باباش اهل کرامتم بوده .
میگن مثلا اگه یکی رو مار نیش میزده ،همین که دستش رو روی محل گزیدن مار میذاشته زهر خارج میشده و اون ادم خوب میشده
دایی آدم قصه ی ما هم از بزرگان معروفه .
داییش آیت الله طالقانی معروفه.
ادم قصه ی ما با اون شخصیتش و با این ایل و تبار درست و حسابی که داره، متاسفانه گیر رفیق نابابی می افته و از مسیر حق منحرف میشه .
اون با عقاید کسروی آشنا میشه و آروم آروم مثل اون میشه و در آخر کارم یه کتابچه می نویسه و توش عقاید شیعه رومی بره زیر سوال😏
امام خمینی هم تا می بینه که اون کتابچه داره جوونا رو منحرف می کنه ، تموم کار و باراش رو می ذاره کنار و توی حدود ۴۰ روز یه کتاب مینویسه به نام « کشف اسرار» جواب شبهات اون رو محکم و مستدل میده
آدم قصه ی ما کسی نیست جز:
علی اکبر حَکَمی زاده فرزند میرزا مهدی حکمی قمی
سلام
داستان عجیب « پسر نوح زمانه» رو به همه معرفی کنید و ازشون بخواین که بیان 👇👇👇
👈 اینجااااااا. 👉
و اون رو بخونن
👈 پسر نوح زمانه