حنا🦋.
+ از آسمون نگات میکنم؛ تو فکری؟ - اره همیشه به تو فکر میکنم، نمیذارم درد وغم رفتنت کهنه بشه، تو ب
Shervin @RozMusic.comShervin - Delam Barat Tang Mishe (128).mp3
زمان:
حجم:
3.1M
ما هیچکدوم رفتنتو باور نکردیم، فقط یه روز تو سکوت قبول کردیم که دیگه هیچوقت قرار نیست برگردی . .
از موقعی که رفتی چهلوپنج روز میگذره. از اون شب بلند و تیره و تار. اون شب ما خیلی خدا خدا کردیم، خیلی دعا کردیم، خیلی توسل کردیم، به هر دری زدیم که بمونی و نشد. نشد، رفتی..
رفتی و نور زندگیامون خاموش شد. روزمون شب شد. بهارمون خزون شد.
خزون شد.. خزون..
هوا سرد شد. همهجا یخ زد. گُلای باغ پژمردن. درختای انار حیاط دیگه ثمر ندادن.
وقتی راه افتادیم سمت خونتون، همه رو قسم میدادیم که خبر رفتنت دروغ باشه. ولی تا رسیدیم و زنگ زدیم و تو رو دم در ندیدیم که مثل همیشه بیای استقبال بچهها و نوههات، انگار یه پارچ آبِ یخ ریختن رو سرمون. عالم رو سرمون آوار شد. همون لحظهها بود که گریههای عزیزو دیدیم و آرزو کردیم که کاش اونی که میرفت ما بودیم و تو میموندی. کاش جای تو ما رفته بودیم.
تو روزِ سپردن تن گرم و آغوش مهربونت به دست خاکای سرد، بارون گرفت و آسمون هم پا به پای ما بارید.
رفتنت کمر همه رو خم کرد. ما لرزیدن شونههایی رو دیدیم که تا اون ثانیه تر شدن چشماشونو حتی یهبارم ندیده بودیم. لرزیدن اون شونهها رو دیدیم، وقتی تنِ تو روی شونههاشون بود.
ما خندههامون بعد شما دیگه اون خندههای سابق نشد. قهقهههامون مُرد. چون دیگه هیچکس برامون شعر نخوند و ما رو مثل تو نخندوند.
هنوز همه منتظرن که برگردی. برگردی و بگی که همش یه شوخی بوده. هنوز زنگِ در که میخوره، صدای چرخِ دوچرخه که میشنویم، بوی نون داغ که به مشاممون میرسه، صدای مشمای بستنی که به گوشمون میخوره، دلمون میلرزه.
کاش میشد ما برگشتنتو آرزو کنیم و آرزوی محالمون برآورده شه و تو هم برگردی.
دلمون برات خیلی تنگ شده..
حنا🦋.
و تو کفیل ِدلهای غمدیدۀ مایی ، عباس :)
جان ِمن، اگر بپذیری، هدیهٔ روزِ تولدت باشد..