#داستان_کودکانه_احترام_به_بزرگتر
یکی بود، یکی نبود. یه دختر کوچولوی ناز بود بنام نهال. نهال کوچولو با مامان و بابا و مادربزرگ مهربونش، توی یک خونه قشنگ زندگی میکردن.
نهال کوچولو بتازگی صاحب یک داداش ناز،بنام پویا شده بود. پویا کوچولو یک سالش شده بود و میتونست راه بره و مامان و بابا بگه. نهال خانم، خیلی خیلی پویا رو دوست داشت.
یک روز قشنگ پاییزی که هوا خیلی سرد نبود، مادر بزرگ میخواست بره پیاده روی. نهال، از مامان خواست که همراه مادربزرگ برن. مامان ،قبول کرد. همگی آماده شدن و به سمت پارک محله به راه افتادن.
وقتی خواستن از درب بیرون برن، مامان به مادر بزرگ تعارف کرد و گفت: بفرمایید مامان جون.
مادربزرگ، بیرون رفت و برای مامان دعا کرد.
توی خیابون، همه جا مامان پشت سر مادر بزرگ راه میرفت. نهال هم جلوتر میدوید. به نزدیک پارک که رسیدن، دید مامان خم شده و داره خاک های چادر مادربزرگ رو تمیز میکنه. همونجا وایساد تا مادربزرگ و مامان برسن.
وقتی مامان رسیدن، مامان دست مادربزرگ رو گرفت که از پله بالا بیان. بعد هم خاک های صندلی رو تمیز کرد تا مادربزرگ بشینه.
مامان، کنار مادربزرگ نشست و گفت: برو دخترم بازی کن. منو مادربزرگ همینجا هستیم.
نهال، به طرف تاب و سرسره ها رفت. نیم ساعتی بازی کرد. وقتی بازیش تموم شد، پیش مامان رفت و دید یه خانم دیگه کنار مادربزرگ نشسته. پویا هم توی کالسکه خواب بود و مامان نبود. دور و برش رو نگاه کرد و دید مامان با لیوان آب داره میاد. مامان، لیوان اب رو به اون خانم مسن داد.
نهال، به طرف مامان رفت و به همه سلام کرد. مامان گفت: بازی کردی؟ تموم شد؟
نهال گفت: بله مامان.
مامان گفت: اون دختر کوچولو که باهاش دوست شدی کی بود؟
نهال گفت: نمیدونم، تاحالا ندیده بودمش.
مامان گفت: حالا بریم خونه؟
نهال گفت: بله بریم.
بعد هم از اون خانم مسن خداحافظی کردن و به طرف خونه راه افتادن.
توی راه، نهال گفت: مامان، چرا شما همیشه پشت سر مامان بزرگ راه میرین؟ چرا خاک لباس مامان بزرگ رو تمیز میکنین؟ چرا برای اون خانم غریبه آب آوردین؟
مامان گفت: عزیزم. مامان بزرگ مادر من هستن و احترامشون واجبه. اون خانم هم بزرگتر هستن وظیفه منه بهشون احترام بذارم.
نهال گفت: یعنی چی؟
مامان گفت: یعنی اگر کاری دارن براشون انجام بدیم. صدامونو بلند نکنیم براشون. باهاشون بی ادبانه حرف نزنیم. اگر کسی باهاشون بد صحبت کرد ازشون دفاع کنیم. پشت سرشون هم ازشون دفاع کنیم. زودتر بهشون سلام کنیم. پیششون دراز نکشیم و پاهامون رو دراز نکنیم.
نهال گفت: جقدر سخت مامانی. پس از این به بعد، من چطوری بخوابم؟ آخه شبا شما برام قصه میگین.
مامان، خندید و گفت: عزیز دلم، شما هنوز کوچیکی. همینقدر که با احترام صحبت کنی و حرفای خوب بگی، کافیه.
نهال، یک دفعه چشمش به مادر بزرگ افتاد که چادرشون خاک گرفته بود. سریع دوید و گفت: مامان بزرگ، صبر کنین. چادرتون کثیف شده.
