📪 پیام جدید
از اون پارتا بود که به دلت میشست
یجورایی جواب صبر کردنای رسول بود
توی غربت، دور ازهمه، وقتی که همه فکر میکردن مرده و خودش هم اینو میدونست
و سعی میکرد توی همون سختی یک راهی رو باز کنه برای بچه ها
#دایگو
📪 پیام جدید
https://eitaa.com/hamvatanunknown/2549
لین پارت.. ارامش قبل از طوفانه... البته طوفانش شدید نیست خیلی اما خب به هر حال طوفانه
#دایگو
📪 پیام جدید
https://eitaa.com/hamvatanunknown/2549
بنظرم اونقدراهم دل خوش نباشین. شاید این ارامش قبل از طوفان باشه🫢
#دایگو
📪 پیام جدید
از بین رمان هایی که خوندم بهترین و کامل ترین رمان گاندویی هست
وهمه چی قویه چیز ضعیفی نیست داخل این رمان
البته هموطن یک نخوندم
#دایگو
📪 پیام جدید
میدونم واست شرایطش فراهم نیستا
ولی میشه پارت بیشتر بزاری
چون موضوع هیجانی شده
نمیشه مناظر موند
#دایگو
📪 پیام جدید
-خنک آن قمار بازی که بباخت آنچه بودش...بنماند هیچش اِلا هوس قمار دیگر-
یادی کنیم...میدونید دیگه...اونایی که هموطن رو خوندن با این تیکه یه یادگاری دردناک اما زیبا دارن...🥲
#دایگو
📪 پیام جدید
همیشه تو تنهایی هامون بهش می گفتم :آقای مرادی اگه تو گزینش می فهمید اینقدر اشکت دم مشکته استخدامت نمی کرد و اونم همیشه با حاضر جوابی می گفت :من اولین نظامی دل گنجشکی تاریخم .دیالوگی از پارت های آینده
#دایگو
📪 پیام جدید
سلام عزیزم خوندمش بالاخره با اینکه عصر رمان فرستادی ولی تمامش خوندم چقدر گریه کردم ولی ارزشش داشت
#دایگو
📪 پیام جدید
https://eitaa.com/hamvatanunknown/328
الان دیگه معنی اون :)))))))) رو میفهمم..
#دایگو
📪 پیام جدید
امشب دوباره هوس کردم پارت های اخر فصل اول رو بخونم ... جالب بود برام که تشابه های عجیبی با پارت های این چند وقت داشتن... بوی خون ... احساس جسم فلزی داغی که رسول توی بدنش حس میکرد ... مثلا اون لحظه که رسول حالش بد بود و داود با تقلا سعی داشت بره تو اتاق منو یاد اون اتفاق انداخت ... وقتی داود فکر میکرد رسول توی ون بوده و سعی کرد بره ... رسول جانی که محمد وقتی از ماموریت برگشت و توی پیام براش فرستاد و الان موقعی که فکرش رو نمیکرد ببینتش ... چشمی که رسول به محمد گفت ... وقتی محمد ازش خواست دوباره تنها سعی نکنه کوه جابه جا کنه ... اقا رسولم که حالا چقدر راه رو تنها رفته و چه کوهی رو تکون داده بود... حتی اینبار هم رسول سعی داشت محمد رو از گلوله ی امید نجات بده ... حس جالبیه خیلیی
#دایگو