حرم
🌸✨✨🌸✨✨🌸✨✨🌸✨✨🌸 #فرازی_از_تاریخ⏳ #وقایع_روز_تاسوعا📜 🔥شمر بن ذی الجوشن بعد از ظهر روز پنجشنبه نهم مح
🌸✨✨🌸
#فرازی_از_تاریخ⏳
#وقایع_شب_عاشورا📜
شب عاشورا🌒
💚سخن حسین(ع) در شب عاشورا درباره یارانش:
أما بعد فإنّی لا أعلم أصحابا أوفی و لا خیرا من أصحابی، و لا أهل بیت أبرّ و لا أوصل من أهل بیتی
(ترجمه: من یارانی بهتر و باوفاتر از اصحاب خودم و خویشاوندانی نیکوکارتر و به حقیقت نزدیکتر از خویشاوندان خودم سراغ ندارم.)
📕مفید، الارشاد، ج۲، ص۹۱
#تجدید_پیمان_یاران_امام_حسین(ع)🤝
🌹امام حسین(ع) در اوایل شب یاران خود را جمع کرد و پس از حمد و ثنای خداوند خطاب به آنان گفت:
💫به گمانم این، آخرین روزی است که از سوی این قوم مهلت داریم. آگاه باشید که من به شما اجازه (رفتن) دادم. پس همه با خیالی آسوده بروید که بیعتی از من بر گردن شما نیست. اینک که سیاهی شب شما را پوشانده، آن را مَرکبی برگیرید و بروید.
♻️در این هنگام ابتدا اهل بیت امام و سپس یاران امام هر یک در سخنانی حماسی، اعلام وفاداری کردند و بر فدا کردن جان خویش در دفاع از امام تأکید کردند. منابع تاریخی و مقاتل برخی از این سخنان را ضبط کردهاند.
#ادامه_دارد.....
📗ابناثیر، علی بن محمد، اُسد الغابه فی معرفة الصحابه، دارالفکر، بیروت، ۱۴۰۹ق/۱۹۸۹م
📒ابنعبدالبر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، تحقیق علی محمد البجاوی، بیروت، دارالجیل، ۱۹۹۲م/۱۴۱۲ق.
و...
حرم
🌸✨✨🌸 #فرازی_از_تاریخ⏳ #وقایع_شب_عاشورا📜 شب عاشورا🌒 💚سخن حسین(ع) در شب عاشورا درباره یارانش: أما
🌸✨✨🌸
#فرازی_از_تاریخ⏳
#وقایع_شب_عاشورا 📜
#نگرانی_حضرت_زینب(س)💔
🌹پس از آن گفتگو حسین(ع) به اردوگاه برگشتند و وارد خیمه خواهرشان زینب(س) شدند. نافع بن هلال در بیرون خیمه منتظر حسین(ع) نشسته بود که شنید حضرت زینب(س) به حسین(ع) عرض کرد:
💫«آیا شما یارانتان را آزمودهاید؟ از این نگرانم که آنان نیز به ما پشت کنند و در هنگامه درگیری شما را تسلیم دشمن کنند.»
💚حسین(ع) در پاسخ فرمود:
🌼«به خدا سوگند، اینها را امتحان کردهام و آنان را مردانی یافتم که سینه سپر کردهاند، به گونهای که مرگ را به گوشه چشمانشان مینگرند و به مرگ در راه من چنان شیرخواره به سینه مادرش انس دارند.»
💠نافع هنگامی که احساس کرد اهل بیت امام حسین(ع) نگران وفاداری و استقامت اصحاب هستند، نزد حبیب بن مظاهر رفته و با مشورت او، تصمیم گرفتند با همراهی بقیه اصحاب به حسین(ع) و اهل بیت ایشان اطمینان دهند که تا آخرین قطره خون از ایشان دفاع خواهند کرد.
♻️حبیب بن مظاهر یاران حسین(ع) را ندا داد تا جمع شوند. سپس به بنی هاشم گفت: به خیمههای خویش باز گردند؛ بعد رو به اصحاب کرد و آن چه را که از نافع شنیده بود، بازگو کرد.
🔰همگی گفتند: «به آن خدایی که بر ما منت نهاد که در این جایگاه قرار بگیریم، اگر انتظار فرمان حسین(ع) نبودیم، اکنون با شتاب بر آنان حمله میکردیم تا جان خویش را پاک و چشم را روشن سازیم».
✔️حبیب به همراه اصحاب با شمشیرهای کشیده و یک صدا به نزدیک حرم اهل بیت(ع) رسیده و گفت: «ای حریم رسول خدا(ص)! این شمشیرهای جوانان و جوانمردان شماست که به غلاف نخواهد رفت تا این که گردن بدخواهان شما را بزند. این نیزههای پسران شماست، سوگند یاد کردهاند که آن را تنها در سینه کسانی که از دعوتتان سر بر تافتهاند فرو برند.»
#ادامه_دارد.....
📗ابناثیر، علی بن محمد، اُسد الغابه فی معرفة الصحابه، دارالفکر، بیروت، ۱۴۰۹ق/۱۹۸۹م
📒ابنعبدالبر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، تحقیق علی محمد البجاوی، بیروت، دارالجیل، ۱۹۹۲م/۱۴۱۲ق.
و.....