مادر بزرگ وایساد. نهال، خاک های چادر مادربزرگ رو تکوند. مادربزرگ، برای نهال دعا کرد و صورتش رو بوسید. نهال هم دست مادر بزرگ رو بوسید. بعد هم دست مادربزرگ رو گرفت و به سمت خونه رفتن...
💢بهتر است در کنار تربیت فرزندان، بر تربیت خود هم تمرکز کنیم:
◇ داد نزنیم
◇ زور نگوییم
◇ برای تخلیه خشم و عصبانیت مان بچه ها را تنبیه نکنیم
◇ مقایسه نکنیم
◇ توهین نکنیم
◇ ناسزا نگوییم
◇ برچسب نزنیم
◇ از اشتباهات بی خطر کودکان نترسیم
◇ خستگی خود را روی آنها خالی نکنیم
◇ آنها را مسئول ناکامی های خود ندانیم.
♡والد آگاه اول خود را تربیت می کند.
4_5987773070251657154.mp3
9.94M
#بانوی_آسمانی 17
تاریخ رنجهای حضرت فاطمه
سلام الله علیها
قسمت 17
چه کسی پیامبر خدا را کُشت؟
مخصوص نوجوانان 👉
مخصوص معلمین 👉
#شهادت_رسولخدا
#عایشه #حفصه
#زن_یهودی #خیبر
#خط_فکری_یهود
از مجموعه #دین_زیباست
✅ لطفا برسانید به دست نوجوانِ شیعه
* 💞﷽💞
#رمان_ضحی♥️
✍بہ قلمِ #شین_الف🍃
#۱۱۷
میخواهند نور خدا را با دهان خاموش کنند
فکر میکنن خاموش میشه ولی نور خاموش شدنی نیست
کسی نمی تونه اصلا نور رو از بین ببره و حقیقت هم همین رو بعد از ۱۴۰۰ سال اثبات کرده!
با وجودی که اسلام در شرایطی ظهور کرد که منطقا باید از بین می رفت چون پشتیبانی نداشت در ابتدا اما والله متم نوره
خدا نورش را تمام و کامل میکند
یعنی اون چیزی که باید رو دقیقا اونجوری که باید رقم میزنه!
اگر چه کافران را خوش نیاید...
تا امروز کسی نتونسته با یه کتاب چنین انقلابی به پا کنه
من بعد هم نمیتونه!
آیه ۶۱
پیامبر خدا بر حسب خلق نیکویی که داشت با امت خیلی مدارا می کرد و سعی می کرد جز در جایی که حکم خدا باشه حرفشون رو گوش کنه و باهاشون تعامل کنه که احساس استبداد بهشون دست نده و وقتی حکم خدا میاد بدون شائبه گوش کنن و روح شورا دردشون نهادینه بشه اما یک عده از این سوء استفاده میکردن
و وقتی از پیامبر درخواستی میکردن و پیامبر قبول میکرد در خلوت پیامبر رو مسخره میکردن و میگفتن اذنه
اذن یعنی گوش
یعنی هرچی بگیم گوش میکنه
و خداوند در این آیه این کلید واژه پنهانشون رو آشکار میکنه که ثابت کنه اولا از چیزهایی که شما تو خلوت می گید من خبر دارم
و دوما این طور نیست که اون از شما میترسه یا زود باوره و به حرفتون گوش میکنه پیامبر امر به قضاوت باطنی نداره و با شما راه میاد و مدارا می کنه که البته جنبه ش رو هم ندارید!
خب تموم شد به نظرم...
کتایون با شگفتی گفت: چه زود!
خب حالا که اینطوره من امشب برم و فردا با وسایلم بیام که سه شنبه رو هم بیخود از کارم نیفتم!
سری به موافقت تکان دادم:
_باشه فقط یه لیست برات مینویسم بی زحمت بخر مواد شوینده ست!
البته پولشو حساب میکنم فکر نکنی اینا رو بخری کارم باهات تمومه!
فردای همون روز از تعطیلات به نحو احسن استفاده کردیم و در آستانه ی سال نو یه خونه تکونی خیلی اساسی کردیم
اون روز یکی از جذاب ترین روزهای عمر پنج ساله در غربت من بود
روزی که از صبحش تا غروبش کار کردیم خندیدیم و به غرغرهای کتایون گوش کردیم!
