eitaa logo
حرفاتون
23 دنبال‌کننده
138 عکس
3 ویدیو
0 فایل
ناشناس هارو اینجا میزاریم
مشاهده در ایتا
دانلود
حرفاتون
زیاد النا رو نمیشناسم میشه یه بیوگرافی بدی؟ . . . خودش میگه
سلاام والا النام بعد ۱۶م ب قول بچه‌ها و اینکه دوست فاطمه‌جونمم ، نمیدونم چی بگم بپرسین خودتون😭😂
همسایه های بیشعور شما زمانی که رهبرو زده بودن خوشحالی کردن؟واکنشتون چی بود؟ داداش دهنشونو....😂😡 . . . متاسفانه جو لاهیجان یکم متشنج بود و خوشحالی کردن و شیرینی پخش کردن و این حرفا.. ترجیح میدیم توی محیط زندگی مون داداشمو دخالت ندیم همینطوری شم کلی خطر داره
النا تو هم شبیه فاطمه ای؟یا... تفاوت اصلا اشکال نداره فقط میخوام بدونم از نظر پوشش عقاید سیاسی . . . خودش جواب بده
حرفاتون
همسایه های بیشعور شما زمانی که رهبرو زده بودن خوشحالی کردن؟واکنشتون چی بود؟ داداش دهنشونو....😂😡 . .
یچیز بگم؟ داداشش نمیتونه که ی شهر و جمع کنه ک همونجوری اون دوران متشنج و شلوغ بود پستای خودشونم دارن دیگه💔
حرفاتون
النا تو هم شبیه فاطمه ای؟یا... تفاوت اصلا اشکال نداره فقط میخوام بدونم از نظر پوشش عقاید سیاسی . . .
پوشش نه، عقاید دینی م بجز پوشش بقیه رو همرو قبول دارم و واقعا مهمه برام
اون شب تمام بسیجیا پاشده بودن رفته بودن حسینیه سپاه لاهیجان نمیدونم دیدی یا نه کلا پرشده بود من خودم باورم نمیشد،اگر بودن تو خیابون که مورد عنایت قرار میگرفتن . . . واقعا روزای سختی بود:)))
حرفاتون
یچیز بگم؟ داداشش نمیتونه که ی شهر و جمع کنه ک همونجوری اون دوران متشنج و شلوغ بود پستای خودشونم دار
ما خونمون طوریه که مشرف به خیابون اصلیع و دید داره بعد داداشم کلانتری شون نزدیک خونمونه و دیدم به عینه که یه ماشین پلیس اومد که صحبت کنه با معترضینی که داشتن شلوغ میکردن که یکی شون با چوب و سنگ شروع کرد به زدن پلیس ما انقدر نگران بودیم و استرس داشتیم که وحشت کرده بودیم. من گریه میکردم نفسم از ترس اینکه بلایی سر داداشم بیاد بند اومده بود. آخر شب نزدیک صبح که اومد خونه دیدم همون پلیسی که زدنش داداشم بود:) و خب انقدر خسته و کوفته بود که رنگش رو به کبودی بود...
داداش رو شوخی کردم،خب تو کدوم چت باهم آشنا شدید؟ . . . منو النا توی به گروه که واسه یکی از دوستامون بود اشنا شدیم
خدایی ولی مسئولای ما چقدر بی غیرتن رهبر مملکتو زدن . . . همه شون نه....
خیلی بد