حرم
🌸✨✨🌸 #فرازی_از_تاریخ⏳ #وقایع_شب_عاشورا 📜 #نگرانی_حضرت_زینب(س)💔 🌹پس از آن گفتگو حسین(ع) به اردوگ
🏴🕊🏴🕊🏴🕊🏴🕊🏴🕊🏴
#فرازی_از_تاریخ⏳
#وقایع_روز_عاشورا📜
#روزعاشورا☀️
🌹امام حسین(ع) پس از اقامه نماز صبح،صفوف نیروهای خود (۳۲ تن سواره و ۴۰ تن پیاده)را منظم کرد.
💫حسین(ع) برای اتمام حجت، سوار بر اسب شد🐎 و همراه با گروهی از یاران به سوی لشکر دشمن پیش رفت و آنان را موعظه نمود. پس از سخنان حسین(ع)، زهیر بن قین آغاز به سخن کرد و از فضایل حسین(ع) گفت و به موعظه پرداخت.
🌼یکی از وقایع صبح عاشورا کناره گیری حر بن یزید ریاحیاز لشکر عمر بن سعد و پیوستن به اردوگاه حسین(ع) است.✌️
🔰در ابتدای جنگ، حملات به صورت گروهی انجام شد. طبق بعضی روایات تاریخی، تا ۵۰ تن از یاران امام، در اولین حمله به شهادت رسیدند. پس از آن، یاران امام به صورت فردی و یا دو نفری به مبارزه رفتند. اصحاب اجازه نمیدادند کسی از سپاه دشمن به حسین(ع) نزدیک شود. پس از شهادت اصحاب غیر هاشمی امام حسین(ع) در صبح و بعداز ظهر عاشورا، یاران بنیهاشمی حسین(ع) برای نبرد پیش آمدند.
🌺اولین کسی که از بنی هاشم از حسین(ع) اجازه میدان طلبید و به شهادت رسید، #علی_اکبر(ع) بود. پس از او دیگر خاندان امام نیز یکی پس از دیگری به میدان رفتند و به شهادت رسیدند.
❤️حضرت ابوالفضل العباس(ع)، پرچمدار سپاه و محافظ خیمهها نیز در نبرد با نگهبانان شریعه فرات به شهادت رسید.😭
⚫️پس از شهادت بنیهاشم، امام حسین(ع) عازم نبرد شد، اما از سپاه کوفه تا مدتی کسی برای رویارویی با آن حضرت پا پیش نمینهاد. در میانه نبرد، علیرغم تنهایی حسین(ع) و زخمهای سنگینی که بر سر و بدن او وارد شده بود، حسین(ع) بیمهابا شمشیر میزد.
#ادامه_دارد.....
📗ابناثیر، علی بن محمد، اُسد الغابه فی معرفة الصحابه، دارالفکر، بیروت، ۱۴۰۹ق/۱۹۸۹م
📒ابنعبدالبر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، تحقیق علی محمد البجاوی، بیروت، دارالجیل، ۱۹۹۲م/۱۴۱۲ق.
و.....
حرم
🏴🕊🏴🕊🏴🕊🏴🕊🏴🕊🏴 #فرازی_از_تاریخ⏳ #وقایع_روز_عاشورا📜 #روزعاشورا☀️ 🌹امام حسین(ع) پس از اقامه نماز صبح
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴
#فرازی_از_تاریخ⏳
#وقایع_روز_عاشورا 📜
#شهادت_امام_حسین(ع)😭
⚫️پیادگان تحت امر شــ👹ــمر بن ذی الجوشن، حسـ❤️ــین(ع) را احاطه کردند ولی همچنان پیش نمیآمدند و شمر آنها را به حمله تشویق میکرد. شمر به تیراندازان دستور داد امام را تیرباران🏹 کنند.😭
💚از فراوانی تیرها، بدن امام پر از تیر شده بود.😭حسین(ع)، عقب کشید و آنان در برابرش صف بستند.
💔 جراحات وارده و خستگی ناشی از جنگ، حسین(ع) را به شدت کم توان کرده بود از این رو ایستاد تا اندکی استراحت کند. در این هنگام، سنگی به پیشانیاش اصابت کرد و خون از آن جاری شد. همین که امام خواست با لبه پیراهن، خون از صورتش پاک کند تیر سه شعبه و مسمومی به سویش پرتاب شد و بر قلبش نشست.😭
🔥مالک بن نُسَیر، با شمشیر🗡، چنان ضربتی بر سرِ حسین(ع) زد که بند کلاهخود امام، پاره شد. و مردی به نام زرعة بن شریک تمیمی نیز ضربتی سخت به شانه چپ امام زد.سنان بن انس هم تیری به گلوی او زد.
◼️سپس صالح بن وهب جعفی (به نقلی سنان بن انس) پیش آمد و چنان با نیزه بر پهلوی حسین(ع) زد که با گونه راست از اسب به زمین افتاد.😭
شــــ👹ـمربن ذی الجوشن با گروهی از سپاهیان عمـ👿ـر ســـعد از جمله سنان بن انس نخعی و خولی بن یزید اصبحی، به سوی حسین(ع) آمدند.
