تا قبل محرم دلم داشت برای رأیت العباس پر می زد!...
اما جنگ که شد اولویت هام عوض شد.
دو روزه هی می خوام برم چیذر ، یا جلسه ست یا کاره و یا فلان و نمی شه...
زندگی همیشه یه پلن B تو آستینش برامون داره!(:
من کاملا موافق اینم که هیئت جای بچه ست.
ولی واقعا نباید طوری باشه که بچه ها رها بشن!
اینکه بچه شما موجب آزار و اذیت بیش از حد و ممتد بقیه بشه دیگه اسمش حق الناسه!
مدیریت کنید لطفا!...
بهش می گفتیم علی آقا پهپادی مناطق محروم!
راوی سایت پهپادی کاشان بود..
حالا شده محمد آقا پهپادی آسمون...
آقا جواد هم تو تمام تایمی که تو سایت موشکی تبریز ما باهاشون بودیم همین لبخند قشنگ رو داشت...
یکی از بچه هاشون می گفت خیلیا این آقا رو نمی شناسن ولی با کارهاشون کیف کردیم!(: ....