این روز ها جام زهری مینوشید ،جرعه جرعه
آرام آرام به استقبال مرگ میرفت ...
این معجون زهر آلود
مخلوطی از غم ، ترس ، اشک، لبخند، امید
اظطراب و فقدان بود
که او بیخیال از همه، آن را با کمال میل سر میکشید
و لبخند به لب می آورد...
#پریشان_گویی
https://eitaa.com/omlet_meow/17145
تو عزیز دل منییی😭🫂❤️
مرسی قشنگممم
مرسی که امشب مو قشنگ کردید
https://eitaa.com/Pooky0/15018
ممنونم پوکی خانممممم😭🫀✨
قلبم امشب اکلیل پمپاژ میکنه تو رگ هام