4_5907004500853394924.mp3
1.5M
کرم حضرت مجتبی علیه السلام و خوف ایشان از خدا- حجةالاسلام معاونیان
✅«اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج»
4_5907004500853394925.mp3
8.24M
فضائل حضرت مجتبی علیه السلام- حجةالاسلام بندانی نیشابوری
✅«اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج»
4_5907004500853394927.mp3
6.21M
حرم برات می سازیم- علی اصغر نیلچی
✅«اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج»
"رمان #پلاک_پنهان
#قسمت_سی_و_پنج
کمیل سریع وارد محل کارش شد و سریع به اتاقش رفت،و پیامی به امیر علی داد تا به اتاقش بیاید.
صبح به خانه رفته بود تا سری به مادرش و صغری بزند،و بعد صغری را برای باز کردن گچ پاهایش به بیمارستان برد،با اینکه سمیه خانم کی گله کرد و از اینکه شب ها به خانه نمی آمد شاکی بود اما کمیل نمی توانست سمانه را تنها بزارد ،بعد از خداحافظی سریع از خانه بیرون رفت.
بعد از تقه ای به در ،امیرعلی وارد اتاق شد.
ـــ تو راست میگفتی کمیل،این دختره دروغ گفته؟
ــ از چی حرف میزنی؟
امیر علی چندتا عکس را از پاکت خارج کرد و به کمیل داد.
ــ این عکسا برای روزی تظاهرات دانشگاه بود،نگا کن بشیری با رویا دارن حرف
میزنن،تو فلشم فیلمو برات گذاشتم،واضحه داشتن با هم دعوا می کردند،اما صادقی گفته بود که او را ندیده
کمیل سری تکان داد و زیر لب زمزمه کرد:
ــ میدونستم داره دروغ میگه
کمیل بر روی صندلی نشست و متفکرانه به پرونده خیره شد،امیرعلی لب باز کرد و سکوت را شکست:
ــ میخوای الان چیکار کنی؟
ــ حکم بازداشت رویا صادقی رو بگیر،یه پیگیری بکن کار بشیری و سهرابی به کجا رسید،پیدا نشدن؟
ــ باشه
با صدای گوشی کمیل،کمیل با نگاه مشغول جستجوی گوشیش شد،که بعد از چند ثانیه گوشی را از کتش بیرون آورد،با نمایان شدن اسم محمد بر روی صفحه سریع جواب داد:
ــ الو دایی
ــ کمیل،بشیری پیداشد
کمیل از جایش بلند شد و با صدای بلند و حیرت زده گفت:
ــ چی ؟بشیری پیدا شد؟
ــ اره ،سریع خودتو برسون،آدرسو برات پیامک میکنم،یاعلی
ــ یاعلی
کمیل سریع کت و سویچ ماشین را برداشت،وبه طرف خروجی رفت ،امیرعلی پشت
سرش آمد و با خوشحالی گفت:
ــ بشیری پیدا شد؟؟این خیلی خوبه
ــ آره پیدا شده،دعا کن اعتراف کنه
ــ امیدوارم ،میخوای بیام بهات
ــ نه نمیخواد،تو اینجا بمون به کارا رسیدگی کن،حکم رویا صادقی تا فردا آماده بشه
ــ نگران نباش آماده میشه
ــ خداحافظ
ــ بسلامت
کمیل سریع به طرف ماشینش رفت،با صدای پیامک سریع نگاهی به متن پیام
انداخت،با دیدن آدرس بیمارستان،شوکه شد.یک فکر در ذهنش پیچیده بود و او را آزار می داد که،"نکنه کشته شده."
پایش را روی گاز فشرد و سریع راه بیست دقیقه را در ده دقیقه رانده بود،
با رسیدن به بیمارستان،سریع ماشین را پارک کرد،با ورودش به بیمارستان
،میخواست به سمت پذیرش برود، که محمد را دید به سمتش رفت.
ــ سلام،کجاست؟
ــ سلام،نفس نفس میزنی چرا؟بیا بشین یکم
ــ نمیخواد خوبم،بشیری کجاست؟
محمد با قیافه ی خسته ای به چهره ی کمیل نگاهی انداخت و گفت:
ــ بشیری تو کماست.....
کمیل و محمد روبه روی دکتر که با دقت پرنده را مطالعه می کرد،نشسته بودند.
دکتر سری تکان داد و گفت:
ــ خب طبق چیزی که تو پرونده نوشته شده،ضربه ی محکمی به سرش برخورد
کرده که باعث خونریزی و ایجاد لخته خون در قسمت حساسی از مغز شده،عملی که داشتیم موفق شدیم خونریزی رو قطع کنیم.