🔥شمر آنان را به تمام کردن کار حسین(ع) تشویق کرد اما کسی نمیپذیرفت. او به خولی بن یزید دستور داد تا سر حسین(ع) را جدا کند. وقتی خولی وارد گودال قتلگاه شد دستش لرزید و لرزه بر اندامش افتاد و نتوانست این کار را انجام دهد.
🔥شمر و به نقلی سنان بن انس از اسب پیاده شد و سر حسین(ع) را جدا کرد و به دست خولی داد.
#خدالعنتکنههمهقاتلانامامحسینعلیهالسلامرا
#ادامه_دارد.....
📗ابناثیر، علی بن محمد، اُسد الغابه فی معرفة الصحابه، دارالفکر، بیروت، ۱۴۰۹ق/۱۹۸۹م
📒ابنعبدالبر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، تحقیق علی محمد البجاوی، بیروت، دارالجیل، ۱۹۹۲م/۱۴۱۲ق.
و...
حرم
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴 #فرازی_از_تاریخ⏳ #وقایع_روز_عاشورا 📜 #شهادت_امام_حسین(ع)😭 ⚫️پیادگان تحت امر شــ👹ــمر بن
⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️
#فرازی_از_تاریخ⏳
#وقایع_بعد_از_شهادت_امام_حسین (ع)📜
🔥پس از آنکه سنـ👿ــان سر امام را به خولی داد. سپاهیان عمر سعد هر چه را که حضرت به تن داشت، غارت کردند. قیس بن اشعث و بحر بن کعب، (لباس)، اسود بن خالد اودی(نعلین)، جمیع بن خلق اودی (شمشیر)، اخنس بن مرثد(عمامه)، بجدل بن سلیم (انگشتر) و عمر بن سعد، (زره)آن حضرت را ربودند.
#غارت_خیمهها💔
⚫️سپس، سپاه دشمن به خیمهها هجوم بردند و آنچه بود به غنیمت گرفتند. آنان در این امر بر یکدیگر سبقت میرفتند. شمر به قصد کشتن امام سجاد(ع)همراه گروهی از سپاهیان، وارد خیمهگاه شدند که زینب(س) مانع این کار شد. به نقلی دیگر برخی از سپاهیان عمر بن سعد به این امر اعتراض کردند. عمر بن سعد دستور داد زنان حرم را در چادری جمع کردند و تعدادی را بر محافظت آنان گماشت.
#تاختن_اسب_بر_بدن_امام😭
به دستور عمر بن سعد و در اجرای فرمان ابن زیاد، ده نفر داوطلب از سپاهیان کوفه، با اسبانشان بدن امام حسین(ع) را لگدکوب کردند و استخوانهای سینه و پشت آن حضرت را در هم شکستند.
🔥اسحاق بن حویه
🔥اخنس بن مرثد
🔥حکیم بن طفیل
🔥عمرو بن صبیح
🔥رجاء بن منقذ عبدی
🔥سالم بن خیثمه جعفی
🔥واحظ بن ناعم
🔥صالح بن وهب جعفی
🔥هانی بن شبث خضرمی
🔥اسید بن مالک
با اسب بر بدن امام تاختند.
#ادامه_دارد.....
📗ابناثیر، علی بن محمد، اُسد الغابه فی معرفة الصحابه، دارالفکر، بیروت، ۱۴۰۹ق/۱۹۸۹م
📒ابنعبدالبر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، تحقیق علی محمد البجاوی، بیروت، دارالجیل، ۱۹۹۲م/۱۴۱۲ق.
حرم
⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️ #فرازی_از_تاریخ⏳ #وقایع_بعد_از_شهادت_امام_حسین (ع)📜 🔥پس از آنکه سنـ👿ــان
⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️
#فرازی_از_تاریخ⏳
#وقایع_بعد_شهادت_امام_حسین(ع)📜
#فرستادن_سرهای_شهدا_به_کوفه
🔥عمر بن سعد در همان روز سر حسین(ع) را به همراه خولی بن یزید اصبحی و حمید بن مسلم ازدی به سوی عبیدالله بن زیاد فرستاد. او همچنین دستور داد سر شهدای کربلا را نیز از بدن جدا کنند و آنها را که هفتاد و دو سر بودند باشمر بن ذی الجوشن و قیس بن اشعث، عمرو بن حجاج وعزره بن قیس روانه کوفه کرد.
#ادامه_دارد.....
📗ابناثیر، علی بن محمد، اُسد الغابه فی معرفة الصحابه، دارالفکر، بیروت، ۱۴۰۹ق/۱۹۸۹م
📒ابنعبدالبر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، تحقیق علی محمد البجاوی، بیروت، دارالجیل، ۱۹۹۲م/۱۴۱۲ق.
و.....
حرم
⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️ #فرازی_از_تاریخ⏳ #وقایع_بعد_شهادت_امام_حسین(ع)📜 #فرستادن_سرهای_شهدا_به_کو
⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️
#فرازی_از_تاریخ⏳
#وقایع_بعد_از_شهادت_امام_حسین(ع)📜
🌒شام غریبان کربلا #نخستین شب عزا خاندان پیامبر پس از شهادت سید الشهداء (ع) است...
🥀 دیشب چه سالاری داشتند؟دیشب چه کسی از خیمه ها محافظت می کرد؟امروز اما بدن مبارکشان بدون سر روی زمین است!
