eitaa logo
منبر سوزان
290 دنبال‌کننده
264 عکس
55 ویدیو
1 فایل
در تمام حیات خود مبتلا به پسرخالگی؛ اونجا که می‌گفت خب چیه عیده دیگه. ‌ صوبتی اگر بود، اگر هست، اگر خواهد بود : https://abzarek.ir/service-p/msg/2461918
مشاهده در ایتا
دانلود
١٩ساله‌ها جمع بشینید منم جا بشم بین‌تون(:
پسر همین دیروز بود که کیف قرمز پرنسسی خریدم، هفت ساله‌م بود و رفتم کلاس اول.
سلامم بچه‌ها خیلی ممنون از محبت و تبریک‌هاتون💙☁️
احساس می‌کنم با تعداد ظروفی که توی اتاق بلوکه کردم می‌تونم ظرف و ظروف جهاز چندتا جَوون رو تامین کنم.
منبر سوزان
اومده می‌گه معلم‌مون امروز گفته که امضای پدر مادرتون پایین برگه‌های امتحانی با روان‌نویس و مداد نباش
می‌فرماد می‌شه از این به بعد خونه رو جارو بزنی و ظرف‌ها رو بشوری؟ می‌گم به خاطر اینکه مامان خسته نشه؟ می‌گه نه، معلم‌مون یه کاربرگ مطالعات داده که توی تقسیم وظایف من جارو زدن و ظرف شستن رو برات تیک زدم. لطفا انجام‌ش بده وگرنه معلم‌مون دعوا می‌کنه.
امروز ماشینو پارک کرده بودم، مربی آموزشگاه رانندگی گفت این خیابونو دور یک فرمون بزن ببینم. گفتم اینجا دوتا خط ممتد داره و در حکم بلواره؛ پس دور یک فرمون ممنوعه. گفت جلوی پارکینگ مردم پارک کردی هیچی بهت نگفتم حالا داری بلوارو یادآوری می‌کنی؟😂
مولا علی علیه السلام می‌فرمایند وارد هرکاری بشید که از اون ترس و واهمه دارید(نقل به مضمون)؛ دوستان آنلاین‌شاپی رو سراغ دارید که کفن رو با تخفیفات بلک‌فرایدی بفروشه؟
هدایت شده از بی‌نهایت
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‌ ‌ ‌ چند ثانیه از آرامشِ ساحل بوشهر زیبا رو قرض بگیریم☺️ ‌ @binahayat_ir
خادم‌های حرم امام رضا هم واقعا باحالن‌ها. یه بار توی صف این ماشین کوچولوهای حرم وایساده بودیم، چندتا از خادم‌های افتخاری که مسئول جمع کردن فرش‌های صحن بودن به اختلاف خوردن و کم‌کم دعوای دوتاشون بالا گرفت. وسط صوبتاشون نگاه‌ یکی‌شون خورد به ما و به طرف مقابل دعوا گفت زشته این کارا زائر آقا رو ناراحت می‌کنه و صلوات بفرستیم و... . حالا ما کاملا مشتاق داشتیم دعوا رو دنبال می‌کردیم لذت می‌بردیم.
اینکه روانشناس‌ها می‌گن همه چی ریشه در کودکی داره واقعا درسته. من هفت ساله که بودم با یکی از بچه‌های فامیل متحد شدیم صبر خادم‌های حرم رو بسنجیم و ظرف پنج شیش دقیقه، هشت بار به یکی‌شون سلام کردیم. هربار منتظر بودیم خادم‌ه دهن‌مونو پر خون کنه ولی متأسفانه هربار با نهایت تبسم جواب سلام‌مونو می‌داد و آخرسر دست کشید رو موهامون بهمون شکلات نعنایی داد.