eitaa logo
پای حرف امام علی(علیه السلام)/علیرضا مطلب🇮🇷
1هزار دنبال‌کننده
642 عکس
715 ویدیو
16 فایل
ارائه ترجمه روان و عامیانه از نهج البلاغه بر اساس شرح آیت الله خوئی ره ارتباط با مدیر: @Alirezamotalleb
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از خبرگزاری فارس
9.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 از درخواست حملهٔ نظامی تا اشک تمساح برای مردم جنوب! @Farsna ‌- Link
سلام به دوستان شب جمعه ی همه به خیر و شادی باشه شادی روح گذشتگانتون و هر کسی که به یه شکلی بر گردنومن حق داشته و الان دستش از دنیا کوتاه خصوصا شهدای عزیز ایران و امام شهیدان و امام شهیدمون یک حمد و سوره قرائت کنید
اگه خاطرتون مونده باشه دیشب در مورد « » یه کمی با هم صحبت کردیم شرح حرفامون رو 👈 اینجااااااااا بخونید دیشب گفتیم که این واژه در ادبیات دینی ما به معانی متعددی به کار میره . از جمله به معنای کسی که رهبر برحق باشه و یا رهبر ناحق باشه . در ادامه بحث به اینجا رسید که منظور از «امام عادل » که در روایات آمده کیست ؟ آیا صرفا امام معصوم را شامل می شود یا نه ؟ امشب میخایم در این مورد یه کمی باهم صحبت کنیم . امیدوارم بتونم این بحث رو ساده و روان ارائه بدم
قبل از هر چیز بهتر بفهمیم که امام در ادبیات دینی و در قالب اسلام چه جایگاهی داره و قرار که چه کاری رو انجام بده ؟ جناب استاد شهید مطهری یه کتابی دارند به نام « ولاءها و ولایت ها» که این سوال ما رو به خوبی و مفصل اونجا توضیح دادند . ایشون می گن : امام در ادبیات دینی ما داریا سه کار کرد و یا بهتر بگم سه جایگاه هست : 1- ولایت تکوینی : یعنی اینکه یه امام اینقدر خودساخته س و اینقدر دارای تقوی و زهد ایمان و اخلاص و عمل صالح هست که میتونه در عالَم هستی دخل تصرف کنه . یعنی میتونه کارهای خارق العاده و معجزه وار انجام بده . میتونه به عالَم ملکوت و اینها ارتباط داشته باشه . 2- ولایت تشریعی: یعنی یه امام اینقدر اطلاعات دینی داره و از چم و خم مسائل دینی سر در میاره که هیچ مسئله ای نیست که جوابش رو و حکمش رو ندونه . اون نسبت به دین و قرآن و تماااااام مسائلی دینی آگاهی کامل و درست و صحیح داره 3- ولایت سیاسی و اجتماعی: یعنی امام قراره که از طرف خدا هدایت و رهبری جامعه اسلامی رو به عهده بگیره و جامعه رو و مسائل اجتماعی از قبیل جنگ و صلح، مجازات مجرمین ، نظارت و اداره بازار و اقتصاد و .... با فرمان و تصمیم های خودش پیش ببره
پس امام از منظر دینی و فقهی شیعه یه چنین جایگاهی داره . یعنی از لحاظ فردی و شخصی چنان خودساخته است که دارای ولایت تکوینیه . از لحاظ دانش دینی هم اینقدر پر کرده است و اینقدر علم آگاهی داره که دارای ولایت تشریعیه و از لحاظ سیاسی و اجتماعی هم اینقدر توانائی داره که تنها کسی که حق حکومت و اداره جامعه رو اونه و دارای ولایت سیاسیه
خوب حالا برگریدم به اون سوال اولمون . آیا معصوم بودن شرط « امام » بودن هست یا نه ؟ در نگاه اول شاید پاسخون مثبت باشه و بگیم بله تنها کسی که میتونه اون سه نوع ولایت رو در خودش جمع بکنه شخص معصومه . ولی غیر معصومین هرچند که آدمهای صالح و خوبی باشند ولی بلاخره غیر معصومند و امکان اشتباه و خطا دارند . پس نمی تونن اون سه تا ولایت رو در خودشون جمع کنند . اینکه اهل بیت علیهم السلام مصداق بارز و اتم و کامل امام هستند و اینکه کسی در این خصوص هرگز به پای آنها نمی رسه شکی نیست ، اما با این وجود وقتی به احادیث و سیره ی اهل بیت علهم السلام مراحعه کنیم می بینیم اینطور نیست که فقط معصومین بتونن در جایگاه امام قرار بگیرند و غیر معصومین هم میتونن اون طور باشند البته با رعایت چند شرط اساسی .
