eitaa logo
♡هانـــ🦋ـــیل♡
91 دنبال‌کننده
891 عکس
345 ویدیو
11 فایل
﷽ من؟هاݩی‍ل اینجا؟دفترچه خاطراتی باطعم امید ،منور به نور صاحب الزمان🌸 ݩا ش‍ݩاﺱ:https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_azq7azx&btn=هانیل:)
مشاهده در ایتا
دانلود
مرغ باغ ملکوتم،نیم از عالم خاک چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم ای خوش آن روز که پرواز کنم تا بردوست به هوای سر کویش پرو بالی بزنم
شیطان بنظرتون انسان‌های متدین رو با چه روشی گمراه میکنه؟ ینی منظورم اینه اگه جای شیطان بودید، متدین‌ها و مؤمنین و شیعه رو چجوری گمراه میکردی؟
شیطان انسان‌های فاسد رو با کارهای فاسد منحرف میکنه و انسان‌های مؤمن رو با کارهای بظاهر مؤمنانه و خوب.
نمازی که برای انسان مؤمن، باعث عجب و تکبر بشه رو، خود شیطان بلندش میکنه و تشویق میکنه که بخونه..🙂
هیئتی که برای انسان مؤمن، تا دیروقت، باعث بشه نماز صبحش قضا بشه رو، خود شیطان تبلیغش میکنه که بیشتر مردم بیان این هیئت! 🙂
جلسه تفسیر قرآنی که باعث بشه صدای امامت رو نشنوی و به یاری امام به کربلا نری رو، خود شیطان رحل قرآن‌ش رو می‌چینه و آب و جارو میکنه! 🙂
من جای شیطان باشم، یه دستوری بدعتی چیزی راه میندازم، ذکری چیزی، که شخص رو مشغولش کنم، بعدش هم که اثری ازش ندید، برم و شک بندازم به دلش و بگم، دیدی؟ این همه مدت این ذکر رو گفتی، آخرش هم هیچی به هیچی!
آیت‌الله‌زرآبادی بعد از مدتی که مشغول یک سری امور سلوکی و عرفانی بودند، یه سری کرامات و قدرت‌های ماورایی پیدا میکنن. اولش فکر میکنن از ناحیه خداست. بعدش صداهایی می‌شنون که: اگه میخوای این مقاماتت بیشتر بشه، باید واجبات رو ترک کنی. آیت‌الله زرآبادی متوجه میشه که همه این قدرت‌ها رو بهش داده تا کافرش کنه. شیطان بواسطه اجنه شیطانی، کارهایی از دستش برمیاد. ایشون فریاد میزنه که: نه! خطاب میکنن بهش که: ازت خواهیم گرفت این قدرت‌ها رو! ایشون میگه: به جهنم! آقای زرآبادی تمام اون توانایی‌ها و قدرت‌ها رو از دست میده. ولی ایشون میگه در اثر انجام واجبات و مستحبات، صد برابر اون قدرت‌ها رو از خدا گرفتم.
و من جگرم سوخت.. 💔
دعبل و زلفا نوشته‌ی مظفر سالاری انتشارات به‌نشر ° 💌| شاعری به‌نام دعبل، در مسیر بازگشت به شهری که به آنجا تعلق داشت، دختر زیبارو و باحیایی رو می‌بیند که دلش را سخت می‌برد! دختری که اسیر بود و به کاخ هارون می‌رفت ... دعبل، شیعه‌ی معتقدی بود که در وصف اهل‌بیت شعرهای فراوان می‌سرود اما اهالی دربار و استادان و دوستانش دائم تشویقش می‌کردند که مَدح عباسیان بگوید و درهم و دینار بگیرد عشق دعبل به زلفا _ دختر اسیرِ هارون _ روز به روز بیشتر‌ می‌شد تا جایی که سروده‌هایش همه برای او شده بود! فرجام این عشق، چه می‌شود؟❤️ °؟