روند زندگیم اینطوریه که شبا بیدارم چون عذاب وجدان دارم درطول روز کار مفیدی نکردم و بعد تصمیم میگیرم فردا به کارام برسم ولی چون شب بیدارم روز رو میخوابم و این چرخه ادامه دارد.
طرف میگفت پرونده موکلم انقدر طولانی شده که اولین وکیلش فوت کرده و الان من وکیلشم، حجم پرونده هم انقدر قطور بود که دوهفته طول میکشید فقط بخونی چی به چیه.
ی لحظه دوباره یادم افتاد این ترم بدترین اساتید ممکن رو برامون گلچین کردن دوباره خنده عصبیم گرفت. طرف دو ترم باهاش جزای عمومی داشتیم سرکلاسش خوابمون میبرد الان آییندادرسیکیفری رو دادن بهش
شماهم اینجوریاید که وقتی نمیخواید راجع به موضوعی فکر کنید بیشتر از هر موقع دیگهای میاد جلو چشمتون؟ هرجا. تو سریال، تو کتاب، لای صحبتای معمولی، تو چتهای ساده و.. پیداش میشه تا به یادت بیاد.