اون چند شرط چیه؟ 1- صلاحیت فردی و متصف بودن به ایمان و اخلاص و تقوی 2- اذن و اجازه از امام معصوم علیه السلام ( چه اذن خاص و چه اذن عام) در حقیقت غیر معصومی که هم به لحاظ فردی قابلیت رهبری دینی و یا رهبری سیاسی جامعه و یا هر دو رو داشته باشه ، و از طرفی هم از امام اذان و اجازه تصدی چنین اموری رو داشته باشه ، او هم « امام » جامعه خواهد بود .
در زمان خود معصومین چنین اتفاقاتی و چنین انتساباتی می افتاده : مثلا امام صادق علیه السلام مراجعه به « یونس بن عبد الرحمن« در خصوص مسائل دینی اجازه دادند و ایشون رو شخصی مورد اطمینان در این زمینه معرفی کردند . یا مثلا امام علی علیه السلام مالک اشتر ور رهبر سیاسی مصر اون زمان کردند یعنی جناب یونس با اجازه ی خاص امام صادق علیه السلام متصدی امور دینی شده و یا مالک اشتر با اجازه خاص حضرت علی علیه السلام متصدی امور سیاسی و احتمالا دینی مصر بوده.
قطعا اگر امامی معصوم باشه، این حد اعلی ولایت دینی و سیاسی خواهد بود . اما نکته مهم اینه که ولایت دینی و سیاسی منحصر در شخص معصوم نیست . بلکه شخص معصوم می تواند به غیر معصومین هم اجازه تصدی چنین اموری را بدهد .
نکته بسیار مهم اینه که اون غیر معصومینی که با اجازه معصوم متصدی امور دینی و یا سیاسی میشن، حق ندارند به سلیقه شخصی و رای شخصی خودشون کارها رو پیش ببرند اونا باید فرمانها و فتواها و تصمیم های اجتماعی و سیاسیشون رو بر اساس قرآن و احادیث اهل بیت علهم السلام و دیگر اصولی که مشروعیت آنها ثابت شده انجام بدند . در این صورته که اونام به نیابت از معصومین « امام » جامعه خواهند بود .
پس وقتی حضرت علی علیه السلام در حکمت 252 میگن « امام» باعث حفظ نظام جامعه اسلامیه، صرفا امام معصوم رو نمیکن . بلکه هر کسی که از طرف امام اجازه ی برعهده گرفتن امور جامعه داشته باشه رو مد نظرشون دارند . و وقتی می گن اطاعت امت از امام جایگاه و قدرت اجرائی اون رو بالا می بره صرفا امام معصوم رو نمیگن . دلیل: آیا مثلا امام علی علیه السلام به مردم مصر حق می دادند که صرفا به دلیل اینکه مالک اشتر معصوم نیست ، ازش نافرمانی کنند ؟؟؟ قطعا نه .
پس اگر در زمانی ، شخصی که معصوم نیست اما از لحاظ اخلاقی انسان عادل و با تقوی و با اخلاصی است ؛ و از لحاظ توانائی های فردی میتونه متصدیه امور دینی بشه(مرجع تقلید) و یا متصدی امور سیاسی بشه( ولی فقیه) ، اون رو هم باید امام دانست و اطاعتش بر همه واجب .