eitaa logo
♡هانـــ🦋ـــیل♡
93 دنبال‌کننده
891 عکس
347 ویدیو
11 فایل
﷽ من؟هاݩی‍ل اینجا؟دفترچه خاطراتی باطعم امید ،منور به نور صاحب الزمان🌸 ݩا ش‍ݩاﺱ:https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_azq7azx&btn=هانیل:)
مشاهده در ایتا
دانلود
«یاری‌گرِ قافله عشق باشیم» به نام خدای حسین (ع) ای دوست! در این ایام حسینی، دل‌هایمان گواه است که عشق به اباعبدالله (ع) جاریست. درست همان‌طور که نوجوانانِ پرشورِ این موکب، با تمام وجود در پی خدمت به عزادارانِ ارباب هستند. «هر نذری، هر کمکی، ستونی است در بنای این خدمت مقدس.» شما هم می‌توانید با سهمی هرچند کوچک، در این دریای عظیم خدمت سهیم شوید و اجر معنوی آن را درک کنید. یاری ما، گامی است در مسیرِ ترویجِ فرهنگِ عاشورا و خدمت به ساحتِ نور. راه‌های یاری: 💳 شماره کارت: ۵۸۹۲۱۰۱۷۵۸۰۴۶۷۷۱ 👤 به نام: پویا سابقی خسروشاهی «…و هر که نیکی‌ای بیاورد، پس برای او ده برابر آن است…» (سوره انعام، آیه ۱۶۰)
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
السَّلامُ‌عَلَیْکَ‌یاِاَبَالْفَضْلِ‌الْعَبّاس، یابابَ‌الحَوائج💔
به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقیست... نوکری امسال هم با همه لذتش به پایان رسید . ان شاءالله نمیریم و سال دیگه هم توفیق داشته باشیم و من الله توفیق 4تیر405 شام غریبان محرم 1448
ی‌ بنده‌ خدایی‌ دختر کوچیک‌ داشت‌ دخترش مریض‌ بود بچه‌اش‌ فلج‌ بود💔 همه‌ بهش‌ گفتن‌ نبرش‌ اونجا! گفت:نه!میبرم‌ اونجا‌ خود‌ حضرت رقیه(س) شفاش‌ میده دخترشو‌ بردش‌ دمشق‌ حرم‌ بی‌ بی، خادم‌ های‌ حرم‌ میگفتن‌ هر‌ روز‌ بچه‌ به‌ بغل‌ میومد زیارت‌ بعد‌ چند‌ روز‌ یهو‌ می‌بینند‌ اومده‌ اما‌ بچه باهاش نیست:)! باباهه‌ شروع‌ میکنه‌ به‌ داد‌ زدن... داد‌ میزنه‌ میگه: کی‌ گفته‌ تو‌ جواب‌ میدی:)...!؟ 💔 کی‌ گفته‌ تو‌ شفا‌ میدی:)...!؟ من‌ پاشدم‌‌ اومدم‌ حرمت‌ همه‌ گفتن‌ نبرش‌گفتم‌ نه! رقیه(س) دخترمو‌ شفا‌ میده:)...!💔 الان‌ بلیط‌ گرفتم‌ امروز‌ دارم‌ بر‌می‌گردم،آخه‌ با‌ چه رویی‌ برگردم؟!💔 __ برگشت‌ هتل دید‌ دخترش‌ داره‌ دور اتاق‌ میدوه‌ و‌گریه‌ می‌کنه بچه‌ای‌ که‌ فلج‌ بوده‌ هااا!!! دختره‌ به‌ باباش‌ میگه:چرا‌ منو‌ ول‌کردی رفتی؟!! باباهه‌ میگه:تو‌ چطور‌ میتونی‌ راه‌  بری‌ عزیز بابا؟ دخترش‌ میگه:تو‌ که‌ رفتی‌ تنها‌ شدم‌ ترسیدم خیلی‌ گریه‌ کردم‌ یهو‌ یه‌ دختر کوچولو‌ اومد گفت:چی‌ شده؟ گفتم:بابام‌ رفته‌ تنهام‌ می‌ترسم گفت:بابات‌ الان‌میاد‌ بیا‌ تا‌ اون‌ موقع‌ با هم‌ بازی‌ کنیم گفتم:من‌ فلجم‌ نمیتونم گفت:عیبی‌ نداره‌ بیا یهو‌ دیدم‌ می‌تونم‌ راه‌ برم‌ با هم‌ کلی‌ بازی‌ کردیم:) قبل اینکه تو بیای گفت:بابات‌ داره‌ میاد‌ من‌ دیگه‌ میرم ولی‌ به‌ بابات‌ بگو‌ دیگه‌ سرم‌ داد‌ نزنه🙂💔 کسی‌سر‌بچه‌یتیم‌داد‌نمیزنه:)))!💔
امشب شب غم انگیزی بود میدونید شام غریبان شبیه که اسرای کربلا باید با پیکر های شهداشون وداع کنند ،خیمه ها آتش زده میشه و مصایب دیگر منظورم اینه شام غریبان برای خادمای هیئت آقا هم خیلی غم انگیزه 11 شبه میری هیئت عادت کردی به حرم آقا(روایت داریم هرجا اسم امام حسین بیاد و روضه سید الشهدا بخونن حرم آقاست) 11شبه خواب و خوراکت میشه هیئت حالا جلوی چشمت دارن دونه دونه فرشارو جمع میکنن، کابلارو باز میکنن درارو میبندن بغض تو گلوت گیر میکنه وقتی خادم میگه یا الله خواهرا پاشید آقایون میخوان فرشارو جمع کنن انگار دارن از خونه پدریت بیرونت میکنن دلت میخواد فقط التماس کنی بگی آقا جمع نکنید نبرید من میخوام همینجا بمونم🥺😭 انگار این 11 شب ماهم تو اون خیمه ها بودیم و حالا دارن جمعشون میکنن
《جزیره گمشده من》 داستانی متفاوت در مورد خانواده ای که کشتی شان غرق شده و در جزیره ای بی نام و نشان به هم رسیده اند داستانی جالب و هیجان انگیز. نویسنده :مظفر سالاری دارای 275 صفحه از انتشارات به نشر(انتشارات آستان قدس رضوی) ؟
♡هانـــ🦋ـــیل♡
رمان جالبی بود خوندنش 6 الی 7ساعت وقت میخواد توصیه میکنم که برای تفریح بخونیدش
رفیق ! تو از نیک وی آچیچ چی کمتر داری؟ چرا هنوز نشستی؟ نباید از کم کاری خودمون پشیمون و خجالت زده بشیم وقتی چنین سرگذشتی رو میخونیم؟