Haniyam
هعییی🚶🏻♀
صدای شیر آب و بهم خوردن ظرفا در بک گراند همه ویس های من هست :)
تشکر از مادر عزیزم
دخترک را بغل گرفتم. از قرآن ردش کردم. امروز یکسالِ کذایی تمام میشود و راستی عجب از عُمر آدم. که یکسالش برود پای چیزی که ابداً مهم نیست و برایمان مهم کردهاند. طوری که ح رفت فکر کردم وقتی برگردد کسِ دیگری میشود. انگار که از سفری سخت به خانه بازگشته و حالا میخواهد بارش را بگذارد روی زمین و سبک نفس بکشد. دم در به او گفتم «موفق باشی عزیزم.» و بعد ذهن را چرخاندم که موفقیت چیست و کیست و چه طعمی دارد و آیا میم است که در بهترین دانشگاه درس خوانده و مغز ریاضی بوده و امروز شکسته و نالان است؟ شاید موفقیت یعنی بدست آوردن دردی که حاضر میشوی بکشی یا رنجی که قبول میکنی ببری تا در ازای آن به جایی برسی که هیچ معلوم نیست برسی. در را که بستم دعا کردم. گفتم «خدایا تو میدونی چقدر براش سخت بود، بهترین رو مقدر کن.» بعد فکر کردم چه قشنگ. همهٔ دلهرهها با یک جملهٔ کوچک حل میشود. خدا حتماً میداند چهکارش کند. به درک که نظم احمقانهٔ آموزش از ما بتهایی با کیفیتهای متفاوت میسازد. «کنکور» نتیجهٔ فرایندی غلط است که آدمهای هیچیندانِ پرمغز خلق میکند. آدمهایی پر از فرمولهای شیمی و گسسته و فیزیک. یا پر از منطقهای حفظ شده و تحلیلهای رونوشت شده از ماقبل تاریخ. بابا که خبر داد ح به سلامت رسیده و وارد حوزهٔ آزمون شده صلواتها را تمام کردم. بابا گفت همهچیز مرتب است و هرچه باید بشود میشود و اصلاً اهمیتی ندارد. همهمان همین را به ح میگفتیم. هر روز و هر شب. اما واقعیت این است که ما هم در این نظام دانشمندپرور بزرگ شده بودیم و یک چیز دیگری را میخواستیم. از پس تلاشها و شببیداری ها باید چیزی بیرون میآمد، چیزی به مراتب مطلوب و در شأن خانواده. در تمام این مدت مدام به خودمان نهیب میزدیم که نتیجه مهم نیست و مسیر تلاش اصل است. که مهم بود. که نمیدانم هست هنوز یا نه. گریزی نیست. شاید هم چارهای. راه همهٔ ما از این سد میگذرد و اگر از آن عبور کنیم، احتمالاً بالاخر
https://eitaa.com/haniiidays/2559 فقط کافیه باور کنی که زندگی تو فقط درسات نیست تو خانواده تو داری هنر ها و استعداد ها و دوستات و مهربونیات و بُعد اجتماعی و بُعد فرهنگی و بُعد فردی تو داری. اگر خودت به خودت اینقدر سخت نگیری مطمئنم راحت تر زندگی می کنی حضرت علی(علیهالسلام) میگن دنیا مضحکه ای گریه انگیز است. اگر به هدفات باور داری و چیزی بیشتر از یک شغل برای تو هستن یعنی مثلا برای تو مثل یک عشق می مونن باید بهشون به چشم مسیری نگاه کنی که بهش میرسی درسته مانع هایی مثل کنکور وجو داره اما آیا عادلانه است که خودت اینقدر خودتو اذیت کنی؟ من اینقدر خودمو اذیت کردم که قیافم رفتارم حتی صورتم تو کل سال تحصیلیم افسردگی ازش میبارید اما امسال نمیزارم نمیزارم دوباره این بازی احمقانه تکرار بشه من امسال در حد تعادل درسمو می خونم چون ″زندگی فقط کتابای درسیت نیست فقط کافیه دورتو خوب نگاه کنی″
Haniyam
دخترک را بغل گرفتم. از قرآن ردش کردم. امروز یکسالِ کذایی تمام میشود و راستی عجب از عُمر آدم. که یک
در تمام این مدت مدام به خودمان نهیب میزدیم که نتیجه مهم نیست و مسیر تلاش اصل است. که مهم بود. که نمیدانم هست هنوز یا نه. گریزی نیست. شاید هم چارهای. راه همهٔ ما از این سد میگذرد و اگر از آن عبور کنیم، احتمالاً بالاخره، بعد از چند سالی که از دست رفته، میتوانیم به زندگی بازگردیم. | از کنکور، بیست و یکمِ تیر ١۴٠٣ | #کنکور https://eitaa.com/Vadeh_man ادامه متنی که فرستادی
دلم میخواست پس از اون خواب شیرین، دیگه چشمم به دنیا وا نمیشد
میون قلب متروکم نشونی دیگه از خاطره پیدا نمیشد