eitaa logo
پای حرف امام علی(علیه السلام)/علیرضا مطلب🇮🇷
1هزار دنبال‌کننده
638 عکس
711 ویدیو
16 فایل
ارائه ترجمه روان و عامیانه از نهج البلاغه بر اساس شرح آیت الله خوئی ره ارتباط با مدیر: @Alirezamotalleb
مشاهده در ایتا
دانلود
خوب تا اینجاشو داشته باشین تا بقیه ش رو شب واستون بگم 😊🥰
سلام به دوستان شبتون بخیر و شادی هستین ادامه داستان سلمان رو بگم ؟؟؟؟
گفتیم آخرین استاد سلمان بهش گفت که باید بره به سمت حجاز و دنبال پیغمبر جدید بگرده اونم دنبال یه فرصتی بوده که با یه کاروان راهیه حجاز بشه که به کاروانی از قبیله ی « کلب» برخورد می کنه و با اوا همراه میشه
وقتی کاروان به « وادی القری» یعنی همین سرزمین مکه میرسه ، نامردی می کنن و سلمان رو به عنوان برده به یه یهودی می فروشن😔
سلمان میگه من واسش کشاورزی می کردم و نخلاش رو رسیدگی می کردم . چند صباحی گذشت تا پسر عموش اومد و من رو از اون خرید و من رو با خودش به مدینه برد.
سلمان میگه بخدا این اتفاقات چیزی نبود جز اینکه خدا می خواست من حضرت پیامبر رو اوجوری ببینم که نشانه ها می گفت و الا ایشون در مکه مبعوث شده بود ولی من هیچ اطلاعی پیدا نکرده بودم.
خلاصه میگه من در مدینه بالای نخل بودم که یکی از پسر عموهای مولای من اومد و بهش گفت : خدا لعنت کنه مردم قبیله « قیلة » رو . چون توی محله ی قُبا گرد یه مردی جمع شدند که فکر می کنه پیغمبر خداست !!!!
سلمان میگه با شنیدن این حرف بدنم شروع کرد به لرزیدن و از نخل اومدم پائین و شروع کردم مولام رو در مورد اون مردی که ادعای پیامبری کرده سوال پیچ کنم.
مولام من رو دعوا کرد و گفت : برو سراغ کارت و در اموری که به تو ربطی نداره دخالت نکن!!!
سلمان میگه منم سرم رو انداختم پایین و تا عصری رفتم سرگرم کارام شدم . ولی عصر که شد .....
خوب واسه الان دیگه بسه . 😐 بقیه ماجرا رو فردا تعریف می کنم ان شاء الله 🥴