🌺چه شبی بود آن شب و چه حالی داشت دختر امیر المؤمنین (ع)...
💫شب یازدهم شبی است که سر مطهر امام حسین (ع) در تنور منزل خولی بود در حالی که نورانیت آن سر فضا را روشن نموده بود.
🔥 عمر سعد ملعون روز یازدهم تا وقت ظهر در کربلا ماند،
و بر کشتگان خود نماز گذارد و آنان را به خاک سپرد.
وقتی روز از نیمه گذشت فرمان داد تا دختران پیامبر (ص) رابر شتران بی جهاز سوار کردند .
و امام سجاد( ع) را نیز با غل و زنحیر⛓⛓🔒 بر شتر سوار کردند.
💔هنگامی که آنان را از قتلگاه عبور دادند و نظر بانوان بر جسم مبارک امام حسین (ع) افتاد ، لطمه ها بر صورت زدند و صدا به ندبه برداشتند...
☄عمر ســ👿ـعد به کوفه آمد .ابن زیـ👹ـاد اذن عمومی داد تا مردم در مجلس حاضر شوند.
⚫️سپس سر مطهر امام حسین (ع) را نزد او گذاشتند و او نگاه می کرد و تبسم می نمود و با چوبی که در دست داشت جسارت می نمود.
⚫️عصر روز یازدهم اهل بیت (ع) را با حالت اسارت به طرف کوفه بردند. نزدیک غروب حرکت کردند و شبانه به کوفه رسیدند.
💔لذا آن بزرگواران داغدیده را تا صبح پشت دروازه های کوفه نگه داشتند.
هنگام صبح عـ👿ـمر سعد ملعون از کوفه خارج شد،و بسان فرمانده ای که از فتوحات خویش خوشحال است همراه اسراء وارد کوفه شد...
#ادامه_دارد....
📗ارشاد شیخ مفید ،ج2
📒در کربلا چه گذشت،شیخ عباس قمی
حرم
⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️ #فرازی_از_تاریخ⏳ #وقایع_بعد_از_شهادت_امام_حسین(ع)📜 🌒شام غریبان کربلا #
⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️
#فرازی_از_تاریخ⏳
#وقایع_بعد_از_شهادت_امام_حسین(ع)📜
⚫️در این روز دفن شهدای کربلا توسط قبیله بنی اسد و با راهنمایی و نظارت امام سجاد (علیه السلام) که به صورت معجزه به کربلا برگشته بود تا اجساد را شناسایی و دفن کنند، در کربلا صورت گرفت.
چون اسرا را وارد کوفه کردند ابن زیاد دستور داد تمام مردم شهر در قصر اجتماع کنند
🥀سر حسین ابن علی( ع) در داخل سپر کنار ابن زیاد قرار داشت،با چوب بر لب و دندان ابی عبدالله می زد و میخندید...😭
🍃زید ابن ارقم که از صحابه رسول خدا بود وقتی مشاهده کرد ابن زیاد ضربات خود را مانند باران بر لب و دندان ابی عبدالله وارد میکند... صدا زد:
ابن زیـ👿ـاد!! چوب را از لبان حسین بردار که بخدا قسم مکرر در مکرر دیدم که رسول این لبها را میبوسید...
سپس شروع به گریستن کرد...
🔥ابن زیـ👿ـاد گفت: خدا همواره چشمانت را بگریاند که برای پیروزی خدا گریه میکنی! اگر نبود که پیر و خرفت شده و عقلت را از دست داده ای، میدادم همین الان سرت را از بدنت جدا کنند!
💫زید گفت: پسر زیاد با امانت رسول خدا چه کردی...؟! سپس از مجلس خارج شد و گفت: شما مردم عرب از امروز همگی برده خواهید بود که پسر پیغمبر خدا را کشتید و پسر مرجانه را امیر خود قرار دادید تا نزدیکان شما را بکشد !
🌺حضرت زینب سلام الله علیها در حالیکه پست ترین لباسها را بر تن داشت در گوشه ای از مجلس ابن زیاد نشست . زنان و کنیزان اطرافش را گرفتند.
ابن زیـ🔥ــاد سه بار پرسید: این زن که اینچنین گوشه نشینی اختیار کرده کیست؟ کسی جواب او را نداد تا اینکه یکی از زنان گفت: این زینـ💔ـب دختر فاطــ💚ـمه دختر رسول خداست.
☄این بار ابن زیاد با شماتت گفت: خدا را سپاس که شما را کشت و حرکتتان را باطل گردانید.
🌸زینب کبری فرمود: خدا را حمد میکنم که به وسیله پیامبرش مارا گرامی داشت و از پلیدیها پاک ساخت،همانا فاسق رسوا میشود و فاجر دروغ میگوید و او غیر از ماست پسر مرجانه!
ابن زیـ👿ـاد: دیدی خدا با برادرت چه کرد؟
🍃حضرت زینب: من جز زیبایی و خوبی چیزی ندیدم،اینها جماعتی بودند که خدا شهادت را بر ایشان مقدر کرده بود و به قتلگاه آمدند.و روزی خدا میان تو و ایشان را جمع میکند و با تو مخامصه میکنند آنگاه خواهی دید که پیروز کیست،مادرت به عزایت بنشیند پسر مرجانه.
