از من میپرسی عشق چیست؟
چشم هایم را میبندم
به تو فکر میکنم
و به بهترین پاسخ
ناخود آگاه لبخندی روی لبم مینشیند
آری عشق همین است ...
نه شهامت ماندن داشتی و نه شجاعت رفتن؛
همین رفت و آمدهای دائمیات، مرا زخمیتر میکرد.
و غمهای ناگفته تبدیل به بغضهای گاه و بیگاه، اشکهای ممتد، خشم، انزوا و سکوت میشوند.