کمیل که با دقت به صحبت های دکتر گوش می داد ،پرسید:
ــ پس چرا رفت تو کما؟کی بهوش میاد؟
ــ نگا جوون،این بیمار خودش بدن ضعیفی داره،قبل از این ضربه که خیلی بد بوده ، کتک خورده ،بعد از کتک و ضربه زدن به سرش اون تا چند روز بیهوش بوده و هیچ رسیدگی به اون نشده،زنده موندنش خودش معجزه است.
اینبار محمد سوالی پرسید و نگران به دکتر خیره ماندتا جوابش را بشنود:
ــ ممکنه دیر بهوش بیاد؟یا حافظه اش را از دست بده؟
با سوال آخرش نگاه کمیل هم رنگ نگرانی به خود گرفت!
ــ در این مورد، نمیتونم جواب قطعی بهتون بدم،اما ممکنه تا چند هفته طول بکشه که بهوش بیاد،اما در مورد حافظه اش،بله احتمال زیادش وجود داره،ولی همه چیز دست خداست.
محمد و کمیل بعد از کمی صحبت با دکتر تشکری کردند و از اتاق خارج شدند.
ــ کجا پیداش کردید؟؟
ادامه دارد...
نویسنده : #فاطمه_امیری
✴️ چهارشنبه 👈 24 شهریور / سنبله 1400
👈 8 صفر 1443 👈 15 سپتامبر 2021
🏛 مناسبت های دینی و اسلامی .
🌹 نزول آخرین آیه قرآن بر رسول خدا صلی الله و علیه وآله و سلم " 10 ه.ق " .
🏴 وفات حضرت سلمان فارسی " 36 ه.ق" در سن ۲۵۰ سالگی .
🌙⭐️ احکام دینی و اسلامی .
👶 مناسب زایمان و نوزادش ولادتش خوب و متوسط الحال خواهد شد .ان شاءالله
🚘مسافرت : خوب نیست و درصورت ضرورت همراه صدقه باشد .
🔭 احکام نجوم .
🌗 امروز قمر در برج جدی و از نظر نجومی روز مناسبی برای امور زیر است :
✳️ صید و شکار و دام گذاری .
✳️ آغاز معالجه و درمان .
✳️ فرزند به دایه سپردن .
✳️ تشکیل شرکت و مشارکت.
✳️ برداشت محصولات کشاورزی.
✳️ از شیر گرفتن کودک .
✳️ عمل جراحی .
✳️ دیدارهای سیاسی .
✳️ و امور زراعی و کشاورزی خوب است .
👩❤️👨 حکم مباشرت امشب ( شب پنج شنبه ) ، فرزند امشب حاکمی از حاکمان یا عالمی از عالمان خواهد شد .ان شاءالله
💉💉 حجامت خون دادن فصد سبب دردسر می شود .
💇♂💇 اصلاح سر وصورت باعث بیماری می شود .
😴🙄 تعبیر خواب خوابی که (شب پنجشنبه) دیده شود تعبیرش طبق ایه ی 9 سوره مبارکه " توبه " است .
اشتروا بایات الله ثمنا قلیلا. ....
و مفهوم آن این است که دونفر برای قطع معامله یا توافقی نزد خواب بیننده بیایند. و شما مطلب خود را در این مضامین قیاس کنید.
✂️ ناخن گرفتن
🔵 چهارشنبه برای #گرفتن_ناخن، روز مناسبی نیست و باعث بداخلاقی میشود.
👕👚 دوخت ودوز
چهارشنبه برای بریدن و دوختن #لباس_نو روز بسیار مناسبی است و کار آن نیز آسان افتد و به سبب آن وسیله و یا چارپایان بزرگ نصیب شخص شود.ان شاالله
✴️️ وقت #استخاره در روز چهارشنبه: از طلوع آفتاب تا ساعت ۱۲ ظهر و بعداز ساعت ۱۶عصر تا عشای آخر( وقت خوابیدن)
❇️️ #ذکر روز چهارشنبه : یا حیّ یا قیّوم ۱۰۰ مرتبه
✳️️ ذکر بعد از نماز صبح ۵۴۱ مرتبه #یامتعال که موجب عزّت در دین میگردد
💠 ️روز چهارشنبه طبق روایات متعلق است به #حضرت_امام_موسی_کاظم_علیه_السلام#امام_رضا_علیه السلام_#امام_جواد_علیه_السلام و #امام_هادی_علیه_السلام . سفارش شده تا اعمال نیک و خیر خود را در این روز به پیشگاه مقدس ایشان هدیه کنیم تا ثواب دوچندان نصیبمان گردد .
