صوری(به معنای ظاهری و سطحی) ✔️
بذاریم (نوشتار عاميانهی بگذاریم) ✔️
توجیه (به معنای شرح و توضیح) ✔️
منبر سوزان
جالبه که بگم: گاها✖️ ناچارا✖️ خواهشا✖️
+اگه گاهاً و ناچاراً و مجبوراً بعد مامان فارسی اتفاقاً این تنوین عربی رو بزاریم تکلیف چیه؟
-من بچهی فارسیام.
اتفاق ریشه عربی داره و ميتونه تنوین بپذیره.
تازه
ماجراجو : شرطلب و فتنهخواه
یعنی اون داستانی که فکر میکردم ماجراجویی یعنی کنجکاوی منتفیه.
متاع: کالا، مال
مُطاع: فروانروا
.
هول شدن : دستپاچه و ترسیده
هل دادن : تنه زدن
.
ضجر : دلتنگی
زجر : سختی و آزار
.
فراغ : آسودگی
فراق : جدایی