کاش بچهی یه خونوادهی فوق مرفه و ازاد بودم و نیازی به ساختنِ ایندم با درس خوندن نداشتم.
خیلی حس بدی دارم از اینکه یه سری حرف بی محتوا میزنم و بقیه میخونن<<<
از یکی شنیدم میگفت : وقتی بدون علاقه وارد حرفه، کار یا هرچیزی میشی، علاقهمندای اون حیطه تورو میخورن و به خاطر همینه که شانس کمتری برای موفق شدن داری.
گریه میتونه واکنش ادم نسبت به اندازه و متعادل نبودن هر حسی تو وجودش باشه، نه صرفا شادی و غم.
نیازمند جا گذاشتنِ ذهن و فکر و زندگیم اینجا و زیستن تو یه جای دورِ دورِ دورم ..^^
چیزی که منو بیشتر از دیدن ِبیشعوری، دروغگویی، خودخواهی و هر صفت بد دیگه ای تو طرف مقابلم اذیت میکنه، ضعف و مظلومیتِ اون شخصه.