حتی اگر از تاریکی های درونت برایم حرف بزنی؛ من تو را طوری نگاه میکنم
که انگار خورشیدی...
غیر از کتاب خواندن دیگر هیچ پناهی نداشتم چیز دیگری نبود که احترامم را به محیط اطراف برانگیزد و حتی اندکی توجهم را جلب کند...
_ داستایفسکی
هپروت؛
اا این منم🙃
عجیب نیست که یک کتاب بعد از خوانده شدن چاق تر می شود؟ انگار چیزی لابه لای صفحه ها جا می ماند چیزهایی مثل احساسات، افکار، صداها..
تنرعشهگرفتیمکهباغیرنشستهاست..
ازغیرتمانبودنوشتندحسودیم..
پیگیرپریشانیمادیربهدیراست ..
دلتنگبهیکخندهیاونزودبهزودیم..