به هر حال گذشت و کتایون به منزل نقلی ما اثاث کشید
چهارشنبه همون هفته هم سال شمسی تحویل میشد
با هم سفره هفت سین چیدیم و با هم سالمون رو تحویل کردیم
سالی که به نظر می اومد بابد برای هر سه ما سال مهمی باشه!
#ادامه_دارد
* 💞﷽💞
#رمان_ضحی♥️
✍بہ قلمِ #شین_الف🍃
#۱۱۸
زندگی کتایون با ما جمعمون رو گرمتر و سرگرمیهامون رو بیشتر کرده بود
اگرچه خیلی هم رو نمیدیدیم!
طبق قراری که تعیین کرده بودیم چهار قرار بعدی شنبه 20 آپریل، شنبه 18 می، شنبه 15 ژوئن و شنبه 20 ژولای بود که خیلی زود اولینش رسید
اونهم درحالی که با شروع امتحاناتم سه روز فاصله داشتم!
تصمیم گرفتم هرچه سریعتر قرار رو برگزار کنیم و بعد تمرکزم رو بگذارم روی درس و این چند هفته مداوم مطالعه کنم
به همین مناسبت صبح روز تعطیل نسبتا زود بیدار شدم و صبحانه ای که خیلی وقت بود هوس کرده بودم درست کردم
داشتم یه همی به حریره ای که درست کرده بودم می زدم که ژانت بالاخره از اتاقش بیرون اومد
قبل از اینکه وارد آشپزخونه بشه بلند گفتم سلام
وارد شد و با لبخند گفت: سلام چرا هیچ وقت نمیذاری من سلام کنم اول!
_ توی دین اسلام سلام کردن هم ثواب داره
با چشم هایی که هنوز اثر خواب توش دیده میشد و گرد هم شده بود گفت:
_ واقعاً؟
_ آره مخصوصاً اونی که اول سلام کنه
_ خب چرا؟
_ چون باعث بهبود و تحکیم روابط اجتماعی و جاری شدن محبت بین آدم ها میشه
فضای زندگی در جامعه اسلامی باید بر پایه محبت باشه
این خیلی مهمه
یکی از ویژگیهای پیغمبر ما اینه که کسی نتونست هیچ وقت اول بهش سلام کنه حتی به بچه ها اول خودش سلام می کرد
_ چه جالب!
بالای سر قابلمه ایستاد و بو کشید: این چیه جدیده؟
_ این حریره بادام
مقوی و خوشمزه البته در اصل غذای بچه هاست ولی من هوس کرده بودم امروز
خندید_ پس باید غذای بچه ها رو بخوریم امروز
_حالا بخور اگه بد بود بعد مسخره کن!
چای رو که حالا دم کشیده بود توی فنجون ها ریختم و صدام رو بلند کردم: پاشو دیگه شاهزاده لنگ ظهره
یا نه میخواید صبحونتونو بیارم تو تختتون؟
ژانت پرسید: راستی امتحان اولت چه روزیه؟
داشتم جوابش رو میدادم که در اتاق باز شد: سخنرانی نکن موفق شدی بیدارم کنی
وارد سرویس شد و منم جوابم رو کامل کردم
...
بعد از صبحانه به ملاحظه امتحان من خیلی زود شروع کردیم
اول هم من؛
_بسم الله الرحمن الرحیم
جزء یازدهم سوره توبه آیه ۱۲۸ وصف پیامبره
خیلی زیباست به حدی که واقعا آدم رو به هیجان میاره
من اولین باری که این آیات رو خوندم با اینکه اصلا توی این فضاها نبودم بی اختیار کلی گریه کردم که واقعاً ممکنه من یه همچین کسی رو داشته باشم توی زندگیم که با سختی من سختی بکشه تمام تلاشش رو بکنه که من رو هدایت کنه نسبت به من مهربان و رئوف باشه برای من دل بسوزونه؟
خب من چرا قبول نکنم چرا باید این محبت رو پس بزنم منم که همیشه دنبال همین میگشتم!
