هدایت شده از •شاید نور•
ولی واقعا از دست خودم دیوونه شدم.
یه قسمتی از من اینطوریه که:مگه زندگی چیزی به جز تولد و مرگ و ساخت آخرته؟مگه از اولش نمیدونستیم آخرش همینه.
پس چرا ناراحت میشیم؟ما که دوباره هم و میبینیم.
اما اون قسمت دیگه از من هم اینطوریه که اونقدر خاطرات خوش قدیم رو مرور میکنه که از غم و دلتنگی دیوانه میشی.