یعنی برو با اربابت یه قراردادی ببند که در ازای یه کاری و یا یه پولی راضی بشه تو رو آزاد کنه
سلمانم میره و موضوع رو با اربابش در میون میذاره . اونم نامردی نمی کنه و راضی میشه در قبال کاشت 300 درخت نخل و 40 اُوقیه ( یعنی حدود 1600 درهم) اون رو آزاد کنه .
یعنی به پول امروز حدود سیصد چهارصد ملیون تومان!!!!!!!
پیامبرم دست آستین بالا میزنن و به یاراشون میگن که : یالاه . باید پول و درخت رو جفت و جور کنیم و سلمان رو آزادش کنیم .
دیگه همگی دست به کار میشن و درختا رو خود پیامبر با دست خودش میکاره که هیچ کدومشونم خطا نمیره و سبز میشن و اون پول ور هم از یه طریقی جفت و جور می کنن و به این ترتیب روزبه ی برده ی مسیحیِ اسیر یه یهودی ، میشه سلمان فارسی و سلمان محمدیِ مسلمانِ آزادددددد😊❤️
کاشتن اون درختام یه داستان جالبی داره که چون ابن ابی الحدید سنی نقل کرده بعدا واستون میگم
کسانی که دنبال سند داستان سلمان می گردن آدرسش اینه:
شرح ابن ابی الحدید جلد 18 صفحه 37
یادتون هست که گفتم در مورد اون 300 تا درخت نخلی که باید کاشته میشد و به ثمر می رسید تا سلمان رو بشه آزد کرد ، ابن ابی الحدید یه ماجرای جالبی رو میگه ؟؟؟
ولی گفتم به من چه ؟!!
خودشون( سنی ها) میگن خوب😜