هدایت شده از خبرگزاری فارس
1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هدایت شده از خبرگزاری فارس
دادسرای جنایی: پیکر حمیدرضا رجبزاده اطراف تهران کشف شد
🔹براساس اعلام دادسرای جنایی در پی قتل فجیع حمیدرضا رجبزاده و دردسترسنبودن پیکر او، سرانجام با دستور قضایی و اقدامات جنایی پیکر وی ساعتی پیش در اطراف تهران پیدا شد.
🔹با حضور بازپرس جنایی و تیم تشخیص هویت پیکر وی شناسایی و پس از نمونه برداری برای ادامه تحقیقات علمی به پزشکی قانونی ارسال شد.
🔹پیکر رجب زاده توسط عوامل ارتکاب قتل سوخته است. تحقیقات قضایی در این رابطه ادامه دارد.
@Farsna - Link
ان شاء الله که حالتون خوب باشه و ایان به کامتون شیرن
حکمت امروز نیاز به توضیح داره که من اول توضیحش رو خدمتتون عرض می کنم تا متن حکمت رو بهتر متوجه بشید
در زمانهای پیش از اسلام « کعبه » برای عربها جایگاه خاصی داشته و قابل احترام بوده و حتی حاکمان غیر عرب هم واسش احترام قائل بودند . به همین دلیل به رسم و عادت همیشگی برای کعبه هدایا و زیور آلاتی رو می فرستادند.
حتی ابن خلدون نقل کرده که وقتی عبد المطلب مشغول حفر چاه زمزم در کنار کعبه میشه ، دوتا مجسمه آهو از طلا و چند تا شمشیر زینتی در اون محل پیدا می کنه که معلوم میشه اونا رو ساسان پادشاه ایران به عنوان هدیه به کعبه داده و عربها اونجا اونا رو دفن کرده بودند
مورد مصرف این زیور الات برای تزیین کعبه بوده و اینکه اگه کعبه در اثر سیل و یا هر چیز دیگه خراب میشد، از اونا واسه باز سازی اون استفاده می کردند.
بعد اسلام همچنان این جواهرات و زیورآلات در کعبه وجود داشته و اسلام آنها را به حال خودش باقی گذاشت . یعنی حکم جدیدی در مورد اون نداد و در حقیقت باقی ماندن آنها در معبه رو تجویز کرد .
طبق نظر ائمه علیهم السلام، یکی دیگه از مصارف این جواهرات این بوده که اگر حاجی ای بی پول میشد ، با فروختن بخشی از آنها مخارج اون رو تامین کنند.
در حقیقت این زیور آلات و هدایا به عنوان یک پشتیوانه مالی برای مخارج کعبه و زوار آن قرار داده میشد
در زمان خلیفه دوم که مسلمونا مشغول لشکر کشی به اینور و اونور بودن، دولت وقت برای تامین مخارج لشکریان نیاز به پول داشت . یه عده ای به «عمر» پیشنهاد دادند که این زیورآلات کعبه رو بفروش و خرج لشکر کن .
اونم این نظر رو پسندید و تصمیم گرفت که این کا رو بکنه .
منتها قبلش با امیر المومنین علیه السلام این مسئله رو در میان گذاشت .
امام هم با یه استدلال قرآنی اون رو از این کار منصرف کرد و عمر وقتی فهمید کارش خلاف قرآنه، از تصمیمش برگشت و اون جمله معروف و همیشگیش رو تکرار کرد که « ای علی! اگه تو نبودی من رسوا می شدم »
مضمون این جمله رو عمر ، بارها بارها به مناسبتهای مختلف گفته .
من اونا رو به نقل از کتاب « پیام امیر المومنین » که شرح نهج البلاغه آقای مکارم هست واستون میذارم
......آنچه در ذيل اين حديث شريف آمده كه عمر پس از شنيدن اين كلام حكيمانه خطاب به على بن ابى طالب عليه السلام عرض كرد: «لَوْلاکَ فَافْتَضَحْنا؛ اگر تو نبودى رسوا مى شديم»، منحصر به اين مورد نيست، بلكه در طول خلافت خود بارها به مشكلات علمى و فقهى برخورد كه كسى جز اميرمؤمنان على عليه السلام آن را براى وى نگشود و اين اعتراف را به تعبيرات مختلف تكرار كرد كه مرحوم علامه امينى در جلد ششم الغدير در بحث «نوادر الاثر» آنها را با ذكر مدارك دقيق از كتب اهل سنت آورده است. تعبيراتى همانند آنچه در ذيل مى آيد:
1. «لَوْلا عَلِىٌّ لَضَلَّ عُمَرُ؛ اگر على نبود عمر گمراه مى شد».
2. «اللّهُمَّ لا تَبْقِنى لِمُعْضِلَةٍ لَيْسَ لَهَا ابْنُ أبيطالِبٍ؛ خدايا! هرگاه مشكلى پيش آيد كه على براى حل آن حضور نداشته باشد مرا باقى مگذار».
3. «لا أبْقانِىَ اللهُ بِأرْضٍ لَسْتَ فِيها يا أبَاالْحَسَنِ؛ خدا مرا در سرزمينى زنده ندارد كه تو در آن نباشى».
4. «أعُوذُ بِاللهِ مِنْ مُعْضِلَةٍ لا عَلِىٌّ بِها؛ به خدا پناه مى برم از اينكه مشكلى پيش آيد و على براى حل آن حضور نداشته باشد».
5. «عَجَزَتِ النِّساءُ أنْ تَلِدْنَ مِثْلَ عَلِىِّ بْنِ أبيطالِبٍ لَوْلا عَلِىٌّ لَهَلَکَ عُمَرُ؛ مادران عاجزندازاينكه مثل على بن ابى طالب را بزايند اگر على نبود عمر هلاك مى شد».
6. «يَابْنَ أبيطالبٍ ما زِلْتَ كاشِفُ كُلِّ شُبْهَةٍ وَمُوضِحُ كُلِّ حُكْمٍ؛ اى فرزند ابوطالب! تو همواره حل كننده شبهات و واضح كننده احكام بوده اى».
7. «رُدُّوا قَوْلَ عُمَرِ إلى عَلِىٍّ. لَوْلا عَلِىٌّ لَهَلَکَ عُمَرُ؛ سخن عمر را به على بازگردانيد (و به وسيله او اصلاح كنيد) اگر على نبود عمر هلاك مى شد».
تعبيرات ديگرى نيز از اين قبيل هست كه همه با اسناد دقيق از كتب اهل سنت ذكر شده است».