📄پیامِ شما
《 منم فردا تولدمهههه... 》
••••••••••••••••••••••••••••••••••
خب پارت اضافهی امشب کادوی شما هم هست🥺😁❤️
ستادِ راضی سازیِ مخاطب🥺😜🌱
📄پیامِ شما
《 https:eitaa.comdokhtaranZpesaranA56495
یو هوووو قرار گاندو ۳ پخش بشهههههههه》
••••••••••••••••••••••••••••••••••
احساس میکنم جوابِ جامع و کامل رو فانوس به این پیام داده باشه👌🏻👇🏻🥲🌱
هدایت شده از هایلات-فریادنوشت🖍
📨 #پیام_جدید
📝 متن پیام : «گاندو ۳» به زودی وارد مرحله تولید میشود!
منتظر ادیتای جدید باشیم ینی؟
من بیشتر از پخش سریال از سکانس جدید برا ادیت جدید فانوسی خوشحال میشم😁
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
شما که لطف دارین✨ تو ماههای اخیر هروقت چنین خبرهای جسته و گریختهای از گاندو شنیدیم بیشتر نگران شدیم چون با مشغولیتی که آقای امینی و آفای افشار تو پروژههای مختلف داشتن، عجیب بود! از یه طرف دیگه هم نگرانی از تعویض تیم بازیگرا.
ما تو سریالای صدا و سیما نه از تعویض کارگردان خاطرهی خوبی داریم و نه بازیگر...امیدوارم مدیرا نخوان فقط اسم و برند گاندو رو به هرقیمتی ادامه بدن. خرابش نکنن. ما اگه صحنههامون کم بود واسه ادیت، از هوش مصنوعی شاید بتونیم کمک بگیریم. اونم نشد با همبن صحنههایی که داریم میسازیم و حتی اگه بازم نشد، مهم متن رمان و داستانه که داریم باهم پیش میبریم.
بیاید دعا کنیم اگه ایندفعه خبر جدیه، با همون عوامل سابق باشه و با یه کیفیت خوب توی داستان و تولیدش، که خاطرهی خوبمون از فصلهای قبل رو هم حفظ کنه و هم تکمیل(((:✨
ناشناس هموطن
📄پیامِ شما 《 https:eitaa.comdokhtaranZpesaranA56495 یو هوووو قرار گاندو ۳ پخش بشهههههههه》 •••••
گاندو فصل ۳ خوبه،
ولی با همون تیم..🥲
امیدواریم خاطرهی همون گاندوی ۱ و ۲ رو هم خراب نکنن..🤝🏻🚶♀️
📄پیامِ شما
《 ببین مادرا چه اهمیتی واسه بچه ها دارن که رسول به خاطرش اونطوری با محمد حرف زد🙃》
••••••••••••••••••••••••••••••••••
همینطور بچهها برای مادرا..
مثلا آمنه خانوم🙂
نه بچهها..؟!
📄پیامِ شما
《 ۵۵۰ تا زیاده،۵۱۰ تا خِیرشو ببینی😂》
••••••••••••••••••••••••••••••••••
آره واقعا خیلی خوشبینانه به موضوع نگا کردم😭😂
باید میگفتم ۵۱۵ تا، شاااااید یه حرکتی انجام میشد😁🤝🏻
مرسی از بچه هایی که متن های داستانی یا دلنوشتههای خودشون رو برای اون عکس فرستادن.
چند تاشو بخونیم😍👇🏻📖
دیوار سیمانی کهنه با رنگ کرم و ترکهایش در حیاطی کوچک ایستاده است. بر روی دیوار، تاک انگور سبز و پرپشتی آویزان شده، اما برخی از برگهای آن خشک و نارنجی شدهاند. نسیم ملایم، عطر خنکی را به همراه دارد و صدای خشخش برگها زیر پاها حس آرامش را به ارمغان میآورد. در کنار دیوار، در فلزی قدیمی با رنگ سفید و کمی زنگزدگی، ثابت و محکم ایستاده است. اینجا، جایی است که زیبایی و آرامش، خاطراتی شیرین را در دل هر کسی زنده میکند.
📖🌸
ز کوچه کوچه نگاهت میگذرم؛ اما انگار نسیم طراوت بخش غم هایت، تجلی بخش خوشی هایم نیست. غم نبود تو؛ مدت هاست بر روح و روانم پادشاهی میکند.
یه دلنوشته که فرستادید با ایهام از اون عکس📖😍
سلامم . . اولش بگم من کلا دست خودم نیست بیشتر تو ادبی و احساسی نوشتن مهارت دارم😁❤ گام های بلند و سریعم با رسیدن به کوچه های قدیمی و دلنواز روستا آهسته شدند و چشمانم مبهوت زیبایی خیره کننده خانه (ی) کاهگلی ماند.گویی خاک روی دیوارها از دلم غبار غم میزدود، چند شاخه ای از درخت تاک دیوار را مزین کرده بود و برگ های زرد و نارنجی میانش ، شراره های آتش پاییز را در ذهنم تداعی میکرد ، قدم زدن در کوچه های قدیمی روستا ، انگار تمام دردهایم را التیام بخشیده بود که غصه ها را ز یاد برده بودم و بی توجه به دردهای گاه گاه قفسه سینه ام ، عمیق نفس میکشیدم ؛ کوچه انگار بوی زندگی میداد. هنوز به دیوار خانه کاهگلی خیره بودم ، درب رنگ و رو رفته(ی) سفید و زنگ کوچک قدیمی ،آه که بوی مادربزرگم به مشام میرسید و ذهنم میان خاطرات تلخ و شیرین کودکی به پرواز درآمده بود. از شدت و حلاوت یاد مادربزرگ مهربانم ، کوچه در پیش چشمانم تار شده بود و مسیر دلم ، دیگر دست خودم نبود ، مقصد را پاک ز یاد برده بودم.بار دیگر خانه را از نظر گذراندم و به گام هایم سرعت بخشیدم ای کاش دنیا در کوچه قدیمی روستا متوقف میشد؛ جایی به دور از رضایل زندگی . .
😍🌸🌱👌🏻