eitaa logo
پای حرف امام علی(علیه السلام)/علیرضا مطلب🇮🇷
1هزار دنبال‌کننده
642 عکس
713 ویدیو
16 فایل
ارائه ترجمه روان و عامیانه از نهج البلاغه بر اساس شرح آیت الله خوئی ره ارتباط با مدیر: @Alirezamotalleb
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام ایشلاه که ماجرای "زیاد" رو خونده اید دیگه☺️ خوب بریم سراغ نامه👇
┈•••༶༓(نامه چهل و چهارم)༓༶••┈ ای زیاد!! فهمیده ام که معاویه نامه ای به تو نوشته تا عقلت رو به لغزش بیندازه و عزم و ارادت رو شُل کنه! حسابی ازش دوری کن!! اون همون شیطانیه که از پس و پیش و از این طرف و اون طرف آدم میاد سراغش تا توی اون موقعی که حواسش نیست اون رو غافل گیر کنه و عقل و هوشش رو در دست بگیره. ابوسفیان در زمان عمر یه حرف مُفتی زد که اون رو از طرف گفت و وسوسه ای از وسوسه های شیطان بود . با اون حر ف و ادعا نه نَسَبی ثابت میشه و نه وراثتی! کسی که به این حرفا بخواد اهمیت بده و ترتیب اثر بده ، مثل شتر غریبه ای می مونه که میره سر آبخور و شترهای دیگه ردش می کنن و نمیذارن آب بخوره و یا مثل اون ظرف و کوزه ای می مونه که به جهاز شتر آویزونش کردن که هی این طرف و اون طرف میره. ( یعنی حرفی رو زده که هیچ سندیت شرعی و قانونی نداره و اگه اصرارم بکنه فقط خودش رو متهم و محکوم کرده . وکسی هم که بخواد به این حرفا توجهی بکنه از لحاظ قانونی و شرعی هیچی گیرش نمیاد) ---<<نهج البلاغه ص550 نامه۴۴>>--- پای حرف امام علی (ع)||◇👇‌ @harfe110 @harfe110 @harfe110 @harfe110
سلام مقدمه نامه ۴۵ " عثمان بن حُنَیف " و "سهل بن حُنَیف" دو برادر بودند که جزو بزرگان صحابه پیغمبر و از یاران و کارگزاران باشخصیت و صاحب نفوذ امام علی علیه السلام بودند. عثمان فرماندار بصره تا زمان جنگ جمل بود و سهل فرماندار مدینه. در ماجرای جنگ جمل با فرمان امام عثمان با طلحه و زبیر وارد جنگ شد و بعد از یکی دو روز باهم صلح کردند تا امام از کوفه بیاند. اما طلحه و زبیر با اشاره ی عایشه عهدشون رو شکستند و به بصره شبیخون زدند و حدود ۴۰۰ نفر از سربازان ویژه ی امام رو کشتند و عثمان رو حسابی شکنجه کردند و اون رو به کوفه فرستادند. شکنجه ی عثمان هم این بود که چند نفر ریختند سرش و اول تا میخورد کتکش زدند و بعدهم تمام موهای سر و صورتش رو با دست کندند. حالا این عثمان قبل از جنگ جمل، توسط یه عده ای که ظاهرا از عوامل معاویه بودند و قصد داشتند عثمان رو از امام جدا کنند و به سمت معاویه بکشونن، یه مهمانی شاهانه ترتیب دادند و از عثمان و چند نفر از ثروتمندای بصره دعوت کردند که توی این مهمانی شاهانه شرکت کنند. عثمان هم که از همه جا بی خبر، خیلی سریع بدون تحقیق دعوت رو می پذیره و توی این مهمونی شرکت میکنه. خبر به امام میرسه. و ایشون نامه ۴۵ رو که اولش با عتاب زیاد هست به ایشون مینویسن و توی نامه ابتدا از اینکه بی تحقیق توی چنین جلسه ای شرکت کرده حسابی گله و توبیخ میکنن و جایگاهش رو بهش گوشزد می کنن و در ادامه امام خودشون و روششون رو به عنوان الگوی جامعه در سبک زندگی به خصوص برای کارگزاران معرفی می کنن. ما این نامه رو در چند قسمت تقدیمتون می کنیم .
┈•••༶༓(نامه چهل و پنجم)༓༶••┈ مقدمه را اینجاااااا بخوانید نامه ۴۵ : قسمت اول ... و اما بعد ای پسر حنیف ! به من خبر رسیده که یکی از سرمایه داران بصره تو رو به مهمانی خودش دعوت کرده و تو هم با سرعت ( و بی توجه و تحقیق از علت این مهمانی) دعوتش رو قبول کردی. اونام واسه تو خوردنی های جورواجور اُوردند و کاسه های پر از غذاهای لذیذ جلوی تو گذاشتد!!! من اصلا فکرش رو نمی کردم که تو دعوت به چنین مهمانی رو قبول کنی . اونم مهمانی که ثروتمندان بهش دعوت شدند واما فقرا نه! ( یعنی جلسه ی عمومی نبوده و پیدا بوده که کاسه ای زیر نیم کاسه اس) پسر حنیف! تو کم کسی نیستی! همیشه یه کم فکر کن که در چه جایگاهی هستی! ‌ببین که سر کدوم سفره دعوت میشی؟ اگه هر دعوتی و هر کاری ، قضیه اش واست روشن نشد، احتیاط کن و حتما رهاش کن (و خودت رو بهش آلوده نکن) ولی اون چیزایی رو که یقینا به درست بودن جنبه های مختلفش رسیدی، استفاده کن! پ.ن : یه کارگزار اسلامی ، نمیتونه بی مهابا هرجایی بره و هر دعوتی رو قبول کنه و با هر کسی جلسه بذاره ....ادامه دارد ---<<نهج البلاغه ص۵۵۲ نامه۴۵>>--- پای حرف امام علی (ع)||◇👇‌ @harfe110 @harfe110 @harfe110 @harfe110
هدایت شده از لبیک یا خامنه ای پادنا
سعدیا! دیگر بنی‌آدم برادر نیستند سعدیا! دیگر بنی‌آدم برادر نیستند جملگی اعضای یک اندام و پیکر نیستند عضوهای بی‌شماری را به درد آورده چرخ عضوهای دیگر اما یار و یاور نیستند کودک چشم‌آبی غرب و سیه‌چشم عرب در نگاه غربیان با هم برابر نیستند شاید اطفالی که اکنون در فلسطین زنده‌اند تا رسد شعرم به این مصراع، دیگر نیستند از نگاه غربیان انگار در مشرق‌زمین مادران داغ کودک‌دیده مادر نیستند نزد آنانی که می‌گریند در سوگ سگان صحنه‌های قتل‌ انسان گریه‌آور نیستند کاش بی‌بی‌سی سوال از باربی‌سازان کند: این عروسک‌ها که می‌سوزند دختر نیستند؟ ای نتانیاهو اگر مردی تو با مردان بجنگ گرچه اسرائیلیان از دم مذکر نیستند بی‌مروت! کودک‌اند این‌ها نه مردان حماس خانه‌‌اند این‌ها که شد ویرانه، سنگر نیستند کودکان هرچند بسیارند در ویرانه‌ها ساقه‌های ترد ریحانند لشکر نیستند خادمان کعبه سرگرم‌اند در کاباره‌‌ها؟ یا که اهل جنگ جز با رقص خنجر نیستند؟ بار دیگر خو گرفت این قوم با دخترکشی؟ یا که غیرت داده از کف یا دلاور نیستند؟ پشته‌ها از کشته‌ها پیداست، دنیا کور نیست؟ آسمان از ناله‌ پر شد، گوش‌ها کر نیستند؟ تا به کی کودک‌کشی در غزه؟ آیا غربیان در هراس از انتقام اهل خاور نیستند؟! 💔💔😭😭🥀🥀
┈•••༶༓(نامه چهل و پنجم)༓༶••┈ نامه ۴۵ 👈........مقدمه 👈..........قسمت اول قسمت دوم ای عثمان بن حنیف! بدون که هر کسی یه امامی داره که بهش اقتداء میکنه و از علم و دانشش استفاده میکنه. بدون که امام تو از دنیاش فقط به دو تکه لباس و دو قرص نون اکتفاء کرده . بدون که شماها نمیتونید مثل من اینجوری باشید، ولی با تقوی و تلاش و عفت و پاکدامنی و درستی به من کمک کنید. به خدا قسم من از دنیای شما نه طلا و نقره ای ذخیره کردم و نه غنیمتی برداشتم وبه این دو تکه لباسم هیچی اضافه نکردم و از زمین های دنیا حتی یه وجب هم واسه خودم برنداشتم. و از غذاهاش بیشتر از غذای یه حیوان ناتوان زخمی انتخاب نکردم. این دنیا توی چشم من از دانه ی بلوط تلخ هم کمتره. .... ادامه دارد ---<<نهج البلاغه ص۵۵۲ نامه۴۵>>--- پای حرف امام علی (ع)||◇👇‌ @harfe110 @harfe110 @harfe110 @harfe110
سلام برای اینکه قسمت سوم نامه ی امام علیه السلام به عثمان بن حنیف رو بخونیم، بی لطف نیست که مروری بر ماجرای فدک و غصب اون بکنم . چون امام در مورد این موضوع توی این نامه حرف زدند. فدک اسم منطقه ای خوش آب و هوا در شمال مدینه و فاصله ی حدود ۱۵۰ کیلومتری اون هست. این منطقه یه قطب کشاورزی بسیار پر درآمد واسه یهودیان خیبر بود.‌ در جنگ خیبر وقتی یهودیان شکست خوردند، با نماینده ی پیامبر قرارداد ترک جنگ امضا کردن و منطقه ی حاصلخیز فدک رو به شخص پیامبر هدیه کردند. دقت کنید . فدک هدیه بوده به شخص پیامبر و جزو غنائم جنگی نبوده. حضرت پیامبر هم اون باغ های فدک رو به دخترشون حضرت فاطمه بخشیدند و ایشونم یه نایب واسه اونجا تعیین کرده بودند و تقریبا تمام درآمدش رو در راه خدا و فقراء مصرف میکردند. این فدک حدود ۵ سال در اختیار حضرت فاطمه بود تا اینکه پدرشون حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله از دنیا میرن و ابوبکر به خلافت میرسه. از کارای ابتدایی ابوبکر این بود که با اشاره ی عمر، نایب اون حضرت رو از فدک بیرون کرد و اونجا رو در اختیار خودش گرفت. این کار موجب اعتراض شدید حضرت فاطمه شد و اون حضرت در یه سخنرانی بسیار جالب و شنیدنی در مسجد النبی با ابوبکر گفتگویی میکنن و با بیان استدلالهای محکم اون رو مجبور و متقاعد می کنن که فدک رو پس بده ولی باز عمر دخالت میکنه و نمیذاره. بعد از اون حضرت از مهاجران و انصار هم کمک میخان که متاسفانه هیچکدوم جرأت و یا تمایلی به حمایت از اون حضرت نداشتند . ... ادامه داره
پای حرف امام علی(علیه السلام)/علیرضا مطلب🇮🇷
سلام برای اینکه قسمت سوم نامه ی امام علیه السلام به عثمان بن حنیف رو بخونیم، بی لطف نیست که مروری بر
ابوبکر واسه توجیه غصب خودش، رو به حضرت فاطمه میکنه و میگه: درسته که این باغ ها مال شخصی پیامبر بوده ولی یه حدیث داریم که پیامبر فرمودن: ما انبیاء اموالی مثل طلا و نقره و زمین رو به ارث نمیذاریم و هرچه از اینا از ما بود، بعد مرگمون مال همه ی مسلمونا میشه. حضرت فاطمه سلام الله علیها که به خوبی از جعلی بودن حدیث خبر داشتند به ابوبکر میگن که: اولا این باغها ۵ سال قبل از رحلت پیامبر مال من شده بود و پیامبر به من بخشیده بود و شاهدمم شوهرم علی و أم أيمن هست. پس اصلا جز اموال پدرم در زمان فوتشون نبوده که بخواد ارث محسوب بشه! ثانیا آیا توی قرآن اومده که تو از بابات ارث ببری و من نه؟! ثالثا این همه آیه قرآن داریم که توش حرف از ارث بردن فرزندان پیامبران از اونهاست!! مثل ارث بردن حضرت یحیی از حضرت زکریا . و .... خلاصه اینکه با این استدلالها ابوبکر مجبور میشه یه برگه بنویسه و توش فدک و اختیارش رو به اون حضرت برگردونه . ولی وقتی خبر به عمر میرسه سراسیمه خودش به اونجا میرسه و متاسفانه با جسارت و هتک حرمت ، نامه رو از اون حضرت میگیره و پاره پاره ش میکنه!!! حالا امام علی علیه السلام توی نامه خودشون به عثمان بن حنیف خیلی گذرا و مجمل به این قضیه اشاره می کنن.
و اما ادامه نامه ی امام👇
┈•••༶༓(نامه چهل و پنجم)༓༶••┈ نامه ۴۵ 👈........مقدمه 👈..........قسمت اول 👈......قسمت دوم 👈.....مقدمه قسمت سوم قسمت سوم: بله ای عثمان! از میون اون چیزایی که آسمون روی اونا سایه انداخته بود، یه فدک دست ما بود. که اونم یه عده در موردش بخل ورزیدند( و از ما غصبش کردند) و یه عده ی دیگه ای هم خیلی سخاوتمندانه، راحت ازش عبور کردند( و حاضر نشدند به ما کمک کنند تا اون رو پس بگیریم) . خدا خودش بهترین قاضیه( و حق ما رو پس میگیره) خوب! من با فدک و غیر فدک چکار میخام بکنم؟ وقتی (میدونم) فردا روزی، جای آدم گوریه که هم خودش و آثارش رو ، و هم خبر و یادش رو پنهان میکنه! گوری که هرچه بیشتر گودش کنن و بزرگتر بکَنندش، آخرش دوباره با سنگ و کلوخ و خاک پرش میکنن و روزنه هاش رو میبندند! ای پسر حنیف! من فقط با تقوی ، این نفسم رو پرورش میدم، تا توی روز قیامت که بزرگترین روز ترسیدنه، در امان باشه و توی پرتگاهاش ، ثابت قدم بمونه .... ادامه دارد ---<<نهج البلاغه ص۵۵۲ نامه۴۵>>--- پای حرف امام علی (ع)||◇👇‌ @harfe110 @harfe110 @harfe110 @harfe110
┈•••༶༓(نامه چهل و پنجم)༓༶••┈ نامه ۴۵ ..قسمت چهارم ای عثمان بن حنیف! (اگه من گفتم که وضع زندگی شخصیم اونجوریه، فکر نکن که از روی ناتوانی و ناداریه. نه) من اگه میخواستم، میتونستم از عسل ناب و از مغز گندم و از ابریشم های بافته شده، واسه خودم غذا و لباس خوب تهیه کنم.‌ ولی اصلا و ابدا که خواهش های دلم بر من غلبه کنه و حرص و طمعم، من رو به سمت غذاهای لذیذ بکشونه . اونم توی شرایطی که در حجاز و یَمامه کسانی هستن که حتی به یه قرص نان هم دسترسی ندارن! یا من با شکم سیر بخوابم، اون وقت توی اطرافم شکمهایی باشند که از گرسنگی به پشتشون چسبیده است و جگرهایی هست که از تشنگی لَه لَه میزنن! یا من اونجوری باشم که شاعر گفته که: این درد واسه تو بسه که با شکم سیر بخوابی و اطراف تو شکم های گرسنه فراوانن. .... ادامه دارد ---<<نهج البلاغه ص۵۵۲ نامه۴۵>>--- پای حرف امام علی (ع)||◇👇‌ @harfe110 @harfe110 @harfe110 @harfe110
هدایت شده از صابرین نیــوز
8.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🥀 آخر چه بود این مرگ نو ... 🔸 ابیاتی ناب در رثای فرمانده شهید مقاومت، شهید یحیی سنوار از زبان دکتر محمدمهدی سیار 🔹 همراه با تلاوت آیاتی در وصف نیکوکاران با صوت دلنشین حامد شاکرنژاد 🎥 تولید شده در استودیو محفل ـــــــــــــــــــــــ پایگاه خبری صابرین نیوز↙️ 🆘@sabreenS1_official