📪 پیام جدید
اصلااااااا نمیخوام به ۱۶ خرداد فکرکنم
چرا؟ چون مهر پایان هموطنه
#دایگو
📪 پیام جدید
(((نگاهي به رسول انداختم.. توي ذهنم گذشت "چرا اميد انقدر باهاش صميمانه برخورد ميکرد..؟" ، "نکنه.. نکنه رسول براي آسيب نرسيدن به اميد، که از شواهد برميومد از افراد اتابکيه خودش رو به آب و آتيش زده بود و حاﻻ.. تير خورده بود"..؟ اين افکار ناخودآگاه توي ذهنم ميچرخيدن و هر چقدر ميخواستم کنار بزنمشون و با رسول حرف بزنم، بهم اجازه نميدادن.. زبانم قاصر تر از اوني بود که بعد از اينهمه چيزي که ديده، راحت به کﻼم باز بشه.. )))
و اینجا دلم از محمد گرفت ...
_همون وقت که گفتی فهمیدم..
اینجا دل محمدم از خودش گرفته
📪 پیام جدید
واااااای خدایا چه غلطی کردیم گفتیم پارت بده
الان تا شنبه تو خماری وای چه پارت حساسیم بوددددددددد
#دایگو
📪 پیام جدید
رسول وقتی این*رسول جان* رو میشنوه صدای محمدو تشخیص میده نه؟!
#دایگو
📪 پیام جدید
https://eitaa.com/hamvatanunknown/2431 خودت چی فکر میکنی؟!🤨 من که کاملا جدی ام به نظر منم باید اینکار انجام بشه تمام
#دایگو
📪 پیام جدید
چرا اینکار رو کردی؟! نه واقعا من الان اشک هامو چطوری تا پس فردا نگه دارم ؟! یه حس و حال عجیب دارم ... و جدی بخوام بگم نمیدونم اصلا چرا باید به یه رمان همچین واکنش هایی نشون بدم ... ولی کاش میزاشتی فردا میدادی ... من سعی کرده بودم خودمو اماده کنم و الان نمیدونم واقعا نمیدونم نمیتونم !!!😢
#دایگو
📪 پیام جدید
توی فصل دوم نمیدونم چرا ولی سر چند تا پارت واقعا نتونستم حس هامو درک کنم و گریه کردم و این پارت امشب یکی از همون پارت ها بود ...
#دایگو
📪 پیام جدید
هموطن میشه بعد از اتمام رمان خودم به صورت پی دی اف درست کنم و نگه دارم برای خودم؟! یعنی به کسی نمیدم هاا فقط نگه میدارم برای خودم ..
#دایگو
📪 پیام جدید
چرا دل محمد هم از خودش گرفت؟؟چرا دلتون از محمد گرفت؟؟
پنکه اینجا به اندازه کل فصل یک و دو دلم برای محمد سوخت
آخخخخ محمد...
_که یه لحظه شک کرد تو ذهنش به رسول..