ناراحت نیستم که به من دروغ گفتی ناراحتم چون از این به بعد دیگر نمیتوانم حرفت را باور کنم.
_فریدریش نیچه
هدایت شده از پرایوت سکوت ؛
من حسابم ز همه مردم این شهر جداست .
من امیدم به خدا بعد خداهم به خداست .
هپروت؛
_چرا پکری؟ +خب دلم براش تنگ شده..
چنانت دوست میدارم که گر روزی فراق افتد/ تو صبر از من توانی کرد و من صبر از تو نتوانم..