15 محرّم
1 ـ فرستادن سرهای مطهّر شهداء به سوی شام
بنابر بعضی اقوال، در این روز سرهای مطهّر اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام را به سوی شام حرکت دادند. (1)
البته بعداً اهل بیت علیهم السلام سرهای مطهّر را به بدن ها ملحق کردند. (2)
📚 منابع :
1. ارشاد : ج 2، ص 118. و ... .
2. امالی صدوق : ص 232. و ... .
روایتگری که از کربلا گریخت
ضحاک بن عبدالله یکی از یاران امام حسین(ع) بود که علی رغم همراهی با امام و کشتن چندتن از دشمنان بدکیش در ظهر عاشورا و در حالیکه دیگر هیچیک از صحابی امام(ع) با او نبوده و همه شربت شهادت را نوشیده بودند، از ایشان اذن گرفت و از معرکه گریخت.
ضحاک فرزند عبدالله مشرقی از قبیله همدان بود. اطلاعات چندانی از زندگی او در دست نیست. همین اندازه معلوم است که او علاوه بر یاری امام حسین (ع) در کربلا، در زمان امامت امام سجاد (ع) زنده بوده و شیخ طوسی وی را از اصحاب امام سجّاد (ع) نام برده است.
داستان فرار ضحاک از این قرار است که ابن عبدالله به خدمت حضرت رسید وعرض كرد: «می دانی كه بین من وشما شرطی بود وآن اینكه از شمادفاع كنم مادام كه یـارانـی داشته باشی وچون بی یاور شدی وماندن من برای شمافایده ای نداشته باشد، در رفتن از میدان جنگ آزاد باشم.» امام (ع) فرمود درسـت مـی گـویـی، اگرمی توانی برو كه از طرف من آزاد هستی.
طبری نقل کرده است ضحاک به همراه مالک بن نضر ارحبی، در میانه راه کاروان حسینی به سوی کوفه، با امام حسین (ع) ملاقات کردند. امام حسین (ع) آن دو نفر را به یاری خود خواند، وقتی آنان عذر خواستند امام (ع) علت عدم همراهیشان را جویا شد. مالک بن نضر گفت: من بدهی و نانخور دارم. اما ضحاک دعوت امام را مشروط قبول کرد و گفت: «من هم فردی عیالوارم و به مردم مقروض هستم؛ اما اگر به من اجازه دهی، هنگامی که هیچ جنگجویی -در کنارت- نیافتم، بازگردم و فقط تا آنجا برایت بجنگم که برایت سودمند باشد و بتوانم از تو دفاع کنم.» امام (ع) پذیرفت.
او در روز عاشورا، دلیری به خرج داد و امام بارها او را تشویق و دعا فرمود. چون جمله یاران امام حسین (ع) - جز سوید بن عمر و بشیر بن عمرو - به شهادت رسیدند، او نزد حضرت آمد و شرط پیشین خود را یادآور شد و از ایشان اجازه بازگشت خواست، امام هم آزادش گذاشت.
داستان فرار ضحاک از این قرار است که ابن عبدالله به خدمت حضرت رسید وعرض كرد: "یابن رسول اللّه (ص )! می دانی كه بین من وشما شرطی بود وآن اینكه از شمادفاع كنم مادام كه یـارانـی داشته باشی وچون بی یاور شدی وماندن من برای شمافایده ای نداشته باشد, در رفتن از میدان جنگ آزاد باشم." امام (ع) فرمود: "صدقت وكیف لك بالنجاهٔ , ان قدرت علی ذلك فانت فی حل" یعنی درسـت مـی گـویـی اما چگونه می توانی خودرا از اینجا نجات بدهی، اگرمی توانی برو كه از طرف من آزاد هستی.
ضـحـاك بن عبداللّه به طرف اسبش رفت وچون عمر بن سعد اسبان را پی می كرد وی اسب خـودرا در وسـط خیمهها بسته بود وپیاده جنگ میكرد كه دو نفررا كشت ودست دیگری را قطع كرد. آن روز حضرت چندین بار فرمود: "دستت شل مباد! خداوند متعال از اهل بیت پیامبر(ص ) جزای خیر یه تو عنایت كند". ضحاک بن عبدالله میگـویـد: "سوار بر اسب شدم وحركت كردم. ناچار لشكریان دشمن به من راه دادند تا از صف آنان بـیرون آمدم اما پانزده نفر مرا تعقیب كردند تا در قریه "شفیه" نزدیك فرات مرا یافتند. كثیر بن عبداللّه وایوب بن مشرح مرا شناختند وگفتند این شخص پسر عموی ماست , لذا خداوند مرا از دست آنان نجات داد."
