نادر ابراهیمی میگه: زندگى، قبل از هرچيز زندگىست! گل مىخواهد، موسيقى مىخواهد، زيبايى مىخواهد. زندگى، حتى اگر يكسره جنگيدن هم باشد، خستگى در كردن مىخواهد، عطر شمعدانىها را بوييدن مىخواهد. خشونت هست، قبول؛ اما خشونت، اصل كه نيست، زايده است، انگل است، مرض است. ما بايد به اصلمان برگرديم. :)
«تو را مانند بالش در پریشانی بغل کردم
تو را مانند کوهی قبل ویرانی بغل کردم
تو را با گریه ای یک ریز و طولانی بغل کردم
تو را آن جور که تنها تو میدانی بغل کردم»
سید مهدی موسوی.
ایستاده ام؛ قاطعانه، مصمم و چشم در چشم روزگار ترش و عبوسی که آدمی را دست کم می گیرد. :)
-نرگس صرافیان طوفان