🌸زندگیتون مهدوی ان شاالله🌸
هدایت شده از حرم
#روایت
✅امام صادق علیه السلام درباره #دعای_عهد فرمودند:
🌸«هر کس با این دعای #عهد چهل صبح به سوی خدا دعا کند از یاوران قائم ما خواهد بود و اگر بمیرد خداوند او را از قبرش به سوی حضرت قائم عج خارج خواهد ساخت و حتی در مقابل هر کلمه ای هزار حسنه به او می دهد و هزار گناه از او محو می کند».
📚 بحار الانوار، جلد 83، ص284، حدیث 47 به نقل از کتاب امام مهدی عج،تنظیم:اکبر اسد علیزاده
•┈••✾🍃🌺🍃✾••┈•
هدایت شده از حرم
3_453884580403872619.mp3
1.82M
#دعای_عهد♡
#استاد_فرهمند
کجایى ...؟؟
اى همیشه پیدا از پس ابرهاى غیبت!
🌤الّلهُـمَّ عَجِّــلْ لِوَلِیِّکَـــ الْفَـــرَج🌤
هدایت شده از حرم
4_468051916576786804.mp3
4.02M
#زیارت_عاشورا_صوتی
🎧 با صدای استاد فرهمند
🎁 به سفارش آقا صاحب الزمان (عج) و با نیت تعجیل در امر فرج ایشان هر روز یڪ زیارت عاشورا بخوانیم.
♨️ جناب رئیسی #اجبار به زدن واکسن #تخلف_قانونی است، شما قسم خوردید که قانون را رعایت نمایید
🔻 توقع مردم از جنابعالی این بود صدای بسیاری از محققان و مخالفان واکسن اجباری را بشنوید و بلافاصله به وزیر بهداشت دستور دهید نظرات کارشناسی و علمی واکسیناسیون اجباری، مورد بررسی فوری قرار گیرد نه اینکه بخشنامه های زدن واکسن اجباری در مراکز استان ها از سوی دستگاههای دولتی صادر شود
🔻 اولین تجمع ضد واکسیناسیون اجباری در دولت انقلابی شما انجام شد که مایه تعجب است که چرا با توجه به روحیه و منشی که از شما در شنیدن تمام نظرات کارشناسان موافق و مخالف وجود دارد در این موضوع مهم صدای این دلسوزان و فرزندان نظام و انقلاب مورد توجه جنابعالی قرار نگرفت
🔻 تزریق یک ماده بیولوژیک طبق قوانین بینالمللی باید با رضایت فرد باشد و کسی حق ندارد فردی را اجبار نماید و در قوانین کشور نیز هیچ گونه قانونی بر الزام واکسیناسیون اجباری وجود ندارد
🔻 بسیاری از محققان، دلسوزان و پزشکان مخالف واکسیناسیون اجباری برای مدیریت کرونا به راهکارهای درمانی قطعی رسیدند که باید در اولین روز دولت جنابعالی به این راهکارها توجه میشد
▪️همه ما این موضوع مهم را مطالبه گر باشیم👇
02164451
شماره تماس دفتر ارتباطات مردمی ریاست جمهوری
به امید موفقیت دولت انقلابی
#فتنه_واکسن
#تدبیر_رهبری
#نه_به_واکسن_اجباری
هدایت شده از حرم
🏴حکایت رفتار تیمورلنگ با اهل شام در مقابل جسارتشان با اسرای کربلا ....
▪️علامه شیخ محمد مهدی حائری مازندرانی رضوان الله علیه اشاره به واقعه ای دردناک میکنند و مینویسند:
۔۔۔ و چه خوب کاری امیر تیمور (تیمورلنگ) با اهل شام نمود که سزاوار ستایش است؛
در تواریخ است که چون تیمور بر شرق و غرب شام تسلط یافت و دیار اهل عناد را آنچنان که گفته اند خراب نمود،
و به یاد آنچه که اهل شام با عترت پیامبرشان کردند من جمله از ورود اهلبیت امام حسین علیه السلام بر مجلس یزید (لعنه الله) و اعمال مردم شام از شادی و طرب و شرب شراب در زمان ورود اسرای اهلبیت به شام، قلب تیمور( که به شهادت تاریخ او صاحب قلبی قسی و مردی سفاک بوده است) از شدت بغض اهل شام در آتش بغضشان میسوخت،
پس به شام وارد شد در حالیکه گردن بزرگ و کوچک اهل شام را در برابر خود از ذلت به پایین انداخت و اهل شام با مشاهده این وضع وقتی دانستند که امیر تیمور نسبت به آنها چقدر بدخُلق و سختگیر و صاحب چه امارتی از دشمنی و بغض نسبت به آنهاست
سعی کردند به واسطه امری به او نزدیک شوند تا او را نسبت به اهل شام نرم خو گردانند؛
پس بزرگ اهل شام به پیش امیر تیمور آمد و گفت: ای امیر! ما میخواهیم که دختر فلان را که دختری صاحب صفات نیک و زیبایی و عقل و کمال است و جز تو لایق دیگری ندارد، به تزویجت دربیاوریم!