یارانی که از کربلا زنده بیرون رفتند و روایتگر عاشورا شدند
نکته جالب در مورد ضحاک این است که اگرچه درلحظه آخر از صحنه کربلا گریخت و از سعادت شهادت همراه امام(ع) محروم ماند اما پس از فرار به یکی از راویان مشهور کربلا تبدیل شد. در واقع، ضحاک از محدثین و گزارشگران واقعه کربلا در کوفه است. برخی از مورخان، از جمله طبری، جریان بیعت شب عاشورا توسط امام حسین (ع) و اظهار وفاداری یاران را از قول ضحّاک نقل کردهاند. شیخ مفید در ارشاد در ماجرای واقعه عاشورا از وی روایت کرده است. بنابراین، نام او و احادیث منقوله از او، در کتب تاریخ و مقاتل بسیار دیده میشود.
در مورد روایتگری کربلا برخی این سوال را مطرح کردند که روایتگر این صحنه چه کسانی بوند؟ آیا غیر از دشمنان و برخی زنان کسان دیگری بوده اند که ماجراهای غریب عاشورا را روایت کرده و نگاشته اند؟ به جز ضحاک بن عبدالله افراد دیگری از صحابه امام حسین(ع) هستند که به دلایلی در کربلا کشته نشده و بعدا به بازگویی وقایع عاشورا پرداختند. در زیر به نام برخی از این افراد اشاره میکنیم:
مسلم بن ریاح
مسلم غلام حضرت علی (ع) بود که با امام حسین(ع) در کربلا حضور داشت و پس از شهادت حضرت جان سالم بدر برد، وی برخی حوادث کربلا را گزارش کرده است.
حسن بن حسن بن علی بن ابی طالب
وی معروف به "حسن مثنی" بود که همراه عمویش ابا عبدالله(ع) جنگید و مجروح شد و از اسب بر زمین افتاد. وقتی که کوفیان سرهای شهدا را میبریدند، وی هنوز زنده بود. "اسماء بن خارجه فزاری" که از داییهای وی بود از او شفاعت کرد و بخشیده شد. "حسن مثنی" را به کوفه برد و وی را معالجه کرد تا این که خوب شد. وی سپس به مدینه رفت.
مرقع بن سُمامه اسدی
این مرد ا
سدی از یاران امام حسین(ع) و از تیراندازان حضرت بود، که هنگام جنگ اسیر شد و قبیلهاش برای وی از لشگر کوفه امان خواستند. "ابن زیاد" هم او را به "زراره" در سرزمین بحرین یا "زبده" در عمان، یا "رنده" تبعید کرد و پس از مرگ یزید و رفتن "عبیدالله" به کوفه بازگشت.
عقبة بن سمعان
طبق گفته شهید مطهری این مرد از مکه همراه امام بود و وقایع نگار قضیه کربلا بوده است. وی از لشکریان اباعبدالله بود که در روز عاشورا گرفتار شد ولی چون گفت غلام هستم آزادش کردند.
حرم
#روز_شمار_شهادت_رسول_خدا_صلی_الله_علیه_و_آله_یکم 📢📢📢... در روز یکشنبه ، اول محرم سال ۱۱ هجری قمری (
#روز_شمار_شهادت_رسول_خدا_صلی_الله_علیه_و_آله_دوم
📢📢📢...در دو هفتهء ابتدائی محرم سال ۱۱ هجری قمری ، نیمهء دوم فروردین سال ۱۱ هجری شمسی ،
آوریل سال ۶۳۲ میلادی
چه اتفاقی افتاد؟؟
➖➖➖▪️🌑🔸🌑
🕖🕗🕝...رسول خدا صلی الله علیه و آله ، در چنین ایامی در محرم سال ۱۱ هجری ، به خادمهء اُمّ سلمه ، همسر نیکوکار خویش ،
فرمان میدهند که تمامی همسران پیامبر صلی الله علیه و آله را فرا بخواند تا همگان در منزل ام سلمه جمع شوند....
🎴 پس از آنکه همهء همسران آن حضرت ، حضور پیدا می کنند ، پیامبر ، امیرمؤمنان علیه السلام را در کنار خویش مینشانند و با اشاره به آن حضرت ،
خطاب به همسرانشان میفرمایند :
💠 به آنچه می گویم گوش دهید ؛ این فرد ، برادر من ، وصیّ من ، وارث من و قیام کننده در میان شما و تمام امّت پس از من است ؛ به آنچه دستور می دهد گوش فرا دهید و از اطاعت او سرپیچی نکنید که به آن گناه ، هلاک خواهید شد."
