📪 پیام جدید
https://eitaa.com/hamvatanunknown/2815
معلوم نیست تو گذشته چه اتفاقایی واسش افتاده؛ ولییی ترس الانش از اینه که وابستگی مادر و خواهرش بهش کمتر بشه؛ احتمالاً از اینکه تو شغلش اتفاقی براش بیفته هراس داره نمیخواد اگه چیزیش شد خانوادش اذیت بشن؛
ولی خب اگه این باشه درکش نمیکنم؛))
مطمئناً تو گذشته یه اتفاقایی افتاده که ما نمیدونیم
_شاید..
📪 پیام جدید
((من داشتم حال را قربانی گذشته و آینده میکردم. حالی که بهایش را، با گذشته و آیندهام پرداخته بودم.))
آینده نیومده
ولی تو گذشته چی شده ؟
_گذشته گاهی نمیگذره..!
📪 پیام جدید
دور از خونه و خانواده سخته..اینو خوابگاهی ها درک میکنن :)💔
_هوممم🥲
📪 پیام جدید
چرا اسم رسول و عوض کردی با داوودو خیلی بد شد
چرا همه پیش هم تو سایت نیستن؟
_بچهها این داستان هموطن نیست، حتی فنفیکشن گاندو هم نیست،
یه داستان مستقله، منتها چون شما اون شخصیت ها رو دوست داشتید، من برای شخصیت هام از اونها استفاده کردم🤏
📪 پیام جدید
خیلی بد شد دوست داشتم محسولی باشه
_اینجا دیگه رسول نداریم که محسول باشه، نهایتا محدمان داریم😁
📪 پیام جدید
این رمان بشدت عالی یه طرف ، تیزر هایی که فانوس درست میکنه یه طرف دیگه...باورت میشه چند بار از سر ذوق تیزر رو دیدم... :/
_😍🥺🤏
📪 پیام جدید
سلام بابت رمان جدید ممنون فقط شخصیتا یکم دل نچسبن عذر خواه بابت انتقاد
_تو یه پارت نچسب بودنشون رو فهمیدید؟!
📪 پیام جدید
دانیال از بچه های فتا ست؟ بعد یادمان چی؟ تو کدوم ارگان ستوان دومه؟
_دانیال بله،
یادمان هم تو نیرو انتظامیه