کتایون_ متوجه منظورت نمیشم مگه تو یه خانواده مذهبی نداری مگه از اول مسلمون نبودی؟
لبم رو به دندون گرفتم و ریز خندیدم
چه اشتباه فاحشی!
ناچار توضیح دادم:
_ چرا هم خانواده مذهبی دارم هم از اول توی شناسنامه مسلمان بودم اما تا چند سال پیش در نگاه به اسلام مثل شما بودم یا حتی تند تر از شما
تعجب دوید توی صورتش:
_ چطور؟
_خب... از وقتی که خودم رو شناختم همیشه پر از سوال بودم اما به خاطر اینکه پدر و مادرم ناراحت نشن هیچ وقت سوال هام رو نپرسیدم و این شکاف هی عمیق تر و عمیق تر شد تا این که وارد دانشگاه شدم
فضای جدید دوست های جدید؛
کم کم تغییر کردم
اول ذهنی و درونی و بعد بیرونی
نمیخواستم بیشتر از این توضیح بدم برای همین پل زدم:
_ اما یک اتفاق باعث شد یکم بیشتر دقیق بشم و فکر کنم و تحقیق کنم و بعد کم کم همه چیز رو درک کردم و کنار هم گذاشتم و به یک منطق منظم و کامل رسیدم و قبولش کردم همین...
_ چه اتفاقی؟
_ فعلا برگردیم به بحث حالا شاید یه روزی حوصله داشتم براتون تعریف کردم
داره دیرم میشه!
سوره یونس آیه ۹۲ یه چیزی بگم دربارش
یه محقق فرانسوی که روی بدن مومیایی یکی از فراعنه کار میکرده متوجه وجود املاح نمک درون بدنش میشه که موید غرق شدگیه
قاعدتاً کسی که اینهمه نمک روی سطح پوستش باشه غرق شده و بعد از آب گرفته شده و مومیایی شده و خب غرق شدن یه فرعون خیلی اتفاق نادریه
مهمتر از اون بخاطر غرق شدن این بدن باید فاسد میشده ولی سالم مونده بوده
اون محقق وقتی متوجه میشه به این نکته در قرآن اشاره شده و خداوند تعهد کرده بدن فرعون رو برای آیندگان سالم نگه داده شگفت زده میشه از این اشاره و بعدها با تحقیق مسلمان میشه...
یه کتاب هم نوشته به نام "مقايسه اي ميان تورات، انجيل، قرآن و علم"
دوست داشتید میتونید بخونید
جزء دوازدهم سوره هود آیه 37
درباره قضیه ساخت کشتی نوح روایتی هست که میگه خداوند وعده عذاب خودش رو مدام به تاخیر میانداخت ۷ سال ۷ سال تاریخ رو تغییر می داد و این باعث شده بود که طرفداران نوح به شک بیفتن و هر بار ریزش میکردن
ژانت_خب چرا باید اینکارو بکنه؟
_چون میخواد ظرفیت قوم رو به سطح یقین رشد بده
این تصمیم ادامه پیدا میکنه تا وقتی که باز اعلام میکنه به نوح که عذاب ۷سال دیگه
* 💞﷽💞
#رمان_ضحی♥️
✍بہ قلمِ #شین_الف🍃
#۱۱۹
عقب افتاده و باید انتظار بکشید و نوح هم به همون تعداد اندک باقیمونده خبر میده
و دیگه هیچ کسی کافر نمی شه و همه این جمعیت اندکی که موندن میگن خب باشه هفت سال دیگه صبر میکنیم
خدا که دروغ نمیگه حتما لازمه
و اونجا خدا اون تاخیر رو ملغی میکنه و همون سال عذاب نازل میشه
خدا فقط منتظر بود این اجتماع به یقین کامل برسه تا لیاقت سوار شدن به این کشتی و درک این معجزه عظیم رو پیدا کنه
برای خدا مهمه کسی که ادعای ایمان میکنه حرف خدا رو باور میکنه یا نه؟
کتایون_خب این ظلم به آدم های خوب و آماده امت نیست؟
_کار گروهی یعنی نمره گروهی
اگر اینجوری نباشه که هیچ وقت رشد اجتماعی صورت نمیگیره هیچ وقت توازن در رشد صورت نمیگیره فقط خوبا رشد میکنن ولی اینجوری خوب ها خوب سازی میکنن
یعنی برای موفقیت ناچارن همراه خودشون دیگران رو هم رشد بدن این تنها راه حداکثری کردن رشده
حالا در مورد آیه ۴۰ وقتی خدا میبینه که تعداد خیلی کمی به حضرت نوح ایمان آوردن و چند جفت از حیوانات فقط قراره درون کشتی باشن چرا دستور میده کشتی به این بزرگی و عظمت رو بسازه؟
شاید کنایه میزنه به اینکه این کشتی برای همه اهل منطقه جا داشت حتی تا آخرین لحظه قبل از نزول عذاب و کسی نمیتونست بگه خدا ما رو رها کرد
این خودشون بودن که نخواستن همراه بشن
آیه ۸۶ این باقیمانده خدا(بقیه الله) چیه که برای مومنین بهتره؟
روش فکر کنید
۱۱۷ خیلی مهمه!
