eitaa logo
پای حرف امام علی(علیه السلام)/علیرضا مطلب🇮🇷
1هزار دنبال‌کننده
638 عکس
711 ویدیو
16 فایل
ارائه ترجمه روان و عامیانه از نهج البلاغه بر اساس شرح آیت الله خوئی ره ارتباط با مدیر: @Alirezamotalleb
مشاهده در ایتا
دانلود
خیلی جاهای قرآن این مطلب اومده . مثلا: آیه 7 سوره حشر : خدا اونجا گفته : هر چی رو که پیامبر واستون اورده رو بگیرید و هر چی رو هم که ازش نهی کرد ، شما باید بذاریدش کنار . یا آیه 24 انفال : خدا اونجا گفته : آهای مومنا! باید هر چیزی رو که خدا و پیامبرش میگه ( که اتفاقا باعث زندگی خوب داشتنتون میشه) قبول کنید . یا آیه 3و 4 سوره نجم: خدا اونجا گفته : اصلا پیامبر که نظر خودش رو نمی گه و از روی میل و هوسش حرف نمی زنه که . اون هر چی میگه فقط و فقط وحی خداست
در مورد اهل بیت علیهم السلام هم قرآن حسابی آیه داره . مثلا آیه ولایت که امام علی علیه السلام رو « ولیّ» همه معرفی می کنه . یا مثلا آیه ی تطهیر که کل اهل بیت علیهم السلام رو معصوم معرفی می کنه . معصوم یعنی هر چی بگن و هر کار بکنن ، درسته و حقه . و اصلا اشتباه و یا خطا و گناه نیست .
پس نتیجه حرفام این میشه: در استنباط احکام و فهمیدن دین ، هیییییچچچ فرقی بین قرآن و پیامبر و اهل بیت نیست .
خوب حالا برین سراغ اصل مطلب و اونم مسئله تغییر دین در اسلام و مجازاتش. در ادبیات دینی ، به تغییر دین می گن : « ارتداد» . یعنی از دین برگشتن. پس من هر جا حواسم نبود و گفتم ارتداد، منظورم همون عوض کردن دین هست .😏
در مورد عوض شدن دین چند نکته رو باید حسابی بهش دقت کنید : 1️⃣اول باید ببنیم دین یعنی چی ؟ و عوض کردنش یعنی چی؟ آیا دین یعنی مثلا نماز خوندون و حجاب داشتن و روزه گرفتن ؟؟؟ منظورم اینه که آیا یعنی دین مساویه با « انجام این کارها» ؟؟/ یعنی اگه کسی نماز بخونه دیگه مسلمانه؟ یا اگه نماز نخونه دیگه مسلمان نیست ؟؟؟ نه اینطور نیست . خیلیا منافقند و الکی نماز می خونن که کسی نفهمه مسلمان نیستند . خیلیام مسلمانن و متاسفانه اهل نماز و روزه و حجاب نیستند . بله نماز و روزه و حجاب و.. این چیزا واجبهائی هستند که یه مسلمان باید انجام بده ولی خوب اگه از روی بیحالی و اهمیت ندادن انجام نده که کافرش نمیدونن.
پس دین چیه ؟؟؟ دین ، یعنی یه سری باورهای ذهنی و عقلی و قلبی . وقتی تو می گی من مسلمانم ، معنیش اینه که من عقلا و منطقا و قلبا « فهمیدم» که یه خدا هست و حضرت محمد (ص) هم پیامبر اونه. اینا رو من فهمیدم و تبدیل به باور و یقین من شده .
خوب حالا وقتی میخای دینت رو عوض کنی ، یعنی داری می گی من قبلا اشتباه می کردم که یه خدا هست و یا مثلا می گی من اشتباه می کردم که فکر می کردم حضرت محمد (ص) پیامبر خداست . الان « فهمیدم » که خدائی نیست . یا مثلا می گی « فهمیدم» که فلانی پیامبر نیست . تغییر دین که به زبون نیست که طرف بگه تا حالا مسلمان بودم ، از الان دلم میخاد بگم : کافرم و یا مسیحیم. عوض کردن دین دل بخواهی من و تو نیست . باید فهم ها و باورهامون عوض بشه تا دین عوض بشه . و فهم ها و باورها وقتی عوض میشن که آدم بشینه و استدلال ها رو گوش بده و بفهمه کدوم درسته و کدوم غلطه . ولی تا وقتی من «می دونم » که خدا هست و «می دونم» که حضرت محمد ( ص) پیامبر اونه ، چطوری می خام مثلا کافربشم و فکر کنم که اینا نیست ؟!!!!! دین دقیقا مثل یه مسئله ریاضیه .
یه مسئله ریاضی و جوابش ، تابع دلیل و فرمول و استدلاله . تابع دل من و شما نیست که بگیم مثلا دو ضرب در دو تا الان میشد 4 . از الان دلم میخاد بشه 5. چون اگه چهار باشه واسه من مشکل ایجاد می کنه. میشه اینجوری گفت ؟؟؟؟ نه. دین هم عین همینه . نمیشه گفت تا حالا دینم اسلام بود. از الان به بعد دلم می خوام دین نداشته باشم و یا مثلا مسیحی باشم . چون اسلام واسم مشکل درسته کرده و نمیذاره با فلانی ازدواج کنم. نمیشه این رو گفت . چرا؟؟؟ چون دین هم تابع استدلال و منطق و عقله .
2⃣خوب حالا این سوال پیش میاد که اگه کسی با استدلال و منطق خودش ، به این نتیجه رسید که دست از اسلام برداره. یعنی واقعا توی ذهنش و قلبش با یه سری استدلال ها ( حتی اگه اشتباه بوده) به این نتیجه رسید که اسلام غلط بوده و میخاد بره زرتشتی بشه و یا مسیحی بشه و یا هر چی دیگه . خوب این چطوره ؟؟؟ اینو چی می گید ؟؟؟؟
اینجا میگم: اولا که قطعا استدلالهاش غلط بوده که به این نتیجه رسیده . و باید سر فرصت باهاش حرف زد و اون رو متوجه اشتباهش کرد . اما خوب فعلا به این نتیجه رسیده دیگه . اینجا سه تا جنبه وجود داره: از جنبه شخصی خب همچین آدمی از همون لحظه ای که به اسلام شک کرده و فکر می کنه که اسلام غلطه ، دیگه مسلمان واقعی نیست . یعنی واقعا دیگه دلیل نداره که به احکام اسلامی عمل کنه . چون اونا رو اشتباه می دونه . این آدم اگه تا آخر عمرش دیگه مسلمان نباشه، قضاوتش و خیر و شرش فقط مربوط به خودشه . و در روز قیامت خودش می دونه وخدای خودش . تا اینجا نه ما باهش کاری داریم نه حکومت . نه کسی حق داره بهش تعرضی بکنه و نه حکومت اون رو مجازات می کنه . این از جنبه شخصیش
جنبه دوم مردمند. یعنی از نظر مسلمان های دیگه ، مثل خانوادش و یا دوستاش و همکاراهاش و ... اونا تا وقتی نمی دونن که اون آقا یا خانم مرتد شده که هیچ . ولی اگه فهمیدن و متوجه شدن که جدی جدی دست از اسلام برداشته، خوب داستان یه کمی متفاوت میشه . اسلام از همه ی مسلمانها خواسته که ارتباطشون رو با چنین کسی بسیار محدود کنن و در حقیقت اون رو از خودشون برونن. تا به خودش بیاد و بفهمه که داره اشتباه می کنه و توبه کنه . آخه چون اون ، واقعیتی به نام دین و خدا و پیامبر رو منکر شده دیگه . پس کسانی که خدا و پیامبر و دین رو قبول دارند ، نمیتونن مثل قبل باهاش رفتار داشته باشند. مثل سایر کافرها. البته منظور این نیست که برن بزننش و فحش بدنن و اینچیزا . نه اتفاقا ممکنه نیاز باشه همچنان باهاش با محبت رفتار کنن . ولی به هر حال اون الان دیگه کافره و باید احکام کفار رو در موردش رعایت کرد . مثل نجس بودن و این چیزها ... طبیعتا آدم وقتی کسی نسبت به محبوبش نظر خوبی نداشته باشه، نسبت به اون دل چرکین میشه و ازش دوری می کنه. مثلا اگه شما بفهمید که یه کسی خدای نکرده نسبت به پدر شما و یا مادر شما نظر بدی داشته باشه ، حس خوبی بهش نخواهید داشت . خدا و اهل بیت واسه مسلمونا و شیعیان هم همینطوره باید باشه و هست .
اینم از جنبه مردم و جامعه و خانواده . تا اینجا هنوز نه حرفی از مجازاته و نه کسی حق داره دست به مجازات چنین آدمی بزنه