هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
شاید باورت نشه ولی یه عالمه سناریو تو ذهنم ساختمممم
مثلا یه بار داشتم فکر میکردم جزو معترضین باشم بعد یه بسیجی قد بلند خوش هیکل خوش قیافه با ته ریش جدی ولی مهربون بخواد دستگیرم کنه بعد من گریه کنم و بگم اشتباه کردم دلش بسوزه ولم کنه بعد منم ادم شم از فردا با چادر یه ذره ارایش از خونمون برم بیرون خلاصه ک ازینور به اونور شم بعددد برم مسجد و اینا بعد این بسیجیه گل اون هفته تو محله ما باشه بعد منو ببینه بعد فکر کنه نقشه ای دارم و اینا بخواد تعقیبم کنه زیر نظر داشته باشتم بعد بفهمه دختز خوبی شدم بعد عاشقم بشه (منم ازش خوشم اومده بوده مثلن یذره قبلش) بعد دیگه یکی دومثاه بعد با خانواده بیان خواستگاریو لیلیلیلیییی
•یه دختر کوچولو•
#تعریف_کن
@farsitweets