🔥ابن زیاد از نحوه ی پاسخگویی حضرت زینب به خشم آمد و خواست او را بکشدعمروبن حریث گفت: این زن از مصیبت نزدیکانش ناراحت است و نباید اورا مواخذه کرد.
☄ابن زیاد : خدا قلب مرا شفا داد و راحت نمود از طرف برادر سرکش تو و پیروانش!
💫حضرت زینب: بجانم قسم بزرگان مرا کشتی و خاندان مرا نابود ساختی و ریشه های مرا بریدی ،اگر اینها شفای توست..،پس شفا یافتی!
🔥ابن زیاد با مغالطه گری گفت: این زن شاعر و سخنور است مانند پدرش!
سپس ابن زیاد نگاهی به اسرا انداخت و امام زین العابدین را دید و پرسید: کیست این؟
گفتند: علی ابن الحسین ❤️
👿ابن زیاد: مگر خدا علی ابن الحسین را در کربلا نکشت؟
🌹امام سجاد: برادر دیگری داشتم به اسم علی که شما او را کشتید .
☄ ابن زیاد با وقاحت فریاد کشید: نه خدا او را کشت!
🌺 امام سجاد(ع) فرمود: آری خدا جان هرکس را هنگام مرگ میگیرد و هیچکس نمیمیرد مگر به اذن او.
✨جسارت و حاضرجوابی امام خشم ابن زیاد را برانگیخت و فریاد زد: تورا چنین جراتی است که جواب مرا میدهی!!جلاد نفسش را بگیر!
🥀حضرت زینب با شنیدن این سخن از جا پرید و امام سجاد را در بغل گرفت و گفت: پسر مرجانه! خونهایی که از ما ریختی کافی نیست برایت ؟ غیر از این جوان چه کسی را برای ما باقی گذاشتی؟ اگر میخواهی اورا بکشی اول مرا بکش!
👺 ابن زیاد نانجیب شرمنده شد و با تعجب گفت: چه خویشاوندی عمیقی! براستی حاضر است با او کشته شود...
#ادامه_دارد...
📗ارشاد ص228،
📒طبری 371/7
📕 نفس المهموم ص 404
📘 کامل 81/4
⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️
حرم
⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️ #فرازی_از_تاریخ⏳ #وقایع_بعد_از_شهادت_امام_حسین(ع)📜 ⚫️در این روز دفن شهدا
⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️
#فرازی_از_تاریخ⏳
#وقایع_بعد_از_شهادت_امام_حسین(ع) 📜
💚بعد از سخنان شجاعانه #حضرت_زینب که باعث بیداری مردم در آن مجلس شد،
ابن زیـ👿ـاد به منظور پیاده کردن قدرت خود و پیشگیری از حرکت احتمالی مردمی که از جنگ با ابی عبدالله پشیمان شده بودند و صدای گریه و شیونشان بلند بود،
🏴دستور داد سر حسین (ع)و سایر شهدا را در کوچه های کوفه بگردانند تا مردم بدانند قدرت از آن کیست!
🔥 منادی هم صدا میزد: قَتَّلَ کَذاب اِبنِ کذّاب..
🌺زید ابن ارقم میگوید: در غرفه خود نشسته بودم دیدم سر حسین را بالای نیزه در کوچه ها میگردانند،
شنیدم که آیه ای از سوره کهف میخواند:
🌹" آیا گمان میکنی که داستان اصحاب کهف و رقیم از آیات عجیب ماست"
✨ از شنیدن این آیه از سربریده اباعبدالله مو بر تنم راست شد و بی اختیار صدا زدم:
💫یابن رسول الله! حرف زدن سرِ تو از داستان زنده شدن اصحاب کهف هم عجیبتر است!
⚫️پس از آنکه اسرای کربلا وارد کوفه شدند از سوی مردم کوفه که فضائل اهل بیت را زیاد شنیده بودند و از عدالت علی (ع) پنج سال برخوردار بودند،
از هر طرف صدای لعن بر کشندگان فرزند پیغمبر بلند شد و به گوش دشمنانشان میرسید.
☄دشمنان ابی عبدالله بدتر از سگان از کرده خود پشیمان شدند ،
🔥چنانکه عمر سعد بعد از برگشتن از کربلا آنچنان پشیمان بود که به یکی از بستگانش که از او احوالپرسی میکرد گفت:
هیچ کس نزد خانواده اش برنگشته که بدتر باشد از وضعی که من برگشته ام،از مرد فاسقی چون ابن زیاد اطاعت کردم و خدای حکیم را معصیت بزرگی مرتکب شدم و رحم و خویشاوندی را قطع نمودم...
🥀 بعد از شهادت امام حسین( ع)سیل انتقادات بر کشندگان پسر پیغمبر وارد شد حتی از سوی نزدیکترین بستگان :
📌عثمان ابن زیاد به برادرش عبیدالله گفت: بخدا قسم دوست داشتم بر بینی تمام فرزندان زیاد تا قیامت علامت بردگی میزدند ولی حسین کشته نمیشد و این لکه ننگ بر خاندان زیاد نمینشست.
◾️مرجانه مادر عبیدالله ابن زیاد بر فرزند خبیثش خشم گرفت و گفت: ای پست فطرت پسر رسول خدا (ص)را کشتی ،بخدا قسم هرگز خدا را با روی خوش ملاقات نخواهی کرد.
