته، اگر جای بخواهی منزل من در اختیار تو است، اگر لباسی بخواهی تو را می پوشانم، و اگر گرسنه باشی غذای به تو می دهم. حال با من بیا، تو مهمان من هستی.
مرد خجالت زده شد و سرش را پایین انداخت، بعد به پای امام حسن (ع) افتادند و معذرت خواستند و گفت: حاکم ما گفته بود شما و پدرتان آدم های خوبی نیستید..
امام حسن مجتبی (ع) مرد را بلند کرد و مرد ناشناس در آغوش حسن بن علی (ع) شهادتین اش را گفت... ❤️🩹💫
کرامت مولامون خیلی زیاده از کودکی کریم بودن ،
کـــــریم آل محمد