یک جامعه تا زمانی برای خدا ارزش تحمل و فرصت دادن داره که یه عده توش در صدد اصلاح باشن ولی جامعه بی تفاوت به گناه که دیگه امیدی به ایجاد تغییر درش وجود نداره دقیقا همون جامعه ایه که نزول عذاب رو خواهد دید
پس انحطاط جامعه زمانی رخ میده که روحیه اصلاح گری از بین بره و بی تفاوتی حاکم بشه و افراد مصلح رو محجور یا حذف کنن
آیه ۱۱۹ خدا میفرماید انسانها رو آفریده که با محبت نجاتشون بده!
بعضی جملات قرآن اونقدر زیباست که آدم حیفش میاد عربیش رو نخونه
یعنی همش همینطوره اگر درست بهش نگاه بشه
در زبان اصلیش کلی کد و پیام وجود داره که در ترجمه ها نیست برای همین هم ما عربی رو حتما یاد میگیریم چون زبان قرآنه و قرآن مهمترین داشته ماست
آدم یه فیلم هم می خواد ببینه ترجیح میده زبان اصلی ببینه بعد کلام خدا رو صرفا با ترجمه بخونیم؟! مثل از سر باز کردنه
_ خب چرا عربی؟!
_ بالاخره باید یه زبانی میداشت دیگه که طبعاً بقیه مردم جهان هم باید اون زبان رو یاد می گرفتن همه مردم جهان که یک زبان ندارن درسته؟
اینکه چرا عربی خب پیامبر این دین عرب زبانه مردمشم همینطور نمیتونه به زبان دیگه ای صحبت کنه با مردم خودش اول اونا باید حرفش رو بفهمن تا بعد بخواد دینش رو گسترش بده
اما کلی دلیل دیگه هم داره یکیش کامل بودن زبان عربیه که هر زبان شناسی اینو تصدیق می کنه که با یک کلمه قد یه جمله حرف می زنن برای هر تعبیری کلمه متفاوتی دارن چند نوع فعل برای یک کار استفاده میکنن که هر کدوم تعریف خاص خودشو داره
شما تو همین کتابی که دارید میخونید تعداد واژه های عربی و ترجمه فارسی یا انگلیسیش رو بسنجی متوجه می شی که چقدر کوتاه تره و درنتیجه برای پیامرسانی مناسبتر
بعدم یه آیه دیگه هست که میگه اگر قرآن یعنی معجزه ای که بنا بود نازل بشه به زبان دیگری جز عربی نازل میشد شما عربها دیگه بهش ایمان نمی آوردید ولی بقیه ایمان میارن!
خب این امتیاز ماست...
و خدا به هدایت همه آحاد بشر فکر میکنه
و کلی دلیل دیگه...
سوره یوسف آیه ۶ ببین از منظر قرآن چجوری نعمت بر یک نفر تمام میشه
تمام نعمت یعنی تمام امکانات و استعدادهایی که انسان در اختیار داره با نظر لطف خدا و تلاش خودش هدر نره و کامل استفاده بشه
همون چیزی که همه ما در همه امور دنبالشیم راندمان بالا
حالا از نظر قرآن این نعمت ها کی کاملا استفاده شده؟
وقتی در جهت بندگی خدا قرار بگیره و نهایت کارکردش رو برای یک هدف الهی خرج کنه
چون با این منطق اون تلاش و استعداد هدر نرفته و ذخیره شده برای آخرت فرد
از این جهت بهش میگن تمام کردن نعمت
مثل تبدیل انرژی پتانسیل به انرژی جنبشی بدون هدر رفت!
این نهایت استفاده ایه که انسان میتونه از زمان و امکانات و استعدادهاش بکنه
هر چیزی جز این باشه خسران و ضرر و موجب حسرته
آیه ۱۵ ؛ یوسف با فرمانبرداری از خدا و گناه نکردن در ابتدا اذیت میشه به زندان میافته ولی در نهایت باعث بزرگی و قدرت و شوکت و مکنش میشه اگر اون زندان نبود اون مکنت هم نبود
احوالات انسانها هم همینطوره سختی های مقطعی گاهی مقدمه خیرات خیلی بزرگه منتها ما که کشف و شهودی نداریم از هیچی خبر نداریم صبر هم نداریم فقط ناله میکنیم
تمام این سیر رو باید دید نباید فقط مقطعی نگاه کنی مثل کسی که وقتی ورزش می کنه فقط درد عضله هاش رو حس می کنه اگر خسته شد و رها کرد نتیجه رو از دست داده
ولی اگر تونست تحمل کنه هدفش رو دنبال کنه
و اون تمرینات به ظاهر سخت مستمر انجام بده،
#ادامه_دارد
* 💞﷽💞
#رمان_ضحی♥️
✍بہ قلمِ #شین_الف🍃
#۱۲۰
عضلات قوی و اندام متناسبی خواهد داشت
در آینده میتونه مسابقات شرکت کنه و حرف برای گفتن داشته باشه
هدف ما هم تو این دنیا رشد و پرورشه!
آیه ۴۰
خداوند این آیه رو در مقابل بت ها عنوان میکنه
چون قبلا هم گفتم هیچ کدوم از خدایان قبلی و کاهنان شون و معابد شون سایر خدا ها رو نفی نمی کردن فقط میگفتن ما قویتر هستیم
اما این خدا هیچ خدایی رو در کنار خودش تحمل نمی کنه و میگه فقط منم بسیار پرقدرت بسیار مواخذه کننده!
فقط من اونا اصلا هیچی نیستن که بخوان با من قیاس بشن
خب حالا یه سوال این روحیه از کجا میاد و چرا تو بقیه خدایان نیست؟
چشمی توی نوشته هام چرخوندم و چون بقیه هم سکوت کرده بودن گفتم:
جزء سیزدهم آیه 87 یوسف؛ تنها کافران از رحمت خدا معیوس می شوند!
روایتی هست که میگه بدترین گناه روی زمین ناامیدی از رحمت خداست
ما اصلا نمیفهمیم خدا چقدر مهربونه!
کتایون برای خوردن آب بلند شد
همین که در یخچال رو باز کرد گفت:
اینجا چقدر خلوته
فکر کنم یه خرید باید بریم!
لیوان آبش رو یک نفس سر کشید و برگشت سر میز:
خب ادامه بده!
_باشه
آیه 105
همه جهان طبیعت کائنات موجودات حتی اجسام بیجان همه چیز نشانه ست
برای کسانی که درخواست نشانه دارن!
اینهمه معجزه در عالم هست و ما درخواست معجزه میکنیم!
انسان اگر با این دید به دنیا نگاه کنه هم ایمانش قوی میشه هم لذتش رو میبره هم دیگه آسیب و صدمه ای به هیچ چیز اعم از انسان و حیوان و طبیعت وارد نمیکنه
کتایون_سوره رعد آیه یک رو ببین
مگه این کتاب برای هدایت انسانها نازل نشده؟
پس چرا بعضی جاها طوری صحبت میکنه که ما نفهمیم مثل حروف مقطعه
چه دلیلی داره برای رمزی صحبت کردن اگر قرار بر اینه رمز ها رو ندونیم چرا نازل می شه اگر قرار بود بفهمیم چرا توضیح نمیده؟
_ این ها اسرار خاصی هستن که به رمز بیان شدن
ولی قطعاً بیان شدن که ما بفهمیم شون
_ پس چرا نمیدونیم؟
_ چون نقشه خون نداریم!
کسی که علم کتاب رو بدونه و بتونه تشریح کنه
_خب چرا خدا همچین کسی رو برای ما قرار نداده؟
_شاید هم قرار داده ولی ما سراغش نرفتیم
حالا بعدا دقیقتر درباره این موضوع توضیح میدم
همین آیه ۲۸ یک پیام داره: انسان تو کمال گرا خلق شدی و جز خدا که بی نهایته با هیچ چیز آرامش پیدا نخواهی کرد
_ولی خیلی ها با همین لذت های شناخته شده خوشن
_گفتم آرامش
این سبک زندگی همیشه ناآرامی توش حس میشه
انسان فقط تلاش میکنه با دلمشغولی عاطفی و کار و امکانات تفریحی پرش کنه
اون قدر سر خودشو گرم میکنه که به چیزی فکر نکنه
حتی وقتی کسی میخواد سوالی ازش بپرسه که یه ذره چالش برانگیز باشه فوری گارد میگیره
یه جورایی توی پیله ی خودش محبوسه
خبر از بیرون نداره و نمیخواد که داشته باشه با پیله خودش خوشه ولی آخه همونم موقتیه
ویروسی شده به جای درمان مسکن میخوره ولی بالاخره یه روزی این ویروس از پا درش میاره
همه مناسبات و روابط انسانی همون شغل همون پول همون جایگاه همون رفاه سراسر تزلزله با یک اتفاق کوچیک نابود میشه یا به خطر میفته و فقط دغدغه نصیب انسان می کنه
ورشکستگی بیماری شکست عشقی بحران و...
به هیچ وجه ثباتی نیست این لذت های زودگذر و فناپذیر در همون لحظه وقوع در خطر سقوط هستن
به هیچ وجه امنیتی وجود نداره همون لحظه لذت میتونه لحظه عذاب باشه
تو داری میری به سمت یک مسافرت خوب که لذت ببری واقعا هم خوشحالی همون لحظه تصادف میکنی بهترین و عزیزترین کسانت رو از دست میدی
اتفاقاً فقط کسی که بیثباتی لذات دنیایی رو درک کرده باشه و روشون حساب صددرصد باز نکرده باشه میتونه ازشون لذت هم ببره چون هدف قرار نداده که نگران از دست دادنش باشه یا در صورت از دست دادن به پوچی برسه
آدمی زرنگه که هم از موقعیتهای دنیا به نحو احسن و تا جایی که امکان داره استفاده کنه و هم تبدیل شون کنه به موقعیتهای ابدی همون تبدیل انرژی پتانسیل به انرژی جنبشی که گفتم
خدا که فرمول رو در اختیارما گذاشته گفته می تونی از این فرصت های فانی هم استفاده کنی هم لذت ببری هم فرصتهای ابدی به دست بیاری خب چی بهتر از این؟
ژانت_خب اون فرمول چیه؟
_هر کاری می کنی برای خدا باشه
با این نیت زندگی کن
تو که به هر حال به خدا نیازمندی خدا هم که تو رو دوست داره تو ام که قاعدتا باید خدا رو دوست داشته باشی چون اون از همه بیشتر دوستت داره همه دار و ندارت از اونه
با این کار هم که نهایت سعادت رو به دست میاری
خب چرا اینکارو نکنی؟
مکث کوتاهی کردم
بعد دوباره ادامه دادم:
در مورد آیه ۱۲ سوره ابراهیم یه چیزی بگم کاملا تجربیه
حالا میتونید بپذیرید یا نه
هر چی در پذیرش اسلام پیش میری و سبک زندگیت رو بیشتر باهاش منطبق می کنی احساس میکنی با کائنات در قوانین خلقت همسو شدی و به منطق هستی نزدیک شدی و لذت میبری از درک پدیدهها و فلسفه اتفاقات که کمکم برات مقدور میشه
انگار یه چشم جهان بین بهت دادن مثل همون وقتی که تمرین بدنسازی میگیری از مربیت
#ادامه_دارد
✴️ دوشنبه 👈 20 دی/ جدی 1400
👈7جمادی الثانی 1443👈10ژانویه 2022
🕌 مناسبت های دینی و اسلامی.
🌙⭐️ امور دینی و اسلامی.
❇️امروز برای امور زیر مناسب است:
✅ درختکاری.
✅ و آغاز بنایی و خشت بنا نهادن خوب است.
🤕 مریض مراقبت بیشتری نیاز دارد.(منظوری مریضی است که امروز مریض شود)
🚘مسافرت: سفر مکروه است در صورت ضرورت همراه صدقه و ایت الکرسی باشد.
👶 زایمان خوب و نوزادش خوب تربیت شود و خوش قدم بوده و ستاره اقبالش سبک خواهد بود.ان شاءالله
🔭 احکام و اختیارات نجومی.
🌓 امروز قمر در برج حمل و از نظر نجومی مناسب برای امور زیر است:
✳️ ختنه نوزاد.
✳️خرید لوازم مورد نیاز.
✳️ ارسال کالاهای تجاری.
✳️ آغاز درمان و معالجات.
✳️ شکار و صید و دام گذاری.
✳️ و شروع به کار خوب است.
👩❤️👨 مباشرت و مجامعت امشب:شب سه شنبه، فرزند امشب دهانی خوشبو داشته و دل رحم و مهربان است.ان شاءالله
💇♂ طبق روایات، #اصلاح_مو (سر و صورت) در این روز از ماه قمری ، باعث دولت می شود.
🔴 #خون_دادن یا #حجامت در این روز از ماه قمری ، موجب باعث مرگ ناگهانی میشود.
🔵 دوشنبه برای #گرفتن_ناخن، روز مناسبی است و برکات خوبی از جمله قاری و حافظ قران گردد.
👕 دوشنبه برای بریدن و دوختن #لباس_نو روز بسیار مناسبی است و آن لباس موجب برکت میشود.
✴️️ وقت #استخاره در روز دوشنبه: از طلوع فجر تا طلوع آفتاب و بعداز ساعت ۱۰ تا ساعت ۱۲ ظهر و از ساعت ۱۶ عصر تا عشای آخر( وقت خوابیدن)
❇️️ ذکر روز دوشنبه : یا قاضی الحاجات ۱۰۰ مرتبه
✳️️ ذکر بعد از نماز صبح ۱۲۹ مرتبه #یا لطیف که موجب یافتن مال کثیر میگردد.
💠 ️روز دوشنبه طبق روایات متعلق است به #حضرت_امام_حسن_علیه_السلام و #امام_حسین_علیه_السلام . سفارش شده تا اعمال نیک و خیر خود را در این روز به پیشگاه مقدس ایشان هدیه کنیم تا ثواب دوچندان نصیبمان گردد.
😴تعبیر خواب
شب سه شنبه اگر کسی خواب ببیند تعبیرش از آیه ی 8 سوره مبارکه " انفال " است.
لیحق الحق و یبطل الباطل...
و از مفهوم آن استفاده می شود که بین خواب بیننده و دیگری اختلافی پیش آید و دعوا را نزد قاضی یا حکم برند و معلوم شود حق با خواب بیننده است. ان شاءالله و شما مطلب خود را در این مضامین قیاس کنید .
🌸زندگیتون مهدوی🌸
هدایت شده از حرم
#روایت
✅امام صادق علیه السلام درباره #دعای_عهد فرمودند:
🌸«هر کس با این دعای #عهد چهل صبح به سوی خدا دعا کند از یاوران قائم ما خواهد بود و اگر بمیرد خداوند او را از قبرش به سوی حضرت قائم عج خارج خواهد ساخت و حتی در مقابل هر کلمه ای هزار حسنه به او می دهد و هزار گناه از او محو می کند».
📚 بحار الانوار، جلد 83، ص284، حدیث 47 به نقل از کتاب امام مهدی عج،تنظیم:اکبر اسد علیزاده
•┈••✾🍃🌺🍃✾••┈•