امیر کبیر که روزها منتظر عنایت شاه بود، فریب این #امان_نامه رو خورد و هرچی زنش گفت صبر کن اول خلعت شاهی برسه و خیالمون از بخشش شاه راحت بشه بعد برو حمام، فایده نداشت.
امیرکبیر دیگه انقدر غرق درافکارش بود که اصلا به ذهنش خطور نکرد که اینا ممکنه فریب باشه.
خلاصه امیر راهی حمام فین شد.
حمام فین دوتا در داشت . یکی اندرونی که به سمت باغ باز میشد و یکی هم بیرونی که به سمت روستا باز میشد.
امیر از در اندرونی وارد حمام میشه و پیک مرگ « حاجی علی خان فراش باشی» از در بیرونی میاد تو.
امیر اول خوشحال میشه و میگه آیا حامل فرمایشی واسه من هستی.
علی خان میگه : بله و کاغذی رو از جیبش در میاره و نشون امیر میده .
روی کاغذ نوشته:
«حاجی علی خان،پاسبان فدوی خاص، ماموریت دارد که به فین کاشان رفته و میرزاتقی خان فراهانی را راحت کند...»
دنیا روی سر امیرکبیر خراب میشه.
اول میخاد اون رو از کشتن منصرف کنه ولی علی خان نمی پذیره
بعد بهش می گه من رو بیرون از حمام خلاص کنید .
میگه نه.
میگه: بذار پس وصیت نامه بنویسم .
میگه: نه.
میگه : بذار با زن و دخترانم وداع کنم.
باز میگه: نه
امیر میگه لا اقل بذار نوع مردنم رو خودم انتخاب کنم .
میر غضب این رو قبول می کنه.
امیر هم میگه با تیغ، رگ دو تا دستم رو بزنید تا درد نکشم.
دلاک حموم بیچاره هم مجبور میشه همین کار رو بکنه .
وقتی از امیر خون زیادی میره و بی حال روی زمین می افته ،میرن سراغش و یه دستمال توی حلقش می کنن و نفسش رو بند میارن و اون رو می کشند
عبرت این داستان کجاشه؟؟
عبرتش اینه که به قول اون دیالگ مختار:
تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان رو بشکند.
وقتی بر شما مسلط شد، گردنتان را خواهد شکست
امیر کبیر به هوای امان نامه ی شاه، دشمنی میرزاآقاخان رو فراموش کرد و از کنار همسرش جدا شد و حکم مرگ خودش رو امضا کرد😔
دیشب که داستان قتل امیرکبیر رو واستون تعریف کردم و اون عبرت گیری روگفتم،
یکی از دوستان پیام داد که یه عبرت دیگه هم میشه ازش گرفت،
و اونم این که شوهرها نباید حرف زنشون رو زمین بذارن والا دچار میرغضب میشن😁😁😁
آره راست میگن، ولی یه شرطی داره.
شرطش این که زن آدم خواهر شاه باشه😎😎
ا2️⃣7️⃣2️⃣
حکمت دویست و هفتاد و دوم🍀🍀
امام علی علیه السلام در مورد کج رویها و تحریفهائی که هم در دین اتفاق افتاده بود و هم در سبک زندگی مردم ، ولی ایشون به دلیل گرفتاریهائی که در دوران حکومتشون با اونا دست پنجه نرم می کرد ( مثل فرو نشاندن جنگ های داخلی) فعلا امکان اصلاح اونا رو نداشتند می فرمایند:
اگه بتونم بر این فتنه ها و لغزشگاه ها مسلط بشم و اونا رو بخوابونم، خیلی چیزا ( و کارا رو) تغییر خواهم داد.
( لَوْ قَدِ اسْتَوَتْ قَدَمَايَ مِنْ هَذِهِ الْمَدَاحِضِ، لَغَيَّرْتُ أَشْيَاءَ.)
#حکمت
#امام_علی
#نهج_البلاغه
⊰❀🌹❀⊱━━━╮
@harfe110 ╰━━━⊰❀🌸❀⊱
در مورد این حکمت چند تا نکته رو عرض می کنم :
1- اینکه حکومت حضرت علی علیه السلام، یکی از آرمانی ترین حکومتها در طول تاریخ است، به دلیل رویکرد ایشون در حکومتشون بود که حاضر نبودند به هیچ قیمتی از مسیر عدالت به اندازه ستاندن دانه ی جوئی از دهان مورچه ای خارج بشند . حتی به قیمت از دست دادن جان شریفشون.
اما اینکه گمان کنیم اسوشن تونستند دیگه هر چی بی عدالتی و تبعیض و مشکل در دنای اسلام اون زمان بود رو بر طرف کنن اینطور نبود .
ایوشن در دوران حکومتشون با چالشها و مشکلات عدیده ای دست و پنجه نرم می کردند که خیلی از اونها با مشکلات روزگار ما مثل همن.
مثل:
✅جنگهای داخلی و شورش ها و کودتاها.
✅نا امنی هاو ترورها وکشتارها و غارت مردم دور از مرکز حکومت
✅فرار مغزها
✅عدم همراهی خواص با ایشون
✅اختلاس های فوق کلان از بیت المال
✅خیانتهای فرمانداران و پیوستن به دشمن
✅فقر و مشکلات اقتصادی
✅رانت خواریها و قبیله گرائی در انتصابهای دولتی
و......
با یک نگاه سطحی و گذرا به خطبه ها و نامه های نهج البلاغه شواهد فراوانی برای اثبات هرکدام از موارد بالا میشه پیدا کرد .
2-نکته بعدی که میشه از این حکمت فهمید اینه که همیشه حکومتها برای رسیدن به اهدافشون با مشکلاتی رو به رو هستند و هیچ وقت دارای فراغت بال نیستند .
گاهی جنگ ، گاهی عوامل نفوذی ،گاهی تبلیغات سوء، گاهی ناامید کردن مردم از حکومت و...
همه اینا مشکلات بزگی هستند بر سر راه حرکت یک حکومت به سمت اهداف و شعارهاش .
حکومت حضرت علی علیه السلام هم از این قاعده مستثنی نبوده و توی اون چهار سال و هشت نه ماه حکومتشون ف اونقدر مانع ایجاد کردند که کار حضرت رو به جائی رسوند که از فرط تنهائی گاهی با چاه درد و دل می کردند