پس امام از منظر دینی و فقهی شیعه یه چنین جایگاهی داره .
یعنی از لحاظ فردی و شخصی چنان خودساخته است که دارای ولایت تکوینیه . از لحاظ دانش دینی هم اینقدر پر کرده است و اینقدر علم آگاهی داره که دارای ولایت تشریعیه و از لحاظ سیاسی و اجتماعی هم اینقدر توانائی داره که تنها کسی که حق حکومت و اداره جامعه رو اونه و دارای ولایت سیاسیه
خوب حالا برگریدم به اون سوال اولمون .
آیا معصوم بودن شرط « امام » بودن هست یا نه ؟
در نگاه اول شاید پاسخون مثبت باشه و بگیم بله تنها کسی که میتونه اون سه نوع ولایت رو در خودش جمع بکنه شخص معصومه . ولی غیر معصومین هرچند که آدمهای صالح و خوبی باشند ولی بلاخره غیر معصومند و امکان اشتباه و خطا دارند . پس نمی تونن اون سه تا ولایت رو در خودشون جمع کنند .
اینکه اهل بیت علیهم السلام مصداق بارز و اتم و کامل امام هستند و اینکه کسی در این خصوص هرگز به پای آنها نمی رسه شکی نیست ، اما با این وجود وقتی به احادیث و سیره ی اهل بیت علهم السلام مراحعه کنیم می بینیم اینطور نیست که فقط معصومین بتونن در جایگاه امام قرار بگیرند و غیر معصومین هم میتونن اون طور باشند البته با رعایت چند شرط اساسی .
اون چند شرط چیه؟
1- صلاحیت فردی و متصف بودن به ایمان و اخلاص و تقوی
2- اذن و اجازه از امام معصوم علیه السلام ( چه اذن خاص و چه اذن عام)
در حقیقت غیر معصومی که هم به لحاظ فردی قابلیت رهبری دینی و یا رهبری سیاسی جامعه و یا هر دو رو داشته باشه ، و از طرفی هم از امام اذان و اجازه تصدی چنین اموری رو داشته باشه ، او هم « امام » جامعه خواهد بود .
در زمان خود معصومین چنین اتفاقاتی و چنین انتساباتی می افتاده :
مثلا امام صادق علیه السلام مراجعه به « یونس بن عبد الرحمن« در خصوص مسائل دینی اجازه دادند و ایشون رو شخصی مورد اطمینان در این زمینه معرفی کردند .
یا مثلا امام علی علیه السلام مالک اشتر ور رهبر سیاسی مصر اون زمان کردند
یعنی جناب یونس با اجازه ی خاص امام صادق علیه السلام متصدی امور دینی شده و یا مالک اشتر با اجازه خاص حضرت علی علیه السلام متصدی امور سیاسی و احتمالا دینی مصر بوده.
قطعا اگر امامی معصوم باشه، این حد اعلی ولایت دینی و سیاسی خواهد بود . اما نکته مهم اینه که ولایت دینی و سیاسی منحصر در شخص معصوم نیست . بلکه شخص معصوم می تواند به غیر معصومین هم اجازه تصدی چنین اموری را بدهد .
نکته بسیار مهم اینه که اون غیر معصومینی که با اجازه معصوم متصدی امور دینی و یا سیاسی میشن، حق ندارند به سلیقه شخصی و رای شخصی خودشون کارها رو پیش ببرند
اونا باید فرمانها و فتواها و تصمیم های اجتماعی و سیاسیشون رو بر اساس قرآن و احادیث اهل بیت علهم السلام و دیگر اصولی که مشروعیت آنها ثابت شده انجام بدند .
در این صورته که اونام به نیابت از معصومین « امام » جامعه خواهند بود .
پس وقتی حضرت علی علیه السلام در حکمت 252 میگن « امام» باعث حفظ نظام جامعه اسلامیه، صرفا امام معصوم رو نمیکن . بلکه هر کسی که از طرف امام اجازه ی برعهده گرفتن امور جامعه داشته باشه رو مد نظرشون دارند .
و وقتی می گن اطاعت امت از امام جایگاه و قدرت اجرائی اون رو بالا می بره صرفا امام معصوم رو نمیگن .
دلیل:
آیا مثلا امام علی علیه السلام به مردم مصر حق می دادند که صرفا به دلیل اینکه مالک اشتر معصوم نیست ، ازش نافرمانی کنند ؟؟؟ قطعا نه .
پس اگر در زمانی ، شخصی که معصوم نیست اما از لحاظ اخلاقی انسان عادل و با تقوی و با اخلاصی است ؛ و از لحاظ توانائی های فردی میتونه متصدیه امور دینی بشه(مرجع تقلید) و یا متصدی امور سیاسی بشه( ولی فقیه) ، اون رو هم باید امام دانست و اطاعتش بر همه واجب .