▪️معقل ابن یسار به شدت از عبیدالله انتقاد میکرد و از او کناره گرفت.
▪️مردم هرگاه عمربن سعد را میدیدند اورا لعنت میکردند و هرگاه وارد مسجد میشد از مسجد خارج میشدند.
💔حصین ابن عبدالرحمن میگوید: چون خبر قتل حسین به ما رسید سه روز به حالت بهت باقی ماندیم گویی بر سر ما خاکستر پاشیده شده است.
🌷خواجه ربیع بیست سال سکوت اختیار کرده بود وقتی خبر قتل حسین به او رسید رنگش متغیر شد و گفت: براستی حسین را به شهادت رساندند؟😭 سپس فرمود : بخدا جوانمردانی را کشتند که رسول خدا آنها رابسیار دوست میداشت و با دست خود لقمه بر دهانشان مینهاد..سپس به سکوت برگشت تا از دنیا رفت.
🌺حسن بصری وقتی خبر شهادت امام حسین را شنید آنقدر گریه کرد تا پهلوهایش ورم کرد و گفت: آه چه ذلت و خواری است برای ملتی که فرزند زنا زاده فرزند پیغمبرش را بکشد،بخدا قسم جد و پدر حسین از پسر مرجانه انتقام میگیرند.😭
💔حتی عده ای شهر را ترک کردند و گفتند: در شهری که پسر پیغمبر درآن شهید میشود سکنی نمیگزینیم....
#ادامه_دارد...
📓حیات الحسین ج3 ص119
📔ارشاد مفید ص 229
📘 بحار ج 45 ص18
📕 طبری ج 7 ص385
⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️
حرم
⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️ #فرازی_از_تاریخ⏳ #وقایع_بعد_از_شهادت_امام_حسین(ع) 📜 💚بعد از سخنان شجاعان
⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️
#فرازی_از_تاریخ⏳
#وقایع_بعد_از_شهادت_امام_حسین(ع) 📜
🔥عبیدالله ابن زیاد سرهای مقدس را به سمت شام و برای یزید فرستاد،یزید دستور داد که اسرا را هم به شام بفرستید.🔒⛓⛓🐫
⚡️کسانی که همراه سرهای مقدس سفر میکردند در اولین منزل فرود آمدند تا غذا بخورند.
🔥در حالیکه مامورین مشغول خوشحالی و خوردن غذا و شرب خمر بودند، ناگهان دستی روی دیوار پدیدار شد و نوشت:
💥"آیا امتی که حسین را میکشند امید شفاعت جدش را روز حساب و قیامت دارند؟"
☄مامورین مضطرب و هراسان شدند و خواستند دست را بگیرند که دست ناپدید شد. دوباره مامورین مشغول خوردن غذا شدند که دوباره دست ظاهر شد و نوشت:
📌" نه این چنین نیست،بخدا قسم که اینها شفیعی ندارند و روز قیامت در عذاب خواهند بود."
♨️ مامورین دوباره سعی کردند دست را بگیرند و نتوانستند. دوباره مشغول غذا خوردن شدند که دوباره دست ظاهر شد و نوشت:
⚫️"حسین را به حکم حاکم جور کشتند و این خلاف حکم خدا است."
غذا خوردن برای همه ناگوار شد و از آنجا کوچ کردند.
🔥مامورین ابن زیاد در راه سر حسین علیه السلام را از صندوق در آوردند و روی نی قرار دادند تا به منزلی رسیدند که راهبی در آنجا زندگی میکرد.
💫نیمه شب راهب متوجه شد از بیرون نوری از زمین تا آسمان میدرخشد. بیرون آمد و دید نور از سر حسین( ع) هست،نزد مامورین آمد و گفت: شماها کی هستید؟
🔥مامورین ابن زیاد.
✨این سر کیست؟
🔥 سر حسین ابن علی
✨کدام علی؟
🔥 علی ابن ابیطالب
✨ مادرش کیست؟
🔥فاطمه دختر رسول خدا.
✨دختر پیامبرتان؟
🔥بلی!
✨وای بر شما که چه بد مردمی هستید! اگر مسیح فرزندی داشت او را روی مژه ی چشمانمان نگه میداشتیم...
✨ممکن است ده هزار دینار به شما بدهم و این سر را تا صبح به من بسپارید؟
🔥مانعی ندارد.
⚡️ده هزار دینار را گرفتند و سر را به راهب دادند.
❤️راهب سر را شستشو داد و معطر گردانید و روی زانو گذاشت و تمام شب گریه میکرد تا صبح سر حسین را مخاطب قرار داد و گفت: ای سر مقدس من گواهی میدهم که جز خدای یکتا خدایی نیست و گواهی میدهم که محمد جد تو رسول خداست و من بر دین جد تو هستم.. 😭
🔥فردا صبح نزدیک شام که رسیدند،ماموران سر ابی عبدالله گفتند: بیایید دینارها را تقسیم کنیم مبادا یزید از ما بستاند،
وقتی کیسه های زر را گشودند دیدند که دینارهای طلا به #خزف تبدیل شده بود.
🌼که یک طرف آن مکتوب بود:
"و لا تحسبن الله غافلا عمّا یعمل الظالمون.
