📪 پیام جدید
تو تیزر قبل از این دیالوگ صحنه فرار تو جنگل بود. یعنی اون دیگه تموم شد؟ همون امیده که رسول رو نجات داده ؟
#دایگو
📪 پیام جدید
آنچه خواهید خواند این دفعه درد داشت
رسول اون طرف مونده
محمد این طرف
محمد نمیدونه رسول زنده است
و رسول فعلا هیچ راهی نداره تا به محمد خبر بده
#دایگو
📪 پیام جدید
اولین باره که واقعا هیچ ایده ای ندارم. هیچ ایده ای ندارم که رسول چجوری قراره از خودش به محمد خبر بده. یا محمد چجوری قراره نشونی ازش پیدا کنه
#دایگو
📪 پیام جدید
چقدر دلم برای تلخی حال محمد میسوزه حواسش به همه هست ولی خودش...
دارم به حال محمد تو بیمارستان پشت اتاقی که رسول داشت احیا میشد وحال الانش که دیگه رسولی نیست فکر میکنم توبیمارستان تلخ بود اما همراهش ته مانده ی امید هم بود ولی حالا فقط تلخی حالش هست بدون امید به برگشت
#دایگو
📪 پیام جدید
باور کنید صبر دارم ، اگه نداشتم تا حالا یه کاری دست خودم داده بودم . ولی وقتی بچه هایی رو که باباهاشون رو بغل میکنن می بینم یه بغض عجیبی گلومو پر میکنه ، حسادت نمیکنم چون به بابام افتخار میکنم ، یکی از همکارای بابام روز خاکسپاریش بهم گفت میدونم صبوری سخته ، ولی یاد زینب کبری بیوفت که توی یه روز همه ی عزیزاش رو از دست داد ولی خم به ابرو نیاورد . اینطوری صبور میشی . البته منم میخوام راه بابامو ادامه بدم . بدون چشم داشت برای خداو حضرت مهدی جونمو بدم . فقط دلم دردو دل میخواست
_میفهمم عزیزدلم. خوب کردی. ما اینجاییم برای شنیدنِ حرفای تو. خوب کردی حرف زدی باهامون❤️🫂
📪 پیام جدید
با اینکه میدونم رسول زندس ولی بازم با این حال محمد حالم گرفته میشه!
#دایگو
📪 پیام جدید
چیزی نمونده بود تا شونه هاش زیر همچین بار سنگینی مچاله بشه🥺❤️🩹
#دایگو
📪 پیام جدید
یک سوال اینکه دلت برای داوود میسخوت فقط به همین دلیل بود 😕
دیگه قرار نیست بلایی سرش بیاری؟؟👀
من امیدوار بودم یک بلایی سرش بیاری که نگو ونپرس👀🚶🏻♀️
هعییی امیدم و نامید کردی هموطن...
#دایگو