تیمور مطلب را بعد از آنهمه تعریف و تمجید پذیرفت؛
سپس دستور داد تا دختر را برای آمادگی جشن به حمام شهر ببرند و دستور داد تا بازارها را زینت ببندند و به رقص و طرب بپردازند و اسباب نکاح و مراسم عروسی را مهیا سازند
پس اهل شام دختر را به حمام بردند و اسباب عروسی را پشت سرش آماده کردند، در این حال امیر تیمور به خادمش دستور داد که
👈 ناقه ای ضعیف، بی پرده و پوشش و بدون پالان تهیه کرده و آن را بر در همان حمام ببرد
و دختر را چون از حمام خارج شد سواره بر آن ناقه در کوچه ها و بازار بگرداند و اجازه ندهد احدی صورت دختر را از نگاه مردم بپوشاند؛
خادم اطاعت امر کرد و با همان ناقه به سمت حمام درحالیکه بزرگان شهر در انجا جمع شده بودند رهسپار شد، وقتی شیوخ شهر خادم امیر و ناقه اش را دیدند گفتند: با این ناقه چه میخواهی کنی؟ پس خادم به آنچه امیر دستورش داده، انها را مطلع ساخت ؛
وقتی اهل شام اینرا شنیدند
درحالیکه برخی از حیرت به یکدیگر نگاه میکردند، مطلب برایشان سنگین آمد و اینرا کاری ناپسند پنداشتند
پس به سوی تیمور لنگ بازگشتند و گفتند:
خدا امیر را سلامت بدارد ، این چه کاریست که خادمت میخواهد انجام بدهد؟ و ما صحت و دروغ آنچه شنیدهایم را نمیدانیم، و حاشا که به مثل توئی چنین دورغی ببندد!
امیر تیمور گفت: وای بر شما من او را اینچنین دستور داده ام
اهل شام گفتند: چطور به چنین چیزی اورا دستور میدهی درحالیکه خدا و رسولش به چنین کاری راضی نیستند!
و بمثل این عملی نه در جاهلیت بوده و نه احدی به مثل این کاری کرده است!
سپس اهل شام در مقابل تیمور به ناله افتادند
تیمور گفت: وای بر شما اهل شام
که این کار در میان شما ناپسند نیست و این همان عادت و رویه شماست، شما همین کار را قبل از این با عترت پیامبرتان کرده اید!
شیوخ گفتند: ای امیر
این دختر از بزرگ زادگان اهل شام از حیث حسب و نسب است
این دختر از نظر شأن و مقام بالاترین و در عفت پاکدامن ترین اهل شام است، او دختر حاکم ما است.
وقتی کلام شامیان بدینجا رسید
#تیمورلنگ_گریبانخودرا_پارهکرد و #چنانگریست_تا_غشکرد😭
وقتی تیمور به هوش آمد گفت:
دوزخ بر شما باد! ای اتباع یزید و فرزندان اتباع یزید!
بگویید ببینم کدام شاه و حاکمی
برتر از رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم است؟
و کدام دختر پاکدامنتر از دختران امیرالمومنین علیه السلام است؟
درحالیکه آن دختران در کوچه ها و بازارهایتان گذر داده میشدند
و شما و زنانتان برای تمسخر آنها از خانههایتان خارج شدید
شما میدانستید که آنها دختران رسول خدا و پیامبرتان است
دوزخ برشما باد
بگویید تا بدانم آیا حسین علیه السلام حجت خدا و فرزندحجتخدا نبود؟
که اهل و عیالش را درحالیکه اسیرتان بودند سوار بر ناقه ها
از شهری به شهر دیگر میبردید؟؟
😭😭
📗منبع: شجرة طوبي ، باب في بکاء اهل الشام علی عثمان ، صص۴۷-۴۸
@haram110