📪 پیام جدید
https://eitaa.com/hamvatanunknown/2923 ان شاالله خداوند یه کمکی برسونه از این پارتای اضافه تا اخر رمان داشته باشیم😓
_آمین واقعا😁
📪 پیام جدید
سلام خسته نباشی . خیلی خوشحال شدم دیدم رمان جدید شروع کردی ممنونم و اینکه بلههه پارت بعد لطفا
#دایگو
📪 پیام جدید
https://eitaa.com/hamvatanunknown/2924
رفتارش رو کلنجارش رو نمیفهمم؛ البته خب خیلی چیزا ازش نمیدونیم ما
_خیییلی چیزا..
📪 پیام جدید
https://eitaa.com/hamvatanunknown/2927 اول ممکنه از روی خجالت باشه ، دوم ممکنه هنوز به حسی که داره باور نداشته باشه یا هنوز گنگ باشه و حسش رو ندونه!! شاید هم یه ماجرای دیگه ای بینشون باشه
_ممکنه..
📪 پیام جدید
شاید هم خواهر دانیال از یادمان خوشش میاد ولی یادمان اینو نمیخواد!؟!🤨
_شاید!
📪 پیام جدید
نوچ نوچ نوچ رسول چشم آقا محمدو دور دیده اینجا سیگاری شده😔
_رسول؟! نمیشناسم
📪 پیام جدید
آهااا اوکی دنیا تو نخ یادمانه
ولیی به نظرم یادمانم دوسش داره ها ولی یه ترسی که نمیدونم چیه داره که هی داره از این و اون فاصله میگیره
شاید به قول دوستمون به پدرش ربط داره
_اوهوم.. شاید!
📪 پیام جدید
چی میشد هر روز دو ورق پارت داشتیم 🥲
اصلا اونقدر که محشر مینویسی توصیفی براش پیدا نمیکنم ...
و اینکه خیلی دلم میخاد داستان برسه جایی که هم از گذشته یادمان بخونیم و هم اون حسی که بین دنیا و یادمان هستش
تنها خواهشم اینکه زود زود پارت بده بین تموم این بالا پایین های زندگی ایناس که یکم مارا از این دنیا بیرون میکشه
_ممنونم عزیزمم❤️🦋
واقعا منم خیییلی دلممیخواد زود پیش بریم، ولی خب نمیتونم سریع بنویسم و برسونم پارت ها رو🥲🤏