✔️ در انتهای این ماجرا ، رسول خدا صلی الله علیه و آله ، اجازهء طلاق همسران خود را پس از وفات به امیرمؤمنان علیهالسلام می دهند و میفرمایند :
💠 هر یک از آنان که از سخنت سرپیچی نمود ، او را طلاق ده .(۱)
⚠️ با توجه به اینکه زنان رسول خدا صلی الله علیه و آله ، به احترام پیامبر اجازهء ازدواج با غیر را نداشتند ،
چنین طلاقی - آن هم پس از وفات رسولخدا صلی الله علیه و آله -
به معنای دوری از جایگاه همسری پیامبر خاتم و محرومیت از لطف رسول رحمت صلی الله علیه و آله در سرای باقی است.
◀️ تاریخ گواهی می دهد که چنین طلاقی ، حداقل در مورد یکی از زنان پیامبر صلی الله علیه و آله ، عایشه ،
پس از جنگ جمل - در سال ۳۶ هجری - در شرف وقوع بوده است ؛(۲)
...و نهایتاً در سال ۵۰ هجری قمری توسط سیدالشهداء علیه السلام به اجرا در میآید .(۳)
(👈 اسکن این مطلب با سرچ عبارت "طلاق عایشه" حتی از منابع اهل سنت در دسترس است.)
〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️
1️⃣ بحارالانوار ص۱۰۷/۲۸
2️⃣ بحارالانوار ۷۴/۳۸ ؛ کمال الدین ص۴۵۹
3️⃣ اثبات الوصیة ، مسعودی ، ص۱۶۳(از منابع اهل تسنن)
پرسش : دخترى ده ساله دارم كه براى نماز صبح بسختى بيدار مى شود ؛ چه كنم ؟
✍️ : پاسخ : ۱- سعی کنید خوابش را تنظيم کنید تا شب ها بموقع بخوابد ؛ ۲- صبح ها به شکل تدریجی از چرخه خواب خارجش کنید ؛ یعنی در سه مرحله ، و هر مرحله با فاصله ۵ دقیقه ؛ ۳- حتما کنارش قرار بگیرید و با ناز و نوازش بیدارش کنید ؛ از دور داد نزنید ؛ ۴- تا نمازش را نخوانده ، نخوابید ؛ مشغول تعقیبات نماز شوید و اگر دوباره می خواهید استراحت کنید ، پس از اتمام نمازش بخوابید . اگر فرزند شما صبح ها سستی و رخوت غیر عادی دارد ، لازم است معاینه پزشکی و درمان شود ؛ هرگونه عفونت ، هرگونه اختلال کبدی ، کم کاری تیروئید ، کم خونی و فقر آهن ، باعث رخوت و سستی بدن می شود . موفق باشید . 🌸
#پرسش_و_پاسخ
#استاد_دهنوی
12.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پرسش : با کودکانی که لجبازی می کنند و فحش می دهند چگونه باید برخورد کرد ؟
#پرسش_و_پاسخ
#استاد_دهنوی
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
آرزو میکنم
غرق در شادی شود
آنکه بخواهد اندوه را
مهمان ناخوانده ی دلت کند
تا از یاد ببرد دشمنی ها و نفرت را
آرزو میکنم برایت
در پس تمام نرسیدن ها، نداشتن ها
از یاد نبری رویاهای قشنگت را
که هر تمام شدنی
به معنای پایان زندگی نیست
توی هر اتفاقی یه خیری هست.امیدوارم خوشی ها بیان و جای غصه هات رو برای همیشه پر کنن❤️
عصر بخیر دوستان
الهی حالتون خوب باشه🙏🌺
🔴 درمان قاروقور شکم 👇
ابن بسطام نقل می کند: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: همانا در شکم من قرقر و درد وجود دارد. فرمود: چرا از سیاه دانه استفاده نمیکنی؟ زیرا در سیاه دانه درمان هر بیماری است مگر مرگ.
📚طب الائمه، ابن سابور زیات نیشابوری، ص۶۸
سیاه دانه خارج کننده بیماری است:
امام رضا علیه السلام می فرماید:
سیاه دانه مبارک است و مریضی نهفته
را از بدن خارج می کند.
📚 “فقه الرضا، امام رضا (ع)، ص۳۴۶
💥بعضی ها ام اس، یرقان، هپاتیت دارند اما
فعال نیست؛ سیاه دانه این ها را خارج می کند.
(سیاه دانه را در نمکدان بریزید و همیشه سر سفره باشد و روی همه غذاها کمی بپاشید.)
🔴 غذای قِلَّةَ النَسلِ
👈جهت بيماری های
1:ناباروری
2:تقویت قدرت جنسی
3:تقویت استخوان های نطفه منعقده
🔵دستور تهیه از لسان مبارک اهل البیت علیهم السلام👇👇
🌺عن عبد الله بن سنان، عن أبي عبد الله عليه السلام قال: شكا نبي من الأنبياء عليهم السلام إلى الله عز وجل قلة النسل فقال: كل اللحم بالبيض.
🌺عبدالله بن سنان ازامام صادق علیه السلام نقل میکند:یکی ازپیامبران به خداوند از کمی فرزندانش شکایت نمود پس خداوند به او فرمود:
👈گوشت وتخم مرغ بخور.
🌺قال رسول الله صل الله علیه واله:
اللحم بالبیض یزید فی الباه.
🌺آقا رسول الله صل الله علیه واله:
خوردن گوشت باتخم مرغ قدرت جنسی را زیاد میکند.
🌺قال موسی بن که فراری هم والسلام:
ومن اکل اللحم بالبیض کبرعظم ولده
🌺آقا موسی بن جعفر علیهماالسلام:
هرکس گوشت باتخم مرغ رابخورد استخوان فرزندش قوی وستبرشود(شایدمنظور فرزندی است که نطفه اش ازاین غذا باشد)
📚منابع
الکافی ج6ص325
مستدرک الوسائل ج16ص358
مکارم الاخلاق ص195
🔴طرز تهیه این غذا:
ابتدا گوشت(چرخ شده یانشده)را باروغن زیتون و(پیازسفید)سرخ کرده وسپس به آن تخم مرغ اضافه شود.
✅نکته:
از گوشت گوسفند وتخم مرغ محلی استفاده شود
💠چرا انسان هنگام درد، ناخودآگاه «آه» میگوید؟
🌿...حَدَّثَنِي جَعْفَرُ بْنُ يَحْيَى الْخُزَاعِيُّ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: دَخَلْتُ مَعَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع عَلَى بَعْضِ مَوَالِيهِ يَعُودُهُ فَرَأَيْتُ الرَّجُلَ يُكْثِرُ مِنْ قَوْلِ آهِ فَقُلْتُ لَهُ يَا أَخِي اذْكُرْ رَبَّكَ وَ اسْتَغِثْ بِهِ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع: «إِنَ آهِ اسْمٌ مِنْ أَسْمَاءِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ فَمَنْ قَالَ آهِ فَقَدِ اسْتَغَاثَ بِاللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى.»
📚التوحيد (للصدوق)، ص۲۱۹
🌿جعفر بن یحیی خُزاعی از پدرش نقل کرده است:
🔷همراه با امام صادق (علیهالسلام) نزد یکی از شیعیان ایشان رفتیم تا او را عیادت کنیم. دیدم آن مرد زیاد میگوید «آه».
🔹به او گفتم: برادر من! پروردگارت را یاد کن و از او یاری بطلب.
🔶در این هنگام، امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
🔸««آه» نامی است از نامهای خداوند (عزّوجلّ) پس کسی که بگوید «آه» از خداوند (تبارکوتعالی) یاری طلبیده است.»
#امام_صادق_علیه_السلام #بیمار #بیماری #عیادت #درد #حدیث
💠 جرعهای از احادیث کمترشنیدهشده اهلبیت ﴿علیهمالسلام﴾ در «کانال حرم »:
💠 @haram110
⇩⇩⇩ داسـتـــ📚ــــان⇩⇩⇩
°❀°▪️°❀°▪️°❀°▪️°❀°
در نزدیکیهای تهران حوالی دولت آباد و میدان خراسان، یک گاریچی بود بنام قاسم، که کارش فروش جگر بود و به همین دلیل معروف شده بود به قاسم جیگرکی
قاسم جیگرکی شرور بود، اهل دعوا و چاقو کشی و گاهی اوقات هم پیک مشروبی میزد
اما هر سال چند روز قبل از محرم که میشد،
دست و دهانش رو آب میکشید و تو مجلس امام حسین علیهالسلام خدمت میکرد
اوایل جمعیت زیادی در این هیئت حضور داشتند، کم کم از تعداد سینهزن ها کاسته شد تا اینکه مسئولین هیئت متوجه شدند که مطلبی باید رخ داده باشه که این مقدار کاهش سینهزن رخ داده است.
پیگیریهای مسئولین نشان داد که حضور آدم شروری مثل قاسم جیگرکی آن هم بعنوان جلودار و عَلَم کش باعث شده تا مردم میل و رغبتشان را به این هیئت از دست بدهند.
بنابراین قرار گذاشتند که به قاسم اعلام کنند که امسال به هیئت نیاید.
بزرگ هیئت که پیرمرد با صفایی بود با شش نفر از هیئتیها رفتند منزل قاسم جیگرکی
آن پیرمرد شروع به سخن کرد که قاسم،
آیا امام حسین علیهالسلام را دوست داری؟
قاسم زد زیر گریه و گفت بعد یه عمر نوکری،
امام حسین علیهالسلام رو دوست دارم!!؟
خودم و زن و بچههام به فدایش
مجدداً سوال کردند که قاسم هر کاری از دستت بر بیاید برای امام حسین علیهالسلام انجام میدهی؟
گفت بله، هر کاری که رو زمین مونده باشه را از شعف دل انجام میدهم.
از توالت شستن تا پرچم زدن و حتی چون بدن قوی داشت علم مسجد را او بدوش میکشید.
هر کاری که بتونم انجام میدهم و به آن هم افتخار میکنم
گفتند قاسم دوست داری هیئت اربابت کوچیک باشه یا بزرگ؟
گفت بزرگ...
امام حسین علیهالسلام عظمت دارد،
هیئت او هم باید عظمت داشته باشد
سؤال کردند که قاسم اگر کسی باعث بشود که هیئت امام حسین علیهالسلام کوچک بشود وظیفهاش چیست؟
قاسم شک کرد و پرسید یعنی چه؟
گفتند یعنی مردم به هیئت نیایند به خاطر یک نفر
قاسم گفت خُب آن یک نفر نیاید تا مردم بیایند.
گفتند راستش ما آمدهایم که بگوئیم
امسال شما به حسینیه نیایی!
قاسم گفت باشه من نمیام و شما هم سلام من را به مردم برسانید و بگوئید قاسم نمیاد تا شما تشریف بیاورید
شب اول محرم همسر و فرزندانش گفتند بابا نمیای هیئت!؟
قاسم گفت چرا شما بروید من هم خواهم آمد
اجازه نداد خانواده متوجه بشوند
رفت چند تکه پارچه مشکی پیدا کرد و رفت زیرزمین خانه را مشکی زد
گفت یا امام حسین من را از حسینیه بیرون کردند، به من گفتند که دیگر نیا، من هم یه حسینیه برای خودم درست کردم
اینجا کسی نیست که من را بیرون کنه
زنجبرهایش را برداشت، هر چه شعر بلد بود میخواند و عزاداری میکرد
این ادامه یافت تا صبح روز پنجم
صبح روز پنجم یکی از اون هفت نفر با چشم گریان به درب خانه دوستش رفت و متوجه شد که او هم گریان است جویا شد دید دقیقاً همان خوابی که او دیده، دوستش هم دیده است
درب منزل سوم و چهارم و ... هفتم همه در آن شب یک خواب را دیده بودند!
هر هفت نفر را امام حسین علیهالسلام توبیخ کرده بودند که شما چکاره بودید که به کسی بگوئید بیا و به دیگری بگوئید نیاید؟
من که فقط امام بندههای خوب نیستم،
امام گنهکاران هم هستم
بروید از او عذرخواهی کنید
چرا دل قاسم را شکستید؟
چرا در پیشگاه همسر و فرزندانش کوچکش کردید؟
همگی با هم به در خانه قاسم آمدند
و دیدند که درب باز است
درب زدند، یکی از فرزندان قاسم آمد
دیدند در حال گریه است
گفتند چرا گریه میکنی گفت بیائید پدرم داره خودش را میزنه، پدر داره گریه میکنه
دویدند، دیدند قاسم آنقدر این سر را به دیوار زده که این سر خون آلود شده
گفتند چه شده، گفت من هم خواب امام حسین علیهالسلام را دیدم
آقا فرمود بخاطر من ببخش اینها را
ولی قاسم تو که ما را دوست داری
تو که دو ماه عزاداری میکنی
چرا شرارت میکنی؟
چرا شرابخواری میکنی؟
چرا آبروی من را میبری؟
قاسم میگوید به آقا گفتم:
من نمیدانستم که آبروریز شما هستم ...
حالا که اینطور شد میخوام روز عاشورا بمیرم برات
ظهر عاشورا نشده بود دیدن بچههای قاسم دارن فریاد میزنن
آی مردم ما یتیم شدیم
مردم اومدن جنازه قاسم رو گلبارون کردن
تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن
که دوست خود روش بنده پروری داند
〰❁🍃❁🌸❁🍃❁〰