ناشناس هموطن
📪 پیام جدید راستش ذهنم خیلی درگیر موقعیت هاشون بود 😂😂😂 با توصیفاتی که هر دوشون دادن فکر کنم ای
البته محمد رو به اینطرف، رو به پایینِ نقاشی نشسته بود.
ینی همونجا، ولی روش به این سمت
📪 پیام جدید
چالش جالبی بود ولی برام😂😂😂 اینا رو بیخیال عزیز من پارت رو بفرست 😅
_شب انشاءالله
اینجا کمکت میکنم که با شیک ترین لباس و روسری های متنوع
خاصت توی ذهن ها، ماندگار بشی🌱
🪴
با کمترین قیمت بخر✌️😎
مسابقه بزرگ گالری ترمه شروع شد
😍🤩
+ هدیه های جذاب و دخترانه
😁🛍🥺
این مسابقه رو از دست نده🤞🏻🪴
بیا اینجا عزیزم 👇🏻😍🤍
https://eitaa.com/habibegane
📪 پیام جدید
یعنی فکر کنم هم وطن دید اگه پارت نده ترور میشه 😂 گفت با خودش نمی ارزه بیا این مدلی پارتو بدیم بره👀
_دقیقاااااا😂😭🤝🏻
📪 پیام جدید
راستش یهمطلبی رو میخواستم بگم هموطن جان ... میدونم شرایط سختی رو داری ... من در یک تصمیم ناگهانی به این نتیجه رسیدم که تو که پارت رو فرستادی من دقیقا مدلی که خودت تایپ میکنی اونا رو مینویسم و بررات میفرستم ... راستش تا الان نصفش رو نوشتم ولی گفتم بهت بگم ... جایی ارسال نمیکنم فقط برای خودت میفرستم و بعد برای خودمم پاک میکنم چون متوجهم که چرا ... فقط گفتم برای کمک باشه اگر ناراحت نشی
_ممنونم عزیزممم
نه اینطوری خیلی سخته برات. چون من متن داستان رو دارم. یکم بهم ریخته میشه وقتی کپیش میکنم که با یکم ویرایش اکی میشه..
ان شاءالله انجام میدم این پارتهای باقی مونده رو هم.
بازم ممنونم که گفتی❤
📪 پیام جدید
آخیش
بلاخره یه پارت بدون دلهره ...
کاش همین طوری ادامه پیدا کنه و سالم برس سایت..
#دایگو
📪 پیام جدید
https://eitaa.com/hamvatanunknown/2547 چرا اینقدر حق؟؟؟؟
من به احترامش می ایستم و دست و کف و جیغ هورا....
#دایگو
📪 پیام جدید
وقتی حسام رسول رو دید و به محمد گفت: آقا، رسول!
ناخودآگاه یاد نرگس افتادم اون روز که رسول اومده بود خونشون و به محمد گفت: بابا، عمو دتول!
و هر جفتشون میخواستن حضور رسول رو به محمد نشون بدن 🙃
#دایگو