یک خبر جالب
ما رفته بودیم دریا بعد انقدر فعال بودن لب دریا داشتن جماعت نماز میخوندن😇
حریم عقیله:)
اگر دوست دارید شماهم تعریف کنید... ازروزی که آقا شهید شدن؛ https://abzarek.ir/service-p/msg/5363532
موقعی که بیت رو زدن ما تو مدرسه بودیم و خبردار شدیم من از وقتی فهمیدم بیت و زدن زجه میزدم و ترسیده بودم،،گفتم نکنه بی پدر شدیم رفت! حسن درست بود برای سحر بیدار شدیم و تا خبر شنیدیم گریه میکردیم و زجه میزدیم،،خوابمون نبرد بیدار موندیم با اینکه خسته بودیم،،داغ بچه های شجره طیبه میناب بود و رهبر شهید مون هم اضافه شد،،ساعت ۴ بعد از ظهر رفتیم مراسم،،مردم گریه میکردن زجه میزدن همدیگر رو بغل میکردن شهرمونم اون روز از داغ رهبرمون ابری شده بود و بارون میبارید،،عجب غم بزرگی بود🥺
______
خیلی سخت بود....
یه سلام بدیم خدمت آقا
السلام علیک یا صاحب الزمان
اسلام علیک یا خلیفه الرحمن
اسلام علیک یا شریک القرآن
الهم عجل لولیک الفرج🌱