📪 پیام جدید
بیچاره دانیال 😕
ازهمه جا بیخبر رفیقش به خاطره خواهرش باهاش سرد شده حالا با این کاری که یادمان کرد فکر کنم دنیا هم از دانیال دوری کنه به خاطره یاد آوری یادمان:)))🚶🏻♀️
_🥲🥲🥲
📪 پیام جدید
صدای توی ذهنم گفت: به دانیال نَگه شرفتو ببره!
گفتم: نمیگه.. به هیشکی نمیگه.. هیچکس رو زخم خودش نمک نمیپاشه!
ولی من یه نفر رو میشناسم که دنبال کیسه نمک میگشت تا روی زخمش بپاشه، آره محمد هموطن وقتی از نرگسش میپرسید که این عروسک رو کی برات خریده؟
یا مثلا داوود که رو به محمد گفت آقا ببخشید وقتتونو گرفتم، وقت دنیا هم گرفتم
اینا دنبال نمک که چه عرض کنم دنبال کیسه نمک بودن...
فاطمه جان، هموطن عضوی از قلب ما شده و بخوایم هم نمیتونیم فراموشش کنیم البته این هیچ منافاتی با معرکه بودن رمان جدیدت نداره! دمت گرم
_قلبم خو🥲🥲🥲❤️🩹❤️🩹🫂
📪 پیام جدید
کاش زودتر برسیم به جایی که بفهمم یادمان دقیقا چه مرگشههههه
خدایا نفس عمییییق
_منم منتظرم ازش بخونیم..
📪 پیام جدید
خیلی از دوستان گفتن همچنان یادمان و رسول میبینن درصورتی که اصلا متفاوتن
حالا من با یادمان خیلی کنار اومدم کامل تو ذهنم نشسته، فقط این توحید تو ذهنم نمیشینه! اصلا با لباس پلیس برام متصور نیست همش تو ذهنم صدرای پوست شیره
_با پیراهن تصورش کنید، گاهی وقتا لباس پلیس میپوشه😉
📪 پیام جدید
چشمم روشن دوستِ دختر پیدا کردی و به ما نگفتی
_الکی گفته..🥲
واسه روندنِ دنیا..
📪 پیام جدید
خب چرا از دنیا فراریه؟ مگه دنیا چی بهش میگه تو نبود دانیال.
_منظورش اینه که دربارهی اون دختره حرف زده با دنیا..
📪 پیام جدید
فکر کنم خودش اونجوری گفت، بند دوربینو برا خود دنیا میخواد ن؟ یا ممکنه با اینکار فکر کنه میتونه دنیا رو از خودش دور کنه
_احتمالا دومی..