خدا بگذره از سر تقصیر اون آقای که بعد از رحلت امام خمینی اومد در سخنرانی رسمیش گفت : ما برای حفظ جایگاه امام خمینی ، دیگه به نفر بعدی « امام» نمی گیم و از اونجا باب شده که بگن « مقام معظم رهبری»
عنوانی که هیچ بار دینی و هیچ گونه اشاره ای به شرایط دینی شخص نداره .
دیگه حالا که متاسفانه پا رو فراتر هم گذاشتن و امام جامعه رو صرفا با اسم کوچیک و یا نهایت با اسم و فامیل نام می برند.
در حالی که ایشون فعلا امام جامعه شدند . همانطور که پدرشون امام جامعه بودند و همانطور که بنیانگذار جمهوری اسلامی امام جامعه بودند .
این سه نفر از این جهت ، یعنی از جهت جایگاه فرقی ندارند . و هر سه « امام» جامعه بودند و هستند . یعنی از طرف امام معصوم با اجازه عام متصدی این جایگاه شدند . و نفی آنها و نپذیرفتن آنها اگر دارای دلیل و حجت شرعی محکم نباشه گناه بسیار بسیار بزرگیه.
به حدیث زیر توجه کنید :
شخصی در خلال طرح یه مسئله از امام صادق علیه السلام می پرسه که چه کسی حاکم ما باشه و در امور مختلف ازجمله قضاوت فرمانش رو ما اطاعت کنیم ؟
امام جواب میدن:
قال ينظران إلى من كان منكم ممن قد روى حديثنا و نظر في حلالنا و حرامنا و عرف أحكامنا فليرضوا به حكما فإني قد جعلته عليكم حاكما فإذا حكم بحكمنا فلم يقبله منه فإنما استخف بحكم الله و علينا رد و الراد علينا الراد على الله و هو على حد الشرك بالله
یعنی برید ببینید از میان شما کی با احادیث ما آشنائی داره و حلال و حرام ما رو سر در میاره و احکام ما رو بلده ، شما باید به حکم و حکومت همچین کسی راضی باشید . چون من اون رو حاکم شما قرار میدم . (اذن عام)
اگه اون شخص به حکم ما دستور داد و کسی ازش قبول نکرد ، در حقیقت داره امر و دستور خدا رو سبک می شماره و داره دست رد به سینه ما می زنه .
کسی که دست رد به سینه ی ما بزنه ، در واقع داره دست رد به خدا می زنده و این کار در حدّ شرک به خداست !!!!
اصول کافی ج1 ص67 حدیث 10
ببخشید امشب طولانی شد
ان شاء الله که تونسته باشم مطلب رو بیان کرده باشم واستون .🙏
ا4⃣5⃣2️⃣
حکمت دویست و پنجاه و چهارم 🍀🍀
----------------------------------------------------------------
حضرت علی علیه السلام فرموده اند:
ای آدمیزاد!!!
تو خودت وصیّ مالِ خودت باش. و( حالا که زنده ای) با اموالت جوری رفتار کن که دوست داری ( وصیّ تو ) بعد از مرگت باهاشون رفتار کنه.
یعنی معمولا آدما واسه بعد از مرگشون یه وصیّ معلوم می کنن تا به امور مالیشون و پیگیری وصیت نامه شون برسه.
طبیعتا دوست دارن که اون وصیّ جوری با اموالشون رفتار کنه که بیشترین خیر و ثوابش به روحشون برسه.
حالا امام علی علیهالسلام میگن: فرض کن مرده ای و فرض کن خودت وصیّ خودت شدی.
تا زنده ای خودت یه جوری اموالت رو مصرف کن که بیشترین خیریش واسه بعد از مرگ بهت برسه.
مثلا باهاش مدرسه بساز . بیمارستان بساز. جهیزیه واسه فقیرا بخر ، کتاب منتشر کن و....
به قول سعدی:
برگِ عیشی به گور خویش فرست
کس نیارد ز پس، ز پیش فرست
عمر برف است و آفتابِ تموز
اندکی ماند و خواجه غَرِّه هنوز
( يَا ابْنَ آدَمَ، كُنْ وَصِيَّ نَفْسِكَ فِي مَالِكَ، وَ اعْمَلْ فِيهِ مَا تُؤْثِرُ أَنْ يُعْمَلَ [يَعْمَلَ] فِيهِ مِنْ بَعْدِكَ [مَنْ بَعْدَكَ])
#حکمت
#امام_علی
#نهج_البلاغه
⊰❀🌹❀⊱━━━╮
@harfe110 ╰━━━⊰❀🌸❀⊱