دلم میخواد مغزمو از سرم دربیارم و بزارم جلوم، براش یه لیوان چایی بریزم و بگم عزیزمن..
میشه انقدر به همه چیز فکر نکنی؟!
میشه بیخیال شی و انقدر من و خودتو اذیت نکنی؟!
چون واقعا داری به فنام میدی .
هدایت شده از باغ خرمالو؛
𝙃𝘼𝙉𝙄.
این کانال بیشتر شبیه یه آزمایشگاهِ که ادمینش با فرمولهای پیچیده سعی میکنه یه معجونِ «حس خوب» بسازه
وای خیلی بامزه بود 😂😭
مرسی ماریا💘
اون که همه رو میخندوند دیگه ،اون که جمعو میچرخوند ..
دعوتش کنی میبینی کم موند دیگه .
نور و کم کرده دوباره لش گوش میده..:)))
من؟
من کسیام که دردهاشو بغل کرده، زخمهاشو با دست خودش بسته، شبایی رو بیدار مونده که هیچکس نفهمید. من اونیم که بارها خواست دستشو دراز کنه، ولی هیچ دستی نبود که بگیره. تو سکوتِ شلوغترین جاها تنها موندم، توی تاریکی دنبال یه نور گشتم و هر بار فهمیدم که فقط خودمم و خودم.
من اونیم که از دردای خودش، از جنگیدنای بینتیجه، از امیدایی که نقش بر آب شد خستهس. اما هنوزم وایساده. هنوزم نفس میکشه، شاید شکسته، شاید خسته، اما هنوزم ادامه میده:)))❤️🩹🌱