بسم الله الرحمن الرحیم
سلام عليكم
با توجه به این منبع عظیم آرامش در توقيع امام زمان صلوات الله علیه👇
اِنّا غَیْرُ مُهْمِلینَ لِمُراعاتِکُمْ، وَلا ناسینَ لِذَکْرِکُمْ، وَلَوْلا ذلِکَ لَنَزَلَ بِکُمُ الَّلاْواءُ وَاصْطَلَمَکُمُ الاَْعْداءُ
ما در رسیدگی و سرپرستی شما کوتاهی و اهمال نکرده و یاد شما را از خاطر نبردهایم که اگر جز این بود، دشواریها و مصیبتها بر شما فرود میآمد و دشمنان، شما را ریشه کن مینمودند.
❗️تقاضای تأملی بیشتر👇
۱. فرازی از زیارت آل یس علیهم السّلام:
وَأَنَّ رَجْعَتَکُمْ حَقٌّ لَارَیْبَ فِیها یَوْمَ ﴿لَایَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ کَسَبَتْ فِی إِیمانِها خَیْراً﴾
۲. آیهی ۱۵۸ سوره انعام:
هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ تَأْتِيَهُمُ الْمَلَائِكَةُ أَوْ يَأْتِيَ رَبُّكَ أَوْ يَأْتِيَ بَعْضُ آيَاتِ رَبِّكَ ۗ يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آيَاتِ رَبِّكَ لَا يَنْفَعُ نَفْسًا إِيمَانُهَا لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمَانِهَا خَيْرًا ۗ قُلِ انْتَظِرُوا إِنَّا مُنْتَظِرُونَ.
بهجا و ضروريست
فرصتی متفاوت
برای
شناخت امام زمان صلوات الله علیه
و حال و وظیفه ما نسبت به ایشان
گذاشته شود
شاید چندان فرصتی نباشد
وَلِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ ۖ فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ لَا يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً ۖ وَلَا يَسْتَقْدِمُونَ
🤲 اللهم عجل لولیک الفرج والعافية والنصر
🍃🌹🍃🌹🍃
یاعلی 🤚🌹
7.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥ما گدای امام حسین نیستیم،
غلام امام حسینیم
💥 البته گدایی نیز اشکال ندارد
ولی کمالش و زیباترش غلامی است
22.26M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹قبله نما
🤚 صلی الله علیک یا مولای یا أمیرالمؤمنین
10.71M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دســـت ظـلـم میــشود قَلَــم
نمیافتــد بر زمــیـن عَــلَــم✌🏻
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#طوفان_الاحرار #تنبیه_متجاوز #انتقام_سخت
@haram110
اِنّا مِنَ المُجرِمینَ مُنتَقِمون
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#طوفان_الاحرار #تنبیه_متجاوز #انتقام_سخت
@haram110
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#امام_زمان ارواحنافداه
💠خوشا به حال #شیعیان_در_زمان_غیبت،شیخ احمد کافی رحمة الله عليه
حرم
* 💞﷽💞 🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 💗رمان کابوس رویایی💗 قسمت104 به همین قدر اکتفا می کنم و از قبرستان خارج می شوم.
* 💞﷽💞
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
💗رمان کابوس رویایی 💗
قسمت105
سر قابلمه را که برمی دارم بخار به میان صورتم می دود.
سرم را به عقب می رانم و با کفگیر ماکارونی ها را جا به جا می کنم.
بوی خوشش مشامم را گرسنه می کند.
آن روز بر خلاف تصورم پیمان خیلی زود برمی گردد.
پارچ دوغ و سالاد را وسط سفره می گذارم.
با مزه کردن اولین قاشق زبان به تحسین می چرخاند.
_به به زحمت کشیدی رویا. ممنون!
اوج احساساتش در کنج لانه ام خانه می کند.
لبخندی می زنم و بعد از خالی شدن بشقابش دوباره کفگیری برایش می ریزم.
سر تکان می دهد و به به و چه چه کنان می خورد.
بعد از جمع کردن سفره او به طبقهی بالا می رود.
کنجکاوی نمی کنم و مشغول شستن ظرف ها هستم.
با گذاشتن آخرین بشقاب صدای در هم بلند می شود.
پری سلام می دهد و سرکی به داخل می کشد.
لبخندم را پر رنگ تر می کنم و می پرسم:
_خوبی؟ چه خبرا؟
شانه بالا می اندازم و تنها جواب می دهم آن برگه ها را پخش کرده ام.
در حال انگول زدن به ماکارونی ها است که اخم می کنم و دستش را دور می کنم.
بشقاب و کفگیر به دستش می دهم و می گویم:
_برا خودت بکش!
پقی می زند زیر خنده. قیافه ام کاملا جدی است و نمی فهمم چرا این کار را می کند!
اخمم عمیق تر می شود و می پرسم:
_واسه چی میخندی؟
اندکی به حال خودش هر هر می خندد.
بعد دستش را از روی دهانش برمی دارد و جواب می دهد:" مثل مامانا شدی!
چیه؟ کدبانو شدی رویا خانم؟"
نمی دانم از کدبانو گفتنش کینهی کنایه اش را به دل نگیرم یا نه؟
سالاد و دوغ را به دستش می دهم و او هم به بالا می رود.
روزها دست به دست هم می دهد اردیبهشت جامهی سال را از تن به در می کند و به خرداد می دهد.
در هوای گرم اواسط خرداد که درختان و گل ها بیش از پیش تشنه اند به حیاط می روم.
شلینگ را برمی دارم و شیرآب را باز می کنم.
مثل اکثراوقات می نشینم و با گل ها حرف می زنم.
پیمان این روزها کمتر به خانه می آید و سرگرم مبارزه شده.
دلخوش به این هستم که هر کجا باشد هر از گاهی سری به من می زند و لالایی عاشقانه در گوشم نجوا می کند.
با صدای شنیدن در خوشحال می دوم ولی با دیدن پری دیوار شادی ام به تلی آوار مبدل می شود.
وارد خانه می شود. بنر لوله شدهای در دستش است.
بهم می گوید پشت سرش به داخل بروم.
بنر را وسط نشیمن پهن می کند عکس شهدای مجاهدین خلق است که بارها و بارها عکس های شان را بیشتر در تبلیغات دیده ام.
در همان نگاه اول شناختم شان.
زیر عکس آن پنج نفر نوشته شده است:" پهلوی باید نابود گردد."
پری چند قدم به عقب می آید و با دیدن آن حظ می برد.
بیشتر از آن که نچ نچ کند و از یاد کسانی بگوید که کشته شده اند برایم از طراحی بنر و ترکیب رنگ نوشته هایش می گوید!
مثل همیشه تحسینش می کنم.
ماجرای بنر را براین تعریف می کند.
نگاه گاهی به گل قالیچه می افتد و به روی آن دست می کشد.
_این بنرو باید فردا ببریم برای راهپیمایی سالگرد ۱۵ خرداد.
ما از طرف خواهرای مجاهد موظفیم با این بنر طی راه حرکت کنیم.
_گیرمون نمیندازن؟
_نه، اونجا خیلی شلوغ پلوِ میشه وقتی ما با مردم باشیم مشکلی نیست.
برای لحظه ای پرسشی در ذهنم لانه می کند و می پرسم:
_اگه با مردم باشیم مشکلی پیش نمیاد پس چرا از مردم دوری می کنیم؟
چرا از آیت الله خمینی پیروی نمیکنیم؟
پری از سوالاتم جا می خورد.
افکارش را مزه مزه می کند و می گوید:
_خب... اونا از مردم به عنوان سپر بلا استفاده میکنن تا خودشون آسیب نبینن.
ما شاید از مردم دوریم و اونا مستقیم با ما نیستن اما خودمون پای کاریم.
_اگه اینجور که تو میگی باشه پس چرا آقای خمینی که مردمو سپر خودش کرده تو نجف تبعیده؟
پری برای این که بحث را خاتمه بدهد می گوید:" ببین ما نمیگین اونا بدن اما ما خوب تریم.
این روشها به جایی بند نیست!
باید اسلحه گرفت و کشت تا نکشنت!
همین؟ پاسخ من در همین خلاصه می شود؟
اگر استفاده از مردم بد است پس چرا ما باید در هنگامی با این بنر تبلیغ کنیم که در میان مردم باشیم؟
مگر ما آن ها را سپر خودمان نمی کنیم؟
اگر می گوییم کار آقای خمینی به جایی نمی رسد پس چرا قدرت مردم را بزرگ می کنیم؟
حرف های پری پر از تناقض است.
مطمئنم این حرف های خودش نیست او هم حرف های آقابالا سری هایش را بازگو می کند.
⭕️کپی بدون نام نویسنده حرام است ⭕️
نویسندهمبینارفعتی(آیه)