سلام
۱۵ روز گذشت
ماه به نیمه رسید و ماه من به محاق شد
توی فقه هر وقت میگن: « مطلق» ،یعنی اون قید و شرطایی که بعضیا گفتن رو قبول نداریم
مثلا میگن: ولایت قاضی مطلقه.
یعنی اینکه یه قاضی حق داره حکم بده مشروط به این نیست که حتما شاهد وجود داشته باشه ..
اون میتونه طبق علم خودش حکم بده حتی اگه شاهدی هم نباشه
پس ولایت قاضی مشروط به وجود شاهد نیست و مطلقه
یا مثلا میگن ولایت شوهر بر همسرش مطلق نیست .
یعنی اینجور نیست که توی همه ی کارها و امور شخصی همسرش بتونن دخالت کنه.
اون فقط در اموری که مربوط به خانوادس است ولایت داره .مثل تعیین محل زندگی. یا نوع مسکن ( که آپارتمان باشه و یا ویلایی. ملکی باشه یا استیجاری) نه چیزای دیگه . مثلا اینکه همسرش پولای شخصیش روچکارش بکنه.
پس ولایت شوهر مطلق نیست
در مورد. ولایت فقیه هم همین طوره.
بعضی ها گفته اند که ولایت فقیه محدوده.
اون فقط حق داره توی کارایی دخالت کنه که اولا عام المنفعه باشه و ثانیا حکومت مستقر توجهی بهش نداشته باشه
مثلا یه شهری و یا روستایی نیاز به پل داره و کسی هم اون رو نمی سازه .
خوب فقیه حق داره از اموال عمومی پول برداره و اون پل رو بسازه .
اما مثلا فرمان صلح و جنگ رو دیگه نه.
چون این امور رو حکومت مستقر خودش انجامش میده
این نظر بعضی ها بوده و بهش می گفتند: ولایت مقیده و یا ولایت حِسبیه
اما امام خمینی رحمهالله و خیلی بزرگان گذشته ی دیگه نظرشون اینه که نه، ولایت فقیه ، مطلق هست . و اون حق داره در هر کاری که مربوط به جامعه و امور اجتماعی مردم هست طبق احکام اسلامی دخالت کنه و اون امور رو مدیریت کنه.
پس ولایت مطلقه فقیه، یعنی ولایت بی قید و شرط.
کدوم قید و شرط؟؟؟
همونی که بعضی ها گفته بودند.( که فقط عام المنفعه باشه و متولی نداشته باشه)
نه اینکه مطلقه یعنی هر کار دلش بخواد بتونه بکنه و تابع هیچ قید و بند و قانونی نباشه . نه