اخیرا اینقد به معروف نبودن سمنان پرداخته شده که سمنان معروف شده. بیاید این کارو روی بوشهر هم تست کنیم.
نزدیکترین تجربهم به پولداری اینه که حین راه رفتن توی آشپزخونه یه اسکناس کف زمین بود چسبید به پام. درسته اسکناس دو هزار تومنی بود ولی خب برای شروع بد نبود.
توی نویسندگی ایدهها یه تقسیمبندی دارن که شامل ایدههای یک خطی و ایدههای سه خطی میشه. تا اینجا که رواله. ولی ایدههای سه خطی میتونه تا پنج خط ادامه داشته باشه.
خب وقتی ممکنه بیشتر از سه خط شه چرا اسمشو این گذاشتید؟ اسم دیگه نبود؟🙄
در این باب اجازه بدید عملکرد جالب معلم انشامونو هم بگم. بزرگوار اینقد به شروع خوب در متن، معتقد بود که سر انشای نوبت دوم بهمون گفت بچهها میدونستید من فقط چهار خط اول انشاتونو میخونم و اگه خوب بود بهتون خوب نمره میدم؟
وقتی دلیلشو پرسیدیم گفت:«حال ندارم.»
الان یه ویدئو از آتشنشانی دیدم که آتشنشانها برای تولد یه همکارشون و خاموش کردن کیک تولدش آژیر مرکزشونو روشن کردن. اون وقت من بچه بودم هروقت اخبار چیزی از آتشسوزی نشون میداد مامانم منو صدا میزد میگفت اینا به خاطر وقتاییه که تو الکی زنگ میزنی به آتش نشانی و خطشون رو مشغول میکنی. عذاب وجدانش هنوز توی سلولهامه.