🌺و در طرف دیگر:
"و سیعلم الذین ظلموا ایّ منقلب ینقلبون"
💚اسرای اهل بیت چون نزدیک شام رسیدند ،تمام مردمان شام از کوچک و بزرگ برای تماشای اهل بیت و اظهار شادمانی از پیروزی یزید به استقبال شتافتند.
💥به منظور تکمیل تزیین شهر سه روز اهل بیت را در خارج شهر متوقف ساختند و شهر را با انواع تزیینات آراستند.
🔥مردم مشغول لهو و لعب و رقص و پایکوبی شدند . اهل بیت وارد دمشق شدند...
#ادامه_دارد...
📗نفس المهموم ص423،
📓صواعق المحرقه ص197.
📕مناقب ابن شهراشوب ج4 ص 82
📘نفس الهموم ص 429
🗞 کامل بهایی ج2،ص186
⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️
حرم
⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️ #فرازی_از_تاریخ⏳ #وقایع_بعد_از_شهادت_امام_حسین(ع) 📜 🔥عبیدالله ابن زیاد س
⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️
#فرازی_از_تاریخ⏳
#وقایع_بعد_از_شهادت_امام_حسین(ع)📜
🌹چون اهل بیت علیه السلام وارد شهر شدند
🥀ام کلثوم (ع) به شــ👹ـمر گفت: حاجتی دارم ممکن است آنرا انجام دهی؟
💔 ما را از دروازه ای وارد کنید که تماشاچی کمتر باشد و به کسانی که سرها را حمل میکنند بگو سرها را از محفل زنها دور کنند که در معرض دید اینهمه تماشاچی نباشیم! 😭
🔥شـــ👹ـمر پست فطرت دقیقا برعکس دستور داد سرها را بالای نیزه ها نصب کنند و در کنار محمل زنها حرکت دهند و آنها را از دروازه بزرگ شهر وارد کردند...😭
🌿 سهل ابن سعد میگوید: برای زیارت بیت المقدس رفته بودم عبورم به شام افتاد .
❗️دیدم تمام شهر آذین بسته شده و مردم به رقص و پایکوبی مشغولند! با خودم گفتم آیا برای مردم شام عیدی هست که من بیخبرم؟!😳😐
⚫️ ناگهان دیدم در گوشه ای چند نفر به آرامی مشغول صحبت هستند. گفتم: آیا برای شما شامی ها عیدی است که ما بی خبریم؟
▪️گفتند : پیرمرد غریبی؟ گفتم من سهل از صحابه رسول خدایم.
◻️گفتند: سهل تعجب نمیکنی چرا از آسمان 🌫خون نمیبارد و زمین🌏 اهلش را فرو نمیبرد؟
گفتم: مگر چه شده؟😳 گفتند: سر حسین فرزند رسول خدا را برای یـ👺ـزید هدیه آورده اند!
❗️گفتم: الله اکبر! سرحسین را می اورند و مردم این چنین خوشحالی میکنند؟!!😭
🍀 جلوی دروازه آمدم، سواری را دیدم که نیزه ای در دست دارد که سری روی آن است که شبیه ترین انسانها به رسول خدا است.
🕊نزدیک یکی از زنان اهل بیت رفتم و گفتم: آیا حاجتی داری که من بتوانم انجام دهم؟
💔حضرت سکـینه فرمود: ای سهل به کسی که این سر را حمل میکند بگو اندکی جلوتر برود تا مردان کمتر مارا نگاه کنند.. 😭
⚡️جلوتر رفتم و به آن مرد گفتم: اگر سر را جلوتر ببری چهارصد دینار به تو میدهم. مرد پذیرفت و سر را جلوتر برد.
💫 از علی ابن الحسین(ع) روایت شده:
هنگامیکه ما را بر یـ👺ــزید وارد کردند دوازده جوان و اطفال ذکور که همه را به ریسمان بسته بودند جلو یزید قرار گرفتیم و گفتیم:
یزیــ👹ـد تو رو به خدا چه فکر میکنی اگر رسول خدا ما را به این حالت ببیند؟
☄یزید دستور داد بند از ما برداشتند.
🌹 فاطمه دختر ابی عبدالله(ع) فرمود: ای یزیـــ👹ـد! دختران رسول خدا و اسیری..؟
⚡️ناگهان زنی از بنی هاشم و دوستداران اهل بیت که در قصر یزید بود شیون کشید و گفت: ای حبیبم حسین، ای سید اهل بیت رسول خدا...ای پسر رسول خدا..ای کشته ی اولاد زنا..😡😭
ندبه و گریه های این زن همه زنان اهل مجلس را گریانید.😭
⭕️مردی از اهل شام که فکر میکرد اهل بیت پیغمبر(ص) از خوارج هستند فاطمه دختر امام حسین(ع) را دید و از یزید خواست دختر را به او ببخشد.
🍃زینب دختر علی( ع) غضبناک شد و با پرخاش گفت: دعوی دروغ کردی و پست تر از آنی هستی که چنین خواهشی کنی که نه برای تو و نه امیرت جایز نیست!
🔥 یزید از گفتار حضرت زینب خشمگین شد و گفت: ادعای دروغ میکنی!اگر بخواهم میتوانم!
💚زینب سلام الله فرمود: چنین نیست! خدا چنین اختیاری به تو نداده مگر اینکه از دین ما خارج بشی و به دین دیگری در آیی!
🔥مرد شامی دوباره درخواستش را تکرار کرد و گفت این دختر را به من ببخش.
🔥یزید نتوانست جوابی به حضرت زینب بدهد و چون سرشکسته شده بود به مرد شامی گفت: خفه شو خدا مرگ حتمی به تو ببخشد...
#ادامه_دارد...
📗بحار ج 45،ص129.
📓حیات الحسین ج 3/ص371
📘 نفس المهموم ص 433
📕 طبری ج 7 ص381.
📒ارشاد ص246.
📙کامل ج4 ص86
🗞روضه الواعظین ص 164
⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️
حرم
⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️ #فرازی_از_تاریخ⏳ #وقایع_بعد_از_شهادت_امام_حسین(ع)📜 🌹چون اهل بیت علیه ال
⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️
#فرازی_از_تاریخ⏳
#وقایع_بعد_از_شهادت_امام_حسین (ع)📜
🔥در همین وقت ماموران ابن زیــ👿ـاد وارد شدند و سرها را نزد یزیــ👹ـد قرار دادند.
🌹سر حســ❤️ـین (ع) درون طشت طلا قرار داشت.😭
💔سکینه و فاطمه دختران ابی عبدالله قد میکشیدند تا سر پدر را ببینند، همینکه چشمشان به سر پدر افتاد صدای شیونشان بلند شد...😭
🔥یزیــ👹ـد خبیث با خوشحالی با چوب خیزران بر لب و دندان حسین( ع) میزد و میگفت: انتقام جنگ بدر را گرفتیم!
☄سپس اشعاری خواند که مضمون اشعار بدین شرح است:
📛آرزو میکند کشته های بدر که به جهنم واصل شده بودند ،حضور داشتند و این روز را میدیدند.
📛 به کشتن پسر پیغمبر افتخار میکند.
📛 تصور میکند دیگر مخالفی ندارد و حکومتش تثبیت شده و تزلزل ناپذیر است.
📛 منکر اصل دین و وحی و رسالت و تمام مسائل الهی میشود!
💚حضرت زینب( س)مظلومانه با اینکه در دست دشمن اسیر است و حامی و پشتیبانی ندارد، اما با یک شجاعت بی نظیر و شهامت بی مثال بیاناتی میفرماید که بینی یزید را به خاک میمالد تا آنجا که میفرماید:
🔥من تورا انسانی بی ارزش و بی مقدار میبینم و بسیار سرزنش و توبیخ میکنم ،
🔥تو هرچه تلاش کنی و خدعه و نیرنگ به کار ببری که نام ما را از سر زبانها برداری ، و محبت مارا از قلبها خارج کنی هرگز نخواهی توانست.
ننگ کار پلید تو تا ابد با هیچ آبی شسته نمیشود.
🔥یزیـــ👹ـد! گمان میکنی از اینکه تمام راههای آسمان و زمین را بر ما بستی و مارا مانند اسیران شهر به شهر میگردانی،نزد خدا بی مقدار شده ایم و تو مورد عنایت پروردگار قرار گرفته ای و مقامت نزد خدا افزون گشته که بر ما پیروز گشتی و این چنین اظهار خوشحالی میکنی؟
🔥چون دنیا به کام توست و حکومت ما در دست تو قرار گرفته؟ نه چنین نیست!
گفته ی خدا را فراموش نکن:
⛔️"کفار گمان نکنند که مهلت دادن به آنها به خیر آنها است،بلکه به آنها مهلت میدهیم تا بر گناهانشان بیفزایند که برای آنان عذابی دردناک است"
🔥 ای پسر آزاد شدگان! آیا رواست که کنیزکان خود را در پس پرده ی حجاب نگه داری و دختران رسول الله را در مسیر دید دشمنان باز بذاری تا به چهره آنان بنگرند در حالیکه مرد و محرمی ندارند تا از آنان حمایت کند؟!😭
⚡️چگونه انتظار حمایت داشته باشیم از کسی که فرزند هند جگرخواره هست و گوشت او از خون شهدای ما روییده!
🔥 کسی که با چوب خیزران بر لب و دندان سید جوانان اهل بهشت میزند ..😭
☄صبر کن که بزودی به پدران خود ملحق خواهی شد در حالیکه آرزو میکنی ای کاش فلج و لال بودم و چنین حرفایی نمیزدم..
💔هرچند سخن گفتن با تو مصیبتم را تشدید میکند و اندوهم را افزون میسازد اما باید تورا خوار و کوچک سازم و از این گردن فرازی فرود آورم..
💥 تمام کوشش خود را به کار بگیر ولی بدان بخدا قسم نمیتوانی یاد مارا از میان مردم محو کنی و احکام الهی را نابود سازی،
🔥ننگ عمل پلیدت تا ابدت ماندگار میشود،مدت زندگیت کوتاه و همدستانت اندک است و روز قیامت منادی ندا میدهد: آگاه باش که لعنت خدا بر ستمکاران محقق است...
#ادامه_دارد...
📗 نفس المهموم ص 444
📘حیات الحسین ج 4
📔بحار ج 45 ص133
📓اعلام النسا ج 2 2 504
⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️●⚫️