477.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دینی که بهش تعلق دارم :
رِفاقَتْ تا شَهادَتْ:) ♡
رِفاقَتْ تا شَهادَتْ): ♡
#رمان_ناحله #قسمت_شصتم #عاشقانه_مذهبی نشستم رو میز و مشغول شدم . بعد اینکه حسابی سیر شدم از جام پ
#رمان_ناحله
#قسمت_شصت_و_یکم
#عاشقانه_مذهبی
در یخچالو بازکردم ولی چیزی پیدا نکردم
کابینتارم گشتم ولی بازم چیزی نبود
از تو یخچال پاکت شیرُیه موزدر اوردم و ریختمشون تو
مخلوط کن و مثلا شیرموز درست کردم
ریختم تولیوان قشنگِ صورتیمُ با اشتیاق رفتم تو هال نشستم
روکاناپه و تلویزیونُ روشن کردم کانالا رو بالا پایین کردم
میخواستم خاموشش کنم که یه دفعه روکانال افق مکث کردم
یه خانمی رو نشون میدادکه گریه میکرد دقیق که شدم فهمیدم
همسرِشهیدِ!
دست نگه داشتمو تا اخرِبرنامه رو نگاه کردم بادقت چقدر دلم
براش میسوخت زنِ بیچاره
چه صورتِ ماهُ خوشگلیم داش
اخه مگه دیوونن مردم که برا پول میرن خارج از کشور
میجنگن میمیرن بی جنازه و هیچی اخه یعنی چی
معلوم نی فازشون چیه
چشونه؟
خدایی پول انقدرارزش داره
تو دلم اینو گفتم که همون لحظه گریه خانومه شدت گرف
دقت کردم ببینم چی میگه
حرفاش که تموم شدفیلمُ روبچه ای که تو بغلش بود زوم
کردن
نمیدونم چرا یه دفعه دلم یه جوری شد
به ساعت نگاه کردم
فیلمِ تقریبا تموم شده بودُ تیتراژِ پایانی شروع شده بودُاسما
بالا میرف
تلویزیونُ خاموش کردم ورفتم بالا سمت اتاقم. ساعت دیگه
هفت شده بود
دلشوره گرفته بودم
کمدموُواکردم یه مانتویِبلند سرمه ای که خیلی ساده بودبا یه
شلوار مشکی کتان برداشتم و پوشیدم
از کمدشال و روسری هم یه روسری سرمه ای بلندبرداشتم
موهاموسفت بستمو روسریُسرم کردم
یه کیفِ اسپورت هم برداشتمو وسایلمو ریختم توش
یه ادکلن خوشبو از رومیزآرایشم برداشتم و دوتا فِش به لباسم
زدم
این دفعه بدون هیچ آرایش
نمیدونم چراولی وجدانم اجازه نمیداد ارایش کنم
کیفمُ گرفتم ورفتم پایین نشستم رومبلُ منتظر بابا شدم
عقربه دقیقه شمار نزدیک ۱۲میشدو من بیشتراسترس
میگرفتم
میترسیدم که نرسم
تلفنُ برداشتمُ چندبار شماره بابا رو گرفتم جواب نمیداد کلافه
پوفی کشیدم و دوباره تلویزیونو روشن کردم
کانالارو جابه جا کردم و بی حوصله رو یه شبکه نگه داشتم
که هشداربرای کبرا ۱۱میداد
از گرسنگی دل ضعفه گرفتم تازه یادم افتاد که شیرموزم
مونده رومیز رفتم برش داشتمُ همشُ بایه قورت فرستادم
سمت معده ی عزیزم
به تهِ خالیِ لیوان نگاه کردم
تازه فهمیدم بهش شکر نزده بودم
به ساعت نگاه کردم هشت و نیم بود
_مثلا میخواست به خاطر من زودتر بیاد
با شنیدن صدای بوق ماشین بابا چراغارو خاموش کردم و
پریدم بیرون
با عجله کفشمو پوشیدم و بندشو نبسته رفتم تو ماشین
ترجیح دادم غر نزنم که نظرش عوض نشه
باشناختی که ازش داشتم تا همین جاشَم لطف کرده بود بنده ی
خدا رو قوانینش پا گذاشته بود
با عجله سلام کردم و ادرس و بهش دادم
اونم با ارامش پاشو گذاشت رو گاز و حرکت کرد
که گفتم
_اینجور که شما میرونین شاید هیچ وقت نرسیم بابا جون
و یه لبخند مضخرف زدم
بدون اینکه به من نگاه کنه گف
+چه فرقی میکنه ما میریم یا میرسیم یا نمیرسیم دیگه
هم فالِ هم تماشا
تا قسمتمون چی باشه
آروم گفتم
_قسمتُ خودمون میسازیم.
انگار که شنید پاشو گذاشت رو گاز و با تمام وجود گاز داد
یه لبخند پیروزمندانه نشست رو لبم
یه حسی بهم میگفت نمیرسم ولی به قول بابا هم فال بود هم
تماشا!!
بعدِ یه ربع تا بیست دیقه رسیدیم دم هیئت.
خلوت بودنِ خیابون هیئت نشون از تموم شدن مراسم میداد.
با حالت اشکبار رو به بابا گفتم
_اه دیدینننن چرا اخه انقدر دیرررر
حالا دیگه ساعت نُهِ!!! نه !
+خب حالا برو ببین شاید کسی باشه.
_نه دیگه دست شما درد نکنه ممنون لطف کردین تا
همینجاشم
برگردین خونه لطفا.
بابا سوییچِ ماشینو زد که دیدم یکی از در هیئت اومد بیرون
بلند گفتم
_عههههه نگه دارین یه دقیقه
این و گفتمو از ماشین پریدم بیرون
دلم یه جورِخاصی شد .
هیچ وقت تو عمرم این حسُ نداشتم.
ناخودآگاه کشیده شدم سمت در ورودی.
به اونی که از هیئت اومد بیرون گفتم
_هستن هنوز ؟
سرشو تکون داد و گفت
+تو مردونه!!! ولی مراسم تموم شده.
کفشمو در اوردم و رفتم قسمت آقایون.
یه جای خیلی بزرگ بود .
انتهاش یه سری آدم جمع شده بودن .
بدون اینکه به دور و برم نگاه کنم اروم قدم بر میداشتم .
که یه دفعه همه بلند شدن
یه صدای آشنا گف
+آروم بچه هآ آروم بلندش کنید!!!
رِفاقَتْ تا شَهادَتْ): ♡
#صدای_شما
شما که میگید در گوگل هم او مده کانال شما نیست کانال ها عضو بیشتر از ۱۰ کا دا خل گو گل میآید
و اسم کانال شما با او ن کانال شبیه است
_
سلام عزیز من هم اول این فکر رو میکردم
بعد زدیم روی لینک و آورد
#صدای_شما
مثلاً ۲۰۰ تا هم میا ره ولی باید هزینه کنی اشتراک بخری
_
نمیدونم ولی ما کاری نکردیم
اتفاقی داخل یه کانالی دیدم که همچنین چیزی هست و نگاه کردم و دیدم برای ما هم هست
↺"سلامبهچهاردهمعصوم...( :❤️
🫧• السلامعلیڪیارسولالله •
🩶• السلامعلیڪیاامیـرالمؤمنین •
🫧• السلامعلیڪیافاطمهالزهـرا •
🩶• السلامعلیڪیاحسـنِبنعلے •
🫧• السلامعلیڪیاحسـینِبنعلے •
🩶• السلامعلیڪیاعلےبنالحسین •
🫧• السلامعلیڪیامحمدبنعلے •
🩶• السلامعلیڪیاجعـفربنمحمـد •
🫧• السلامعلیڪیاموسےبنجعـفر •
🩶• السلامعلیڪیاعلےبنموسیالرضا •
🫧• السلامعلیڪیامحمدبنعلے •
🩶• السلامعلیڪیاعلےبنمحمـد •
🫧• السلامعلیڪیاحسنبنعلی •
🩶• السلامعلیڪیاصـاحبالزمان •
🫧• السلامعلیڪیازینبڪبری •
🩶• السلامعلیڪیاابوالفضلالعبـاس •
🫧• السلامعلیڪیافاطمهالمعصومه •
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اللهمعجللولیکالفرج*
:)
رِفاقَتْ تا